به گزارش افکارنیوز، پیروزی انقلاب اسلامی و هدایت حکیمانه آن توسط رهبر کبیر انقلاب اسلامی و مقام معظم رهبری برکات گستردهای برای ایران در پی داشته که نمونههای بارز آن در حوزه فرهنگی، اجتماعی، علمی، امنیت جامعه و اقتصادی مشهود است.
در کنار مواردی که اشاره شد حوزه دفاع و توسعه صنایع نظامی کشورمان که بر پایه دانش بومی متخصصان کشورمان استوار است، با دوران رژیم پهلوی قابل مقایسه نیست.
در حالی که صنعت نظامی ایران پیش از انقلاب اسلامی بر پایه واردات گسترده تسلیحات نظامی استوار بود و این تجهیزات نیز به کمک مستشاران و نیروهای غربی راهاندازی میشد، اما این معادله پس از انقلاب اسلامی کاملا بر عکس شد و روند توسعه برپایه دانش دانشمندان کشور در حوزه دفاعی و مخصوصا دانش موشکی کاملا واضح و مشخص بود.
همانطور که اشاره شد پیش از انقلاب اسلامی در حوزه صنعت نظامی فعالیتها، صرفا تولید سلاحها و مهمات سبک بود که نهایتا تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به تولید فشنگهای سبک و نیمهسنگین تیربار ژ۳، اسلحه ژ۳ و فشنگ سلاحهای کمری محدود میشد.
در کنار مطلب فوق، مهمترین تلاشهای محمدرضا پهلوی را میتوان صرف هزینههای هنگفت و تمایل سیریناپذیر وی برای در اختیار داشتن سلاحهای مدرن و پیشرفته غربی دانست.
هزینههای رژیم پهلوی برای واردات بیحد تسلیحات آن هم بدون آموزش نیروهای داخلی و تنها بر پایه مشتی اسم به جایی رسید که روزنامه واشنگتنپست، ضمن سرمقاله انتقادی درباره اوضاع ایران، در سیزدهم فوریه ۱۹۷۶ نوشت تا زمانی که ایران هزینههای نظامی خود را بر برنامههای اقتصادی مقدم میشمارد، آینده این کشور تیرهوتار به نظر میرسد.
البته این روزنامه تنها به جنبه اقتصادی توجه کرده بود و هرگز به این نکته توجه نکرد که تنها مستشاران آمریکایی اجازه تعمیر و بهینهسازی و حتی راهاندازی بسیاری از تجهیزات نظامی را داشتند.
غربیها خود میدانستند که با چند کارخانه تولید فشنگ و نهایتا تولید و مونتاژ ژ۳، ایران نمیتواند خطری نظامی برای آنها تلقی شود زیرا ایران را به کشوری وابسته و انبوه از تسلیحاتی بیکاربرد بدل کرده بودند.
بودجه نظامی ایران که در سال ۱۳۴۹ معادل ۸۴۴ میلیون دلار بود ناگهان در سال ۱۳۵۶ به ۱۰ میلیارد دلار افزایش یافت و سفارشهای نظامی رژیم پهلوی به دلیل افزایش قیمت نفت از ۵ میلیارد دلار در همان سال تجاوز میکرد.
براساس آمارهای ارائه شده، در برخی از سالهای حاکمیت رژیم پهلوی، ۲۷ درصد از کل بودجه ایران صرف امور نظامی میشد و با افزایش بودجه نظامی ایران به میزان ۴ برابر در فاصله سالهای ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۷، هزینههای نظامی ایران هم به میزان ۴ برابر افزایش یافت و این در حالی بود که در این مدت، حدود یک سوم کل صادرات اسلحه آمریکا به خارج از این کشور راهی ایران میشد.
به خوبی مشخص شد چگونه یک رژیم پیرو و وابسته به غرب برای تضمین بقای خود، منافع ملت خود را نادیده و حقوق آنها را در جهت منافع کشور حامی به کار میگیرد، زیرا در همان زمان که محمدرضا پهلوی مشغول خرید جنگافزار و سلاح بود که البته به کارگیری آن نیز مستلزم آموزش مستشاران آمریکایی بود، بسیاری از کشورها در عرصههای علمی و صنعتی سرمایهگذاری کردند و توانستند بعدها نتایج مطلوب آن را به دست آورند.
این در حالی است که بعد از انقلاب اسلامی ایران با تحریمهایی از سوی غرب روبرو شد که البته به لطف این تحریمها وابستگی به دانش، متخصصان و صنعت خارج از کشور به تدریج کاهش و از بین رفت.
قطع وابستگی به معنای کند شدن روند حصول تجهیزات نظامی نبود، بلکه راهی برای خودباوری جوانان و دانشمندان داخلی بود تا با دانش بومی خود مشابه و حتی نمونههایی برتر از تجهیزات غربی را طراحی کنند.
برای اظهار توانایی و عظمت قدرت نظامی جمهوری اسلامی ایران و روند رو به رشد تولید تجهیزات نظامی بومی همین بس که یک کارشناس سیاسی و استراتژیست روس در رابطه با توانایی ایران بعد از انقلاب اسلامی میگوید: براساس گزارشهای کارشناسان آمریکایی ایران تا سال ۲۰۱۵ از نظر توان صنعتی نظامی به سطح فرانسه فعلی میرسد.
مطلب فوق که بررسی کارشناسی برخی از تحلیلگران صنایع نظامی آمریکا و پنتاگون را نیز پشت سر خود دارد یعنی ایران از زمانی که تنها و با کمک مستشاران آمریکایی قادر به تولید فشنگ اسلحه کمری بود، اکنون با دانش بومی خود " قاهر " و " آذرخش " هایی طراحی کرده و ساخته که با " میراژ " های فرانسوی قابل رقابتند.
جالب اینجاست که هزینه طراحی و تولید بومی تسلیحات نظامی در کنار توجه به نیرویانسانی و تربیت متخصصان متعهد موجب صرفهجویی ارزی بسیار زیادی میشود که البته خود به ساماندهی اوضاع اقتصادی کشور نیز میانجامد.
![]()
بسیاری از سلاحهایی را که قبل از انقلاب اسلامی نه تولید میشد و نه اجازه تولید آن را می دادند از رهگذر جنگ و تحریم اقتصادی و با طراحی مهندسی معکوس در داخل شکل گرفت.
هر قدر فشارها بیشتر شد خودباوری صنعت دفاعی بیشتر متبلور شد، به طوری که به عنوان نمونه جمهوری اسلامی از بزرگترین توان و قدرت بازدارندگی موشکی برخوردار است که از یک طرف تماما بومی و از سوی دیگر تحت اختیار نیروهای داخلی قرار دارد و با هزینه اندک این امکان فراهم شده است.
جمهوری اسلامی ایران سریعترین اژدر و قایقهای تندرو جهان را در اختیار دارد که به کابوسی برای ناوها و زیردریاییهای دشمن تبدیل شدهاند.
اکنون موشک قیام که از فناوری بالایی در عرصه آیرودینامیک و پایداری برخوردار است میتواند خط سیر خود را بدون نیاز به باله دنبال کند و این یعنی فناوری که تنها در اختیار دو یا سه کشور است و متخصصان دفاعی جمهوری اسلامی ایران به فناوری ساخت این موشک دست یافتهاند.
رادارهای با شعاع چند هزار کیلومتر چشم بینایی هستند که به برکت توجه به جوانان و متخصصان داخلی کشور پس از انقلاب اسلامی ایران به دست آمده است.
آنچه مسلم است توسعه و پیشرفت در این حوزه آن قدر فراوان است که نمیتوان مصداقی راجع به آن صحبت کرد و آنچه مطرح شد، پارهای مستندات درباره تحول ۳۵ ساله صنعت نظامی جمهوری اسلامی ایران بود.