به گزارشافکارنیوز، در سال های اخیر صحبت از تحول و تولید علوم انسانی اسلامی تقریبا بی نیاز از بحثو جدل شده است. با اندکی تامل در مقالات و سخنرانی دانشگاهیان و حوزویان فرآیند عبور از «چیستی و چرایی» امتداد سیاسی - اجتماعی علوم اسلامی به «چگونگی» آن را می توان مشاهده کرد. در این یادداشت در پی آن هستیم تا گزارشی کوتاه از عملکرد «شورای تخصصی تحول و ارتقای علوم انسانی» ارائه کنیم.

پیشینه

پس از بیانات مقام معظم رهبری در جمع اساتید دانشگاه در سال ۸۸ و ابراز نگرانی از تعداد بالای دانشجویان علوم انسانی کشور، کیفیت نامطلوب آموزشی و خلا منابع اسلامی در این حوزه، شورای انقلاب فرهنگی«با هدف ایجاد تحول پایدار در علوم انسانی و به منظور طراحی، سازماندهی، برنامه‌ریزی، مدیریت و هدایت تحول علوم انسانی در دانشگاه ها و مراکز آموزشی و پژوهشی، به استناد ماده ۱۸ آیین‌نامه داخلی، شورای تخصصی تحول و ارتقاء علوم انسانی را تأسیس می‌کند.»[۱]

تلاش و تکاپوی جامعه‌ی علمی و فرهنگی کشور در طول سه دهه‌ی گذشته هر چند ثمراتی داشته است، اما به دلایل متعدد و بر اثر موانع و اشکالات متنوع، تحول علوم انسانی هرگز به حرکتی فراگیر و اثربخش تبدیل نشده است. پس از تشکیل این شورا در آبان ۸۸ نگاه ها متوجه خروجی و نتایج آن شد.


وضعیت کنونی شورا

اما رهبر انقلاب در آخرین دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی متذکر خروجی این شورا شدند و فرمودند:

« آقای دکتر حدّاد یک گزارش مفصّل و خوبی به من دادند در مورد کارهایی که در زمینه‌ی علوم انسانی در هیئتی که ایشان مسئول آن هستند انجام گرفته،که خب بعضی از دوستان هم از نداشتنِ خروجی این کار گله ‌مندند و شکایت می کنند، که اینها در جلسه‌ی شورا باید مطرح بشود.به نظر بنده اساسی ‌ترین کار هم این است که مبنای علمی و فلسفیِ تحوّل علوم انسانی باید تدوین بشود؛ این کار اساسی و کار اوّلی است که بایستی انجام بگیرد
[۲]


با رجوع به سایت رسمی این شورا به راستی می توان به درستی این انتقاد پی برد.با اینکه تاسیس شورای تخصصی تحول و ارتقای علوم انسانی در آبان ۸۸ بوده ولی نخستین گردهمایی اعضای آن ۲۰ ماه پس از مصوبه تشکیل یعنی در خرداد ۹۱ صورت می پذیرد[۳]. علاوه بر روند کند شورا می توان به گزارش عملکرد رسمی آن اشاره کرد که از میان ۱۵ کارگروه تخصصی تنها ۹ کارگروه فعالیت های خویش را مکتوب و ارائه کرده اند.

در ادامه ضمن آسیب شناسی حاصل از گفت ‌وگو با صاحب‌نظران و دست اندرکاران این شورا به برخی از نقاط ضعف آن می پردازد. لازم به ذکر است که بیان این انتقادات در راستای اصلاح وضعیت موجود می باشد و منکر تلاش ها و زحمات مسئولین و اعضای مربوطه نیست.

روند کند بازنگری رشته ها در کارگروه های تخصصی

با وجود طرح بازنگری در برخی از رشته های علوم انسانی در این شورا در مدت ۴ سال از آغاز فعالیت، باید به این نکته توجه کرد که، «مطابق آمار، رشته مدیریت مشاوره ۲۹ سال است که مورد بازنگری قرار نگرفته است، حسابداری ۲۸ سال، تاریخ ۲۶ سال، زبان و ادبیات فارسی ۲۳ سال، فلسفه ۲۳ سال، امور تربیتی و مشاوره ۲۲ سال، علوم اجتماعی در تمام زیرشاخه هایش ۲۱ سال، زبان و ادبیات انگلیسی ۲۱ سال، روزنامه‌نگاری ۲۱ سال، روابط عمومی، معارف اسلامی، علوم تربیتی و حقوق نزدیک به ۱۵ سال، مطالعات خانواده و علوم اقتصادی ۱۴ سال و علوم سیاسی ۱۴ سال است که تغییر نکرده‌اند.

مسائلی از این دست نشان می دهد که ما تقریباً هیچ‌گونه تحول و کار مداومی در رشته‌های علوم انسانی نداشته‌ایم،در حالی که در دنیا هر پنج سال یک تحول عظیم در حوزه علوم انسانی رخ می‌دهد.این در حالی است که تلاش ده سال اخیر اندیشمندان ایران اسلامی برای ادبیات و پیشینه ارزشمند فرهنگ و انقلاب نتوانسته جایی در منابع و سرفصل‌های علوم انسانی پیدا کند. در چنین شرایط ایستایی وقتی که منابع علوم انسانی مورد بازنگری قرار نمی‌گیرند، اندیشه‌های نو و تازه نیز مجال طرح و بسط نمی‌یابند.
[۴]



تعدد مسئولیت های اجرایی، آموزشی و پژوهشی

یکی از مشکلات اساسی این شورا تعدد مسئولیتهای اغلب اعضای شورا از جمله رئیس آن است. حداد عادل هر چند از سوابق ارزنده ای برخوردار می باشد ولی فرصت لازم برای تمرکز بر امور اجرایی و ایجاد هماهنگی بین کارگروه ها را ندارد. همچنین با نگاهی به سوابق اعضای گارگروه های تخصصی می توان به شیوع این نکته در بخش های مختلف این شورا نیز پی برد.

در حالی کهتحول علوم انسانی در گام نخست نیازمند تمرکز نخبگان و صرف انرژی و زمان است.

مشخص نبودن مبنای نظری تحول

یکی از مراحل بسیار اساسی تحول علوم انسانی، واکاوی مبانی نظری و پایه ای آن می باشد. با وجود تعدد نظرات اندیشمندان علوم انسانی کشور، برای آغاز فعالیت نیازمند دستیابی به یک دیدگاه مشترک در زمینه اسلامی کردن و بومی کردن این علوم و ارتباط آن با نیازهای مردم مسلمان و انقلابی ایران هستیم.


این شورا هنوز موضع رسمی خود را در این باره اعلام نکرده است که پیرو کدام نظریه علم دینی است و چگونه می خواهد درباره درست یا نادرست بودن مبانی نظری و فلسفی علوم انسانی غربی اظهار نظر کند.

عدم طراحی فرآیند ارزیابی

در گزارش عملکرد بعضی از کارگروه ها به این نکته اشاره شده است که درباره برخی دروس بحثو بررسی انجام گرفته و سرفصل های آن تغییر یافته است. اما باید دانست که نباید به تغییر سرفصل ها اکتفا کرد بلکهبایستی ضمن طراحی فرآیند معقول ارزیابی و نقد تغییرات ایجاد شده از سوی اساتید و دانشجویان در صدد روزآمد کردن این رشته ها باشیم.

این ایده چه در قالب «مناظره ‌های قانونمند و توأم با امکان داوری» و با حضور «هیئت داوری علمی» و چه در قالب تمهید «فرصت برای نظریه ‌سازان» و سپس «نقد و بررسی» ایده آنان توسط نخبگان فن و در محضر وجدان علمی حوزه و دانشگاه امکان پذیر می باشد.

عدم تخصص برخی اعضای کارگروه های تخصصی

هر چند تلاش بر این بوده که برای تقویت جایگاه علوم انسانی از افراد مستعد و با انگیزه استفاده شود ولی اسلامی کردن علوم انسانی علاوه بر آشنایی کامل افراد با رشته ها، نیازمند تتبع و تخصص در علوم دینی می باشد.آیا اعضای کارگروه های تخصصی آشنایی لازم با جهان بینی اسلامی را دارند؟ آیا ایشان در علوم نقلی و عقلی از مهارت و تخصص کافی بهره مندند؟

به نظر می رسد حتی اگر شورا به نتایجی دست یابد، نتایج مطلوبی نخواهد بود زیرا با ترکیب فعلی کارگروه ها در بهترین حالت این علوم بومی خواهد شد نه اسلامی!

فقدان آمادگی فضای اجرایی کشور

برای ایجاد تحول در علوم انسانی نیازمند همکاری مراکز اجرایی از جمله وزارت علوم و دانشگاه ها هستیم. هر چند مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی برای همه ارگان ها لازم الاجرا می باشد ولی عملا شاهد آن هستیم که مصوبات شورا در مراحل اجرا دچار مشکل می شود.

عدم اعتماد و اختلاف در مبانی نظری بین شورا و نهادهای اجرایی یکی از علل مهم ناکارآمدی مصوبات شورا می باشد. ارتباط ضعیف شورای تخصصی تحول و ارتقای علوم انسانی با نخبگان و دانشگاهیان زمینه چنین اختلاف و عدم اطمینانی را فراهم می آورد.لذا تصور اینکه اساتید دانشگاه منابع ارسالی شورا را به عنوان منبع آموزشی خویش قرار دهند بعید به نظر می رسد.

علاوه بر این تجربه نشان داده است که تحول در علوم انسانی با دستور و مصوبه رخ نمی دهد. بلکه ایجاد تحول تنها در ظاهر محقق نمی‌شودبلکه متحول شدن یک امر درونی استو اگر تحول به گفتمان اصلی دانشگاهیان تبدیل نشود و مطالبه ای از سوی دانشجویان و اساتید نباشد تلاش های این شورا بی ثمر می ماند.

با برقراری ارتباط مستمر میان مدیران و پژوهشگران با دانشجویان و اساتید و تبدیل مشکلات موجود در سیتسم اداری و سبک زندگی، به مسائلِ نیازمند پژوهش، می توان این گفتمان را میان دانشجویان سال های ابتدایی ایجاد کرد و ایشان را با ضرورت تحول آشنا کرد تا رویکرد تحول در علوم انسانی را در پژوهش ها و فعالیت های آموزشی خویش پی گیری نمایند.

عدم تدوین نقشه‌ی راه تحول در علوم انسانی

نقشه‌ی جامع علمی کشور و سند آموزش‌وپرورش و …، غیر از نقشه‌ی تحول در علوم انسانی است. البته در نقشه‌ی جامع علمی کشور به علوم انسانی نیز اشاره شده است، ولی نقشه‌ی جامع علمی کشور یک نقشه‌ی جامع و کلی است که باید مبنای تدوین نقشه ی راه مستقلی برای علوم انسانی باشد.این موضوع به شورای تحول و ارتقای علوم انسانی واگذار شده که متأسفانه هنوز هم انجام نشده است.از طرفی براخی از شکلات اجرایی مصوبات این شورا فقدان نقشه‌ی اجرایی راه برای تحول در علوم انسانی است.

پیش بینی نشدن بودجه لازم

شورای انقلاب فرهنگی و شوراهای زیر مجموعه آن شأن سیاست گذاری دارد نه اجرایی. بنابراین طبیعی است که بودجه مستقلی برای اجرای پروژهای و مصوبات نداشته باشد.کمبود بودجه وعدم توانایی در پرداخت حق الزحمه اساتید، آماده ننمودن امکانات اولیه همچون وسیله ایاب و ذهاب برای ایشان، بالا بودن هزینه های چاپ کتاب و برخی مراحل اجرایی این مصوبات، جزو دلایل اصلی بی ثمر بودن فعالیت های این شورا به شمار می آید.

برای رفع این مشکل یا باید بودجه مستقلی برای این شورا در نظر گرفته شود یا کلیه فعالیت های آن به یک مرکز اجرایی واگذار شده و شورا فقط عهده دار تصویب و ابلاغ نهایی آن باشد.

عدم وجود استاد برای تدریس

در زمینه علوم انسانی اساتید معتقد و حتی آشنا با مبانی و علوم اسلامی به اندازه کافی وجود ندارد. از طرفی مراکز آموزشی و پژوهشی کافی جهت تربیت مدرس و محقق در این زمینه وجود ندارد. در این برهه علاوه بر طراحی نظام معقول علمی و اخلاقی برای گزینش معلم و متعلم باید ابعاد فرهنگی و تربیتی دانشجویان را جدی گرفت و با سرمایه گذاری و نطارت توأمان در فکر پرورش اساتید شایسته علوم انسانی - اسلامی باشیم.

نتیجه گیری

هر چند با نگاه واقع بینانه، تحول در علوم انسانی غربی که طی ۳۰۰ سال گذشته شکل گرفته است، امری تدریجی و زمان بر می باشد اما با وجود منابع غنی اسلامی و انگیزه متعالی نخبگان علمی انتظارات از این شورا دو چندان می شود.

می‌توان این سؤال را مطرح کرد که آیا بحثتحول در علوم انسانی، که توسط شوراهای اقماری شورای عالی انقلاب فرهنگی دنبال می‌شود، از یک «نقشه‌ی جامعی» برخوردار است؟ و اینکه آیا نقشه‌ی مدیریت‌شده به سمت اجرا می‌رود یا نه؟

قطعاً دولت ‌ها و حکومت ها در حوزه‌ی علم، سیاست‌گذاری و هدف‌گذاری می‌کنند، جهت می ‌دهند و سندنویسی می‌کنند؛ در جمهوری اسلامی ایران نیز این اتفاق باید بیفتد اما کافی نیست. یعنی حتماً باید از گروه ‌ها و انجمن ‌های علمی، فرهنگستان ‌های علوم، گروه‌های علمی، دانشکده ‌ها و پژوهشکده ‌های مختلف نیز استفاده کرد تا این فرایند تبدیل به یک جنبش و حرکت علمی جامع و همه‌جانبه شود. بنابراین یک داد و ستد بین سیاست‌گذاران علم(مخصوصاً علوم انسانی) که مسئولان و مدیران کلان هستند با اساتید و نهادهای علمی و دانشگاهی باید وجود داشته باشد تا این‌ها با کمک هم بتوانند زمینه‌ساز تحول در علوم انسانی شوند.

[۱] http: / / oe. farhangoelm. ir / Home / %D۸%A۷%D۹%۸۷%D۸%AF%D۸%A۷%D۹%۸۱. aspx

[۲] http: / / farsi. khamenei. ir / keyword - content? id = ۱۰۳۳

[۳]http: / / www. farsnews. com / newstext. php? nn = ۱۳۹۱۰۳۲۵۰۰۰۱۹۶#sthash. LicnpoT۵. dpuf

[۴] http: / / farsi. khamenei. ir / others - note? id = ۱۰۰۶۲