به گزارش افکارنیوز،

این روزها درحالی که غرب آسیا در آتش تروریسم می‌سوزد، ایران از نظر حملات تروریستی در آرامش است و تلاش ها برای کشاندن موج عملیات‌های تروریستی به کشورمان تاکنون راه به جایی نبرده است. 

با این همه، تاریخ معاصر ایران ترورهای بسیاری را به خود دیده که بازخوانی برخی از پرونده‌های ترور نشان می‌دهد چرا باید خطر تروریسم را همچنان جدی گرفت.

 

از ترور ناصرالدین شاه تا کمیته مجازات

 

برخی تحلیلگران، تاریخ شکل‌گیری گروه‌های تروریستی را به حسن صباح و الموتیان حامی وی نسبت می‌دهند. گروهی که ۸۵۰ سال قبل، به منظور ایستادن در برابر حکومت سلجوقیان، دست به ترور زد. 

 

با این وجود اگر بخواهیم ردپای تروریسم در تاریخ سیاسی معاصر ایران را جستجو کنیم باید سراغ گلوله ای برویم که میرزا رضا کرمانی ۱۲۰ سال پیش به سینه ناصرالدین شاه قاجار شلیک کرد و شاهی که برخی او را آغازگر تاریخ سیاسی نوین ایران می دانند را کشت. 

 

همان شاهی که خود با قتل امیرکبیر، به نوعی بنیانگذار تروریسم دولتی محسوب می شود. این ترور، سالها بعد و در اوج مبارزات مشروطه با شکل گیری «کمیته مجازات» پی گرفته شد. کمیته مجازات، انجمنی بود که در اواخر دوره قاجار اقدام به ترور افرادی که به نظرشان ایادی بیگانه بودند، می‌کردند.

 

تروریسم دولتی رضاخان

 

در دوره رضاخان ترورهای سیاسی متوقف به تروریسم دولتی شد. این بار دربار بود که با روش‌های مشهوری که بعدها فیلم‌ها و رمان‌های بسیاری از دل آن بیرون آمد، رهبران مخالف یا حتی متحدان معاند را با روش‌هایی استالینی حذف کرد. 

 

تیمورتاش، شیخ خزعل، فیروز میرزا نصرت الدوله، عبدالحسین دیبا، محمد فرخی یزدی، تقی ارانی و بسیاری دیگر از مخالفان سرشناس رژیم پهلوی، ازجمله قربانیان تروریسم دولتی پهلوی اول بودند. 

 

یکی از مشهورترین این ترورها در دوره رضاشاه، ترور ۷ آبان ۱۳۰۵ شهید مدرس بود که البته نافرجام ماند اما پازل ترور او در زمان تبعیدش در کاشمر به شیوه‌ای عریان‌تر، کامل شد و این بار ماموریت موفقیت‌آمیز بود. 

 

البته پیش از آغاز این سلسله ترورها، قتل میرزاده عشقی، منتقد سرسخت رضاخان در خانه اش به ضرب گلوله، که در دوره نخست وزیری رضاخان رخ داد، نمایشی از خوی تروریستی اولین شاه پهلوی به شمار می‌آمد.

 

داستان ترورهای آخرین شاه و نخست وزیرانش

 

دوره سلطنت محمدرضا پهلوی را باید اوج پیدایش گروه‌های سیاسی مسلح در ایران معاصر دانست. دیکتاتوری محمدرضا چنان سیستم بسته سیاسی را موجب شده بود که بسیاری از گروه‌های سیاسی رو به سوی مبارزه مسلحانه آورده بودند. 

 

هنوز هفت سال بیشتر از آغاز سلطنت محمدرضا پهلوی نگذشته بود که گفته شد فخر آرا عضو حزب توده در روز ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ در مراسمی به مناسبت تاسیس دانشگاه تهران پنج گلوله به سوی محمدرضاشاه شلیک کرده و خود نیز به ضرب گلوله کشته شده است. 

 

این گلوله‌ها هرچند نتوانست آسیبی به محمدرضا پهلوی وارد کند اما سرآغازی شد بر رفتارهای سرکوب گرایانه آخرین شاه ایران. گفته می شود که پیش از این، حزب توده در ترور محمد مسعود از منتقدان جدی دولت قوام نیز دست داشت. همان فردی که حسین فاطمی وزیر خارجه مصدق هنگام سخنرانی بر سر مزارش در سال ۱۳۳۰ ترور شد اما جان سالم به در برد. فاطمی یک بار دیگر پس از کودتای ۱۳۳۲ از سوی نزدیکان «شعبان بی‌مخ» ترور شد و در نهایت به جوخه اعدام سپرده شد.

 

ترورها در دوره دومین شاه پهلوی با ترور رزم آرا و احمد کسروی در سال ۱۳۲۹ توسط فدائیان اسلام ادامه یافت. ترور رزم آرا واقعه‌ای بود که به شکل‌گیری نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران منتهی شد. فدائیان اسلام پیش از رزم آرا، تجربه ترور هژیر، دیگر نخست وزیر شاه را نیز در پرونده خود داشتند. آنها کمی بعد در سال ۱۳۴۳ نیز حسنعلی منصور را ترور کردند.

 

یکی دیگر از ترورهای پرشمار این دوره، به مرگ محمود افشار طوس مربوط است. رئیس کل شهربانی دولت مصدق که در اردیبهشت ۱۳۳۲ مفقود شد و سپس جنازه‌اش در تپه‌های لشکرک پیدا شد. مرگ او را مقدمه‌ای بر کودتای ۲۸مرداد دانسته‌اند.

 

ترورهای سیاسی با سریال ترورهای نافرجام محمدرضا پهلوی، سیری دیگر به خود گرفت. در بهمن ۱۳۴۰ محمدرضا شاه یک بار با بمبی کنار جاده‌ای که البته عمل نکرد، مورد سوءقصد قرار گرفت و یک بار هم در سال ۱۳۴۴ در کاخ سلطنتی ترور نافرجام دیگری را تجربه کرد که البته حرف و حدیث‌ها درباره اصالت اخبار مبتنی بر ترور او بسیار است. 

 

محمدرضا شاه از این پس، خود به شیوه پدر، رو به ترورهای دولتی آورد که گفته می‌شد مرگ تیمور بختیاری، اولین رئیس ساواک ایران در عراق را باید در زمره این ترورها به شمار آورد.

 

کارنامه سیاه مجاهدین خلق در ترور مخالفان

 

سازمان مجاهدین خلق، یکی از مشهورترین گروه‌های تروریستی است که سلسله ترورهای خود را نیم قرن پیش و با ترور مجید شریف واقفی در سال ۱۳۵۴ آغاز کرد. شریف واقفی یکی از اعضای این سازمان بود که تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق، از اسلامی به مارکسیستی را قبول نداشت.

 

این گروه پس از انقلاب کارنامه سیاهی از ترور از خود به یادگار گذاشت و گفته می‌شود دست‌کم ۱۲هزار شهید ترور، نتیجه رفتار کور تروریستی این سازمان پس از پیروزی انقلاب بوده است. انفجار هفتم تیر در دفتر حزب جمهوری اسلامی که به شهادت شهید بهشتی و ۷۲ عضو بلندپایه این حزب منتهی شد، انفجار در دفتر نخست وزیری که شهیدان رجایی و باهنر را به شهادت رساند، ترور ناموفق حضرت آیت الله خامنه‌ای در تیرماه ۱۳۶۰، ترور شهدای محراب، ترورهای کور شهروندان عادی وفادار به انقلاب و خیانت‌های تروریستی و جاسوسی در جریان جنگ تحمیلی، از جمله اقداماتی است که سازمان مجاهدین عامل آن بوده است. 

 

این گروه پس از پایان جنگ تحمیلی نیز با ترور شهید لاجوردی (شهریور ۱۳۷۶)، شهید صیاد شیرازی (فروردین ۷۸) و انفجار بمبی در کنار ضریح مطهر امام هشتم در مشهد (خرداد ۱۳۷۳)، جنایت‌های خود را ادامه داد و حتی در جریان شهادت دانشمندان هسته‌ای (بین سالهای ۸۸ و ۸۹) نیز به کمک سرویس‌های امنیتی اسرائیل آمد.

 

پیش از سازمان منافقین، جریانی که نقش مهمی در ترورهای سیاسی سال‌های نخست انقلاب داشت، گروهک فرقان بود. 

 

ازجمله ترورهای این گروه می‌توان به ترور تیمسار سپهبد محمدولی قره‌نی نخستین رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران، شهید مرتضی مطهری ایدئولوگ برجسته انقلاب، شهید محمد مفتح و ترور نافرجام آیت الله هاشمی رفسنجانی اشاره کرد. تمامی این عملیات‌های تروریستی در سال ۱۳۵۸ انجام شد.

 

آیت الله هاشمی رفسنجانی البته یک بار هم در سال ۱۳۷۲ و در مراسم ویژه آغاز جشن‌های سالگرد انقلاب اسلامی مورد سوءقصد فردی مسلح قرار گرفت.

 

قتل‌های زنجیره‌ای در عصر اصلاحات

 

یکی دیگر از ترورهای سریالی در ایران که حواشی بسیاری را رقم زد، قتل سریالی روشنفکران بود. مرگ داریوش و پروانه فروهر، جعفر پوینده و محمد مختاری واکنش‌های گسترده‌ای را برانگیخت و در نهایت به افشای باند سعید امامی در وزارت اطلاعات منتهی شد. بعدها نام‌های دیگری نیز درباره قربانیان این ترورها مطرح شد.

 

همزمان با استقرار دولت اصلاحات، علاوه بر ترور روشنفکران، ماجرای ترور سعید حجاریان نیز خبرساز شد. او که نایب رئیس وقت شورای شهر تهران بود، تئورسین جریان اصلاحات به شمار می رفت. ترور حجاریان البته نافرجام بود اما او را خانه نشین کرد. گفته شد که عامل این ترور فردی خودسر بوده است.

 

عملیات‌های تروریستی تکفیری‌ها در کنار ترورهای بیولوژیک

 

پرونده ترورهای سیاسی در ایران در سالهای بعد با شکل گیری برخی گروه‌های تروریستی تکفیری شکل متفاوتی به خود گرفت. گروهک تروریستی ریگی از جمله این گروه‌ها بود که اکنون با تغییر نام، عملیات‌های تروریستی خود را در شرق کشور ادامه می‌دهد. 

 

در غرب اما همچنان فعالیت‌هایی تروریستی از سوی گروهک پژاک انجام می‌شود و اخیرا نیز اعلام شد که گروهی موسوم به «توحید و جهاد» ترورهای سیاسی برخی علمای اهل سنت و دیگر چهره‌های انتظامی و یا حتی محیط بانان محیط زیست را برنامه‌ریزی می‌کرده است.

 

در هفته‌های اخیر هم خبرهایی مبنی بر کشف و خنثی‌سازی عملیات‌های تروریستی گروه داعش در داخل مرزهای کشورمان منتشر شد. عملیات‌هایی که البته هیچ یک نتوانست اجرایی شود. خبر کشف تحرکات داعش در ایران، همزمان شد با انتشار برخی خبرها درباره ورود کشورهای غربی به فاز ترور «بیولوژیک» چهره‌هایی چون نادر طالب‌زاده یا مرحوم علی دادمان که ابعاد آن هنوز در حال بررسی است.

 

شاید بتوان آخرین ترور خبرساز سیاسی در ایران را ۱۲۰ سال پس از ترور ناصرالدین شاه، ترور حشمت الله فلاحت پیشه نماینده مجلس دانست که البته نافرجام ماند.

 

البته همه این پرونده‌های ترور درحالی است که در سالهای اخیر که شعله‌های تروریسم در منطقه بیش از پیش زبانه گرفته، حجم پایین عملیات‌های موفق تروریستی در ایران باعث شده تا بسیاری از صاحبنظران، ایران را جزیره ثبات و سرزمینی امن در دل آتش تروریسم در منطقه لقب دهند.