به گزارشافکارنیوز،متن کامل مقالهپولاک که روز سه شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳(۶ می ۲۰۱۴) در روزنامه نیویورک تایمز منتشر شده، در ادامه می آید.

***

آمریکا و متحدانش سرانجام اقدام برای تدوین مفاد توافق هسته ای با ایران را آغاز کردند در حالیکه این اقدام مایه امیدواری است و توافقی که از دستیابی ایران به سلاح هسته ای جلوگیری کند واقعا مفید خواهد بود.

اساس این توافق فراگیر، طرح مشترک اقدام خواهد بود که نوامبر گذشته امضا شد. براساس این توافق، ایران پذیرفت در ازای حذف برخی از تحریم ها برنامه هسته ای خود به حال تعلیق درآورد. این توافق ماه ژوئیه منقضی خواهد شد اما با این حال برای یک دوره شش ماهه قابل تمدید خواهد بود.

به نظر می رسد واشنگتن متمرکز بر محدود کردن شمار و نوع سانتریفوژهایی است که ایران اجازه داشتن آنها را دارد و نیز کیفیت و کمیت اورانیومی است که اجازه دارد در اختیار داشته باشد. با این حال این مسایل برای دستیابی به بهترین توافق با ایران کلیدی نیست. آنها مهم هستند ولی با این حال نباید اولویت نخست کاخ سفید باشند.

دولت اوباما باید در عوض متمرکز بر سه عامل دیگر باشد: بازرسی های سرزده، طراحی سازوکاری برای اعمال دوباره تحریم ها در صورت فریبکاری ایران و تمدید مدت توافق.

بازرسان بین المللی باید در سایت های بین المللی ایران حضور دایمی داشته باشند و بتوانند فورا و بدون اینکه دولت جلویشان را بگیرد، هر کجا که بخواهند بروند.

ایران توافق کرده است به پروتکل الحاقی پیمان عدم اشاعه پایبند باشد با این حال با توجه به سابقه ایران در نگفتن واقعیت درباره برنامه هسته ای اش، آمریکا باید آنچه در عراق داشت در ایران نیز داشته باشد یعنی بازرسانش بتوانند دسترسی کامل و بدون هیچ محدودیتی داشته باشند.

آنچه به اندازه بازرسی های سرزده اهمیت دارد این است که آنها تنها درصورتی می توانند موثر باشند که سازوکار اجرای آنها موثر باشد. تاریخچه کنترل تسلیحات و توافقتامه های محدود کننده تسلیحات هسته ای نشان می دهد کشورها زمانی به آنها پایبند هستند که معقتدند احتمالا رو شدن دستشان وجود دارد و بهایی سنگین بابت آن پرداخت خواهند کرد.

درهمین حال در عراق، لیبی و ایران امروز تنبیه شکل تحریم های قدرتمند گرفته است. باید توجه داشت که توافق هسته ای ۱۹۹۴ با کره شمالی موثر نبود زیرا اساس آن مشوق بود و چماق های این توافق به هیچ وجه کافی نبود.

بزرگترین مشکلی که آمریکا پس از امضای توافق فراگیر با ایران احتمالا با آن روبرو خواهد بود، وادار کردن شورای امنیت سازمان ملل و اتحادیه اروپا به اعمال تحریم های دوباره ضد ایران در صورت از سرگیری برنامه هسته ای ممنوع این کشور به ویژه پس از آن خواهد بود که مدارک مشکوک باشد.

درست به همین دلیل است که اینکه بازرسی های سرزده داشته باشیم کافی نخواهد بود. آمریکا نیز نیازمند سازوکارهای سریع برای اعمال دوباره تحریم های در این صورت خواهد بود که آمریکا و متحدانش به این نتیجه برسند که ایران این توافق را نقض کرده است.

بهترین راه برای ایجاد این سازوکار تعلیق تحریم های سازمان ملل و اتحادیه اروپا به جای حذف کامل آن است. در هر دو مورد شورای امنیت هرشش ماه می تواند قطعنامه ای جدید مبنی بر تعلیق تحریم های سازمان ملل تصویب کند.

این مسئله از فرایند دشوار وادار کردن شورای امنیت سازمان ملل و جلوگیری از وتو شدن آن توسط برخی از پانزده عضو دایم این شورا(روسیه یا چین) پیشگیری خواهد کرد. همانطور که در عراق کره شمالی و کشورهای دیگر مشاهده شد این مسئله صرف نظر از اینکه مدارک ارائه شده چه اندازه قانع کننده باشد، از نظر دیپلماتیک غیرممکن است.

در نهایت مسئله دوام پیش می آید. اگرچه هیچکس به طور یقین نمی داند، مدارک قابل توجهی وجود دارد که حسن روحانی رییس جمهور ایران برای دستیابی به توافق حسن نیت دارد اما با این حال روحانی در بیشترین حالت هفت سال دیگر رییس جمهور ایران خواهد بود و نمی توان گفت چه کسی جانشین وی خواهد شد. در سال ۲۰۰۵ میلادی، پس از محمد خاتمی رییس جمهور اصلاح طلب ایران، محمود احمدی نژاد که فردی تندرو بود جانشین وی شد. آمریکا بنابراین باید به دنبال یک توافق پایدار باشد، توافقی که فراتر از دوران ریاست جمهوری حسن روحانی نیز پایدار باشد.

اگرچه همچنان باید درباره شرایط این توافق مذاکره کرد اما شایعات غیرقابل اجتنابی وجود دارد که نشان می دهد واشنگتن آماده توافقی ده سال است. با این حال توافق بالای بیست سال نیز بهتر خواهد بود.

با این حال ایرانی ها به طور قطع احتمالا همه این درخواست ها را قبول نخواهند کرد. آنها به بازرسی های سرزده که حاکمیت این کشور را نقض کند اعتراض خواهند کرد. آنها این استدلال را مطرح خواهند کرد که در توافق موقت سال گذشته حذف تحریم ها ذکر شده بود نه تعلیق آنها. آنها همچنین گله گذاری خواهند کرد که مسئولان غربی در نشست های خصوصی به آنها گفته اند این توافق ده تا دوازده ساله خواهد بود.

با این حال آمریکا از اهرم های حقوقی و عملی برای عقب راندن آنها برخوردار است. در توافق موقت آمده است پس از منقضی شدن توافق نهایی، ایران به عنوان یک قدرت هسته ای عادی قلمداد خواهد شد. در واقع ایران به طور ضمنی این مسئله را پذیرفته است که تا آن زمان با این کشور مانند یک قدرت هسته ای عادی رفتار نشود.

مهمتر اینکه، دولت ایران به شدت نیازمند لغو بار تحریم ها از دوش اقتصاد ایران است.

تعلیق این تحریم ها همه نیازهای واقعی ایران را مرتفع خواهد کرد: در این صورت دیگر ایران با مسئله تحریم به عنوان یک مشکل عملی روبرو نخواهد بود و تنها غرب گزینه اعمال سریع دوباره این تحریم ها را برای خود محفوظ خواهد داشت. در این صورت غرب در واقع بازدارندگی که برای موفقیت خود در توافق هسته ای نیاز دارد؛ تامین خواهد کرد.

سران ایران پیش از این نشان داده اند تمایل دارند اصول را قربانی منافع واقعی کنند. هیچ دلیلی وجود ندارد که به این باور برسیم که در توافق فراگیر نمی توانیم این مسئله را دوباره مشاهده کنیم.

بازرسیهای سرزده به همراه تعلیق تحریم ها موجب احیای اقتصاد و حتی رونق اقتصادی این کشور خواهد شد و همزمان آمریکا و متحدانش نیز تضمین های بیشتری در این باره خواهند داشت که مسئولان ایران درآینده فعالیت های ممنوع هسته ای را از سر نخواهند گرفت.