به گزارش افکارنیوز،

اغتشاشات دی‌ماه ۹۶ در مشهد، تهران و برخی شهرهای دیگر، از معدود رویدادهایی بودند که به آمریکا و سایر دشمنان ایران فرصت دادند تا پروپاگاندای خود درباره «مخالفت مردم با جمهوری اسلامی» را بار دیگر تکرار کنند. این موضوع، بهانه انتشار ده‌ها گزارش در اندیشکده‌های آمریکایی شد که تلاش کردند تا بار دیگر دست‌آویزهایی نظیر حقوق بشر و دموکراسی را برای ترسیم چهره‌ای غیرواقعی از فضای داخلی ایران به کار بگیرند.

مجله «دیده‌بان محیط عملیاتی» وابسته به «دفتر مطالعات نظامی خارجی» ارتش آمریکا و یکی از بولتن‌هایی که همواره بخشی از گزارش‌هایش درباره غرب آسیا (خاورمیانه) را به موضوع ایران اختصاص می‌دهد، در گزارش ماه فوریه سال ۲۰۱۸ خود، ایران را موضوع اصلی قرار داده است. در این گزارش که تحت عنوان «ایران: دیدگاه‌های خارجی[۱]» منتشر شده، علاوه بر تصویر روی جلد، بیش از ۱۰ مطلب به موضوع ایران اختصاص یافته و تقریباً تمامی این مطالب نیز حول محور اغتشاشات اخیر گردآوری شده‌اند، اگرچه در خلال این مطالب، به موضوعات دیگری نظیر روابط ایران و چین نیز پرداخته شده است. آن‌چه در ادامه می‌خوانید، خلاصه‌ای از مهم‌ترین مطالب آخرین شماره از نشریه آمریکایی دیده‌بان محیط عملیاتی درباره ایران است.

تاکتیک جدید: شناسایی مردمی اغتشاشگران

استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای شناسایی رهبران اغتشاشات، تاکتیک جدیدی است که در اغتشاشات اخیر مورد استفاده قرار گرفت.دیده‌بان محیط عملیاتی در اولین مطلب خود درباره اغتشاشات اخیر در ایران به تاکتیکی اشاره می‌کند که به عقیده «مایکل روبین» (چهره شناخته‌شده ضدایرانی)، در اغتشاشات اخیر از آن تاکتیک‌ها استفاده شده است. روبین معتقد است انتشار برخی توئیت‌ها و پیام‌ها در شبکه‌های مجازی توسط رسانه‌هایی که این کارشناس آمریکایی آن‌ها را وابسته به سپاه معرفی می‌کند، به معنای روی آوردن این سازمان به تاکتیک «شناسایی مردمی معترضان[۲]» [استفاده از کاربران فضای مجازی برای شناسایی افراد مهم در تصاویر اغتشاشات] است.

نویسنده توضیح می‌دهد که انتشار این پیام‌ها و استفاده دولت ایران از شبکه‌های اجتماعی برای شناسایی رهبران اعتراضات، حاوی چندین پیام است. اولاً این‌که «اگرچه دولت ایران به تدریج ظرفیت‌ها در حوزه تشخیص چهره را بهبود بخشیده است»، اما این قابلیت‌ها هم‌چنان با برخی کاستی‌ها مواجه است. از سوی دیگر، این کاربرد شبکه‌های اجتماعی، انگیزه‌ای را به دولت ایران می‌دهد تا در مواقع بروز اغتشاش، دسترسی مردم به شبکه‌های اجتماعی را به طور کامل قطع نکند.

این نشریه آمریکایی در مطلب دیگری، موضوع محدودیت دسترسی به شبکه‌های اجتماعی در ایران، از جمله تلگرام و اینستاگرام، هم‌زمان با بروز اغتشاشات را با جزئیات بیش‌تری مورد بررسی قرار می‌دهد و به توضیح آن چیزی می‌پردازد که آن را «دیدگاه دولت ایران» در این‌باره توصیف می‌کند. بولتن ارتش آمریکا می‌نویسد که دولت ایران معتقد است «باید اینترنت را، به ویژه در زمان بروز تنش، کنترل کرد» و خاطرنشان می‌کند که مقامات ایرانی اعتقاد دارند سوءاستفاده از برنامه‌های رایجی مانند تلگرام و اینستاگرام می‌تواند منجر به حضور افراد بیش‌تری در اعتراضات و بنابراین کشیده شدن آن‌ها به خشونت شود.

در این مطلب به نقل از «محمدجعفر منتظری» دادستان کل کشور آمده است که دولت ایران نمی‌خواهد مردم را از دسترسی به اینترنت محروم کند، اما باید کنترل کامل اینترنت را به دست داشته باشد، چراکه اشتراک برخی پیام‌ها و ویدیوها به شکل عمومی می‌تواند به خشونت و تخریبگری منجر شود. بنابراین وظیفه دولت است که با محدود کردن موقت دسترسی به اینترنت، از گسترش اعتراضات جلوگیری نماید. نویسندگان این مطلب در انتها اذعان می‌کنند که از میان تلگرام و اینستاگرام که «شبکه اجتماعی و برنامه اشتراک عکس» هستند، تلگرام اهمیت بیش‌تری دارد، چراکه دارای ظرفیت رمزگذاری است و می‌توان از آن برای هماهنگی اعتراضات استفاده کرد.

شباهت‌های اغتشاشات ۹۶ با اعتراضات پارک «گزی» در ترکیه

دیده‌بان محیط عملیاتی در مطلبی دیگر به بیان برخی از دیدگاه‌های مطرح‌شده در نشریات ترکیه (به عنوان یکی از همسایه‌های ایران و کشوری مهم در خاورمیانه) درباره اعتراضات و اغتشاشات ایران پرداخته است. «کارن کایا» دبیر مجله دیده‌بان محیط عملیاتی و نویسنده این مطلب، ابتدا دو مقاله در روزنامه‌های «صباح» و «ینی شفق» را مورد بررسی قرار می‌دهد که اغتشاشات در ایران را با اعتراضات سال ۲۰۱۳ در ترکیه علیه تخریب پارک «گزی[۳]» مقایسه کرده‌اند. وی ابتدا از مقاله‌ای در روزنامه صباح با عنوان «توطئه گزی این‌بار در ایران در حال اجراست[۴]» نقل‌قول می‌کند: «اعتراضات در ایران که ابتدائاً علیه افزایش قیمت‌ها شکل گرفته بود، به رویدادی خونین تبدیل شده که تحت تأثیر اخبار دروغین و مداخله قدرت‌های خارجی، به سراسر این کشور گسترش یافته است. این حوادث یادآور، توطئه گزی هستند.»

برخی رسانه‌های ترکیه‌ای، اغتشاشات اخیر در ایران را تکرار حوادث پارک «گزی» در ترکیه و نتیجه دخالت‌های آمریکایی-صهیونیستی و استفاده سی‌آی‌ای و موساد از اخبار دروغین می‌دانند.چنان‌که کایا می‌نویسد، روزنامه ینی شفق در گزارشی تحت عنوان «چه کسی در ایران آتش [اغتشاشات را] افروخت؟[۵]» پا را فراتر می‌گذارد و علناً آمریکا و رژیم صهیونیستی را مسئول تنش‌ها در ایران می‌داند: «یک طرح بحران، که سناریوی آن در واشینگتن نوشته شده، در ایران در حال اجراست. حوادث این روزهای ایران ارتباط نزدیکی با اعتراضات گزی دارند که ما [در ترکیه] پنج سال پیش شاهد آن‌ها بودیم! محور آمریکایی-اسرائیلی است که موجب بروز اعتراضات در ایران شده و به عبارت دیگر، سی‌آی‌ای با همراهی موساد در حال اجرای یک عملیات عمیق در ایران هستند.»

توضیح، این‌که ماه می سال ۲۰۱۳ در ترکیه، تجمع حدود ۵۰۰ حامی محیط‌زیست در اعتراض به برنامه دولت این کشور برای تخریب پارک گزی در مرکز استانبول یا دخالت نیروهای پلیس، به خشونت کشیده شد. طی مدت دو ماه، مطابق تخمین‌های متفاوت، بین ۳.۵ میلیون نفر (آمار دولت) تا ۷.۵ میلیون نفر (آمارهای غیررسمی، فقط درباره استانبول) در ترکیه دست به اعتراض زدند. در نتیجه تنش‌های به وجود آمده، ۲۲ نفر کشته و هزاران نفر زخمی شدند. خیلی زود، شعارهای معترضان، مسائلی کلیشه‌ای مانند «آزادی رسانه»، «آزادی بیان»، «آزادی تجمع» و البته شعارهایی جهت‌دار درباره استعفای مقامات دولت اردوغان را نیز دربرگرفت. برخی تاکتیک‌های شناخته‌شده نیز در این اعتراضات مورد استفاده قرار گرفتند که از جمله آن‌ها، تبلیغات گسترده در شبکه‌های اجتماعی و تشویق شهروندان به نافرمانی مدنی بود.

بولدوزری که اغتشاشگران در ترکیه برای حمله به خودروهای پلیس آن را به سرقت بردند و بعدها نام آن را «پوما» گذاشتند

«تقویت» روابط چین و ایران

اغتشاشات اخیر در ایران نه تنها موجب دل‌سردی چین در روابط اقتصادی با تهران نشده، بلکه پکن را در تقویت روابط با ایران، مصمم‌تر کرده است.مطلب دیگری در شماره فوریه ۲۰۱۸ مجله دیده‌بان محیط عملیاتی، موضع چین درباره اعتراضات در ایران را نیز در مطلبی با عنوان «روابط چین-ایران: قوی‌تر از همیشه» تشریح می‌کند. در ابتدای این مطلب می‌خوانیم: «چین از دهه ۱۹۵۰ تا کنون روابط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی عمیقی با ایران داشته است.» نویسنده سپس به نقل از روزنامه «ساوث چاینا مورنینگ پست» در مقاله‌ای تحت عنوان «چرا چین ممکن است به‌رغم درخواست آمریکا برای اقدام درباره اعتراضات در ایران، حمایتش از این کشور را تحکیم کند[۶]» می‌نویسد: «اغتشاش (در ایران) بعید بود که مانع [از سرمایه‌گذاری یا تقویت روابط] بزرگ‌ترین سرمایه‌گذار خارجی در این کشور یعنی چین شود، بلکه می‌تواند حتی منجر به نزدیک‌تر شدن پکن به تهران نیز بشود... ایران بازیگری کلیدی در «طرح کمربند و جاده» چین است، طرحی وسیع که چین را از طریق تجارت و زیرساخت به آفریقا و اروپا متصل خواهد کرد.»

این روزنامه چینی ادامه می‌دهد: «یکی از نشانه‌های این سرمایه‌گذاری ادامه‌دار، اعلامیه روز چهارشنبه [اوایل ژانویه ۲۰۱۸] سازمان دولتی ساخت راه‌آهن چین مبنی بر عقد قراردادی ۳/۵ میلیارد یوانی (۵۳۸ میلیون دلاری) با ایران است... هم‌چنین سرمایه‌گذاری دولتی «سیتیک» چینی نیز خط اعتباری ۱۰ میلیارد دلاری‌ را تمدید کرد که با هدف تأمین بودجه پروژه‌های حوزه آب، انرژی و حمل‌ونقل، به بانک‌های ایرانی اختصاص داده شده است. به دنبال این سرمایه‌گذاری، «بانک توسعه چین» نیز یک وام دیگر به ارزش ۱۵ میلیارد دلار را به ایران ارائه کرده است. هم‌چنین گزارش‌ها حاکی از آن است که «شرکت ملی نفت چین» در نظر دارد اگر شرکت فرانسوی توتال در عمل به تحریم‌های ضدایرانی از این کشور خارج شد، سهام این شرکت در پروژه توسعه میدان نفتی پارس جنوبی در ایران را از آن خود کند.»

جایگاه ایران در ابَرپروژه «کمربند و جاده» چین آن‌قدر زیاد هست که پکن تحت تأثیر فشارهای واشینگتن برای اقدام علیه ایران قرار نگیرد.تحت تأثیر در ادامه گزارش ساوث چاینا مورنینگ پست به نقل از «یین گانگ» کارشناس مسائل خاورمیانه در «آکادمی علوم اجتماعی چین» یادآور می‌شود که چین تحت تأثیر هیچ‌یک از اقدامات یا تصمیماتی قرار نخواهد گرفت که آمریکا ممکن است به سازمان ملل تحمیل کند. هم‌چنان‌که چین و روسیه با مجازات‌هایی که ممکن است برای دولت ایران در نظر گرفته شود، موافقت نخواهند کرد. کارشناس دیده‌بان محیط عملیاتی در تنها خاطرنشان می‌کند: «ایران به وضوح یک منبع مهم انرژی و یک مرکز مهم در طرح کمربند و جاده چین است. با توجه به حجم کنونی روابط میان دو کشور، حمایت از هرگونه تحریم سازمان ملل علیه ایران، بر خلاف منافع چین خواهد بود.»


تعریف مجمع جهانی اقتصاد از جاده ابریشم جدید چین که ایران نقشی محوری در آن دارد

هند خواهان ثبات در ایران

یکی دیگر از مطالب دیده‌بان محیط عملیاتی به دیدگاه هند درباره اغتشاشات در ایران می‌پردازد و تأکید دارد که دهلی‌نو با توجه به روابط تجاری با تهران، بیش از هر چیز خواهان ثبات در ایران است. نویسنده این مطلب ابتدا به نقل از پایگاه خبری اینترنتی «وایر» (وب‌سایتی انگلیسی‌زبان و مستقل) اغتشاشات در ایران را غیرقابل مقایسه با اغتشاشات سال ۸۸ توصیف می‌کند و تصریح می‌کند که «آن‌چه الآن [هنگام نگارش گزارش] دارد اتفاق می‌افتد یک روند انقلابی نیست، به ویژه به این دلیل که سازمان‌یافته نیست و رهبری نیز ندارد[۷].» به اعتقاد نویسنده وایر «بسیار بعید است که اغتشاشات کنونی در ایران به شکلی در قالب شعله‌ای شکوفا شوند که حکومت دینی ایران را از میان ببرد.»

روابط اقتصادی و تجاری میان تهران و دهلی‌نو، از بندر مهم چابهار گرفته تا پروژه‌های چندین میلیارددلاری دیگر، موجب شده تا هند بیش از هر چیز، از ثبات در ایران حمایت نماید.از سوی دیگر، روزنامه «ماهاراشترا تایمز» اشاره می‌کند که چگونه برقراری ثبات در ایران به سود هند است. این روزنامه با اشاره به سرمایه‌گذاری ۵۰۰ میلیون دلاری هند در پروژه بندر چابهار، خاطرنشان می‌کند که «حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران در تاریخ ۳ دسامبر [۲۰۱۶ مصادف با ۱۲ آذر ۹۶ و ۲۵ روز پیش از آغاز اعتراضات]، بندر چابهار را افتتاح کرد[۸]»، بندری که یکی از اهداف آن «کنترل بلندپروازی‌های چین» از جمله سرمایه‌گذاری‌های هنگفت پکن در پروژه‌های «کوریدور اقتصادی چین-پاکستان» و بندر «گوادر» (در کشور پاکستان و با فاصله تنها ۷۲ کیلومتری از بندر چابهار) است. این روزنامه هندی یادآور می‌شود که «سوءمدیریت در بندر چابهار، به سود بردن بندر گوادر خواهد بود.»

چنان‌که ماهاراشترا تایمز می‌نویسد، هند سرمایه‌گذاری در بندر چابهار را راهی برای رقابت اقتصادی با چین می‌داند و از همین روز هم «کمپانی‌های هندی ۱ تریلیون روپیه [۱۵/۶ میلیارد دلار] در «مرکز تجاری چابهار» سرمایه‌گذاری کرده‌اند... علاوه بر ساخت بندر چابهار، هند باید خط آهنی ۵۰۰ کیلومتر را تا شهر زاهدان در ایران بسازد. این مسیر به دسترسی مستقیم به درون افغانستان کمک می‌کند... حدود ۲۱۸ کیلومتر از این پروژه تا کنون به اتمام رسیده است... با این حال، ادامه کار به دلیل عدم وجود منابع مالی کافی، متوقف شده است.»