به گزارش افکارنیوز،

پادگان دوکوهه در 7 کیلومتری اندیمشک و 160 کیلومتری شهر اهواز قرار دارد. ارتش شاهنشاهی تا قبل از انقلاب بر این پادگان تسلط داشت، اما پس از انقلاب اسلامی و شروع جنگ با رژیم بعث، به دلیل افزایش گردان ها و تیپ های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نزدیک بودن ایستگاه راه‌آهن به این پادگان، دوکوهه در اختیار سپاه قرار گرفت. 

از میدان شوش تهران تا قدم‌گاه عشق

حوزه دفاعی امنیتی گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان قصد دارد  علاوه بر این که مروری بر زندگی این فرماندهان شهید والا مقام دوکوهه داشته باشد. یاد و خاطره این شهیدان باید زنده بماند و نسل جدید نیز با اسطوره‌های هشت سال دفاع مقدس آشنا شوند.

از میدان شوش تهران تا قدم‌گاه عشق

محمدرضا دستواره متولد 1338 از یک خانواده مذهبی درمحله باغ آذری در حوالی میدان شوش تهران است. وضعیت مالی خانواده او چندان مناسب نبود. محمدرضا تحصیلات دوره ابتدایی خود را در مدرسه ای به نام باغ آذری گذراند و دیپلم را با نمرات عالی اخذ کرد. محمدرضا از همان دوران کودکی خانواده خود را به انجام فرائض دینی گوشزد می کرد، طوری که همسایگان، وی را روحانی خانواده دستواره می نامیدند. علاوه بر این، شهید دستواره علاقه زیادی به قرائت قرآن داشت و همین موضوع باعث شده بود تا در مسابقات قرائت شرکت کند و مقام‌هایی را بدست آورد.

از میدان شوش تهران تا قدم‌گاه عشق

با اوج گیری تظاهرات علیه رژیم طاغوت در تهران و شهرستان ها محمدرضا دستواره نیز همچون مردم مخالفت خود را با این رژیم علنا بازگو کرد و با این که جوان بود دوستان و برادران خود را نیز به تظاهرات علیه رژیم ستم شاهی دعوت می کرد. او چندین با رتوسط ساواک به دلیل شرکت در تظاهرات دستگیر شده است، اما به دلیل حضور مستمر و فعالی که در صحنه های مختلف انقلاب داشت، در 14 آبان 1357 توسط عوامل شناسایی سواک  در مقابل درب دانشگاه تهران دستگیر و روانه زندان شد. پس از مدتی در بند بودن دستواره از زندان آزاد و با ورود امام خمینی (ره) جزء کمیته استقبال از حضرت امام بود و مسئولیت قسمتی از میدان آزادی به عهده شهید واگذار شده بود.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی شهید دستواره به کمیته انقلاب اسلامی پیوست و زحمات زیادی در جهت تثبیت انقلاب اسلامی ایران کشید. با تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وی به عضویت سپاه درآمد. با شلوغی های مناطق غرب کشور او داوطلبانه عازم کردستان شد. آنجا بود که محمدرضا با همرزمان شهیدش چون حاج همت، سید عباس کریمی، چراغی و... آشنا شد. آنها طی عملیاتی به نام محمد رسول الله مریوان و پاوه را آزادسازی کردند. گفتنی است که عملیات محمد رسول الله توسط حاج احمد متوسلیان و حاج ابراهیم همت رهبری می شد.

از میدان شوش تهران تا قدم‌گاه عشق

شهید محمدرضا دستواره از به نام ترین رزمندگان 8 سال دفاع مقدس بود. او بیش از این که به دلیل فرمانده بودن نقش محوریت در عملیات ها را داشته باشد، مانند مابقی رزمنده ها بدون هیچ گونه تعلقات دنیوی پا در میدان نبردی می گذاشت که علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی به راه افتاده بود. شهید دستواره از جمله افرادی بود که برای تشکیل لشکر 27 محمد رسول الله زحمات فراوانی کشید. او پس از آزاد سازی مناطق غرب کشور از دست ضد انقلاب به همراه همرزمان شهیدش با لشکر 27 محمد رسول الله به پادگان به دوکوهه رفت تا در زمره شهیدان آنجا باشد.

براساس این گزارش شهید محمدرضا دستواره نقش زیادی در آزاد سازی و پاکسازی مریوان و پاوه از دست ضد انقلابان داشت. پس از آزاد سازی شهرها به دستور حاج احمد متوسلیان، دستواره مامور شد تا برخی از دستگاه های دولتی در غرب کشور همچون رادیو را مدیریت کند. همچنین مسئولیت تدارکات شهرهای کردنشین از قبیل تهیه غذا و دارو برای مردمان در غرب کشور به او سپارده شد.

از میدان شوش تهران تا قدم‌گاه عشق

با شروع جنگ توسط رژیم بعث، تیپ 27 محمد رسول الله که موسس اصلی آن حاج احمد متوسلیان بود با ادغام نیروهای سپاه مریوان ، همدان و  پاوه به جبهه های جنوب کشور اعزام شدند. آنجا پس از عملیات الی بیت المقدس و آزاد سازی خرمشهر لشکر 27 محمد رسول الله به فرماندهی حاج احمد متوسلیان تشکیل شد. شهید محمدرضا دستواره از نیرهای مرکزی این لشکر محسوب می شد، چرا که مهارت بالایی در جذب نیرو داشت، مامور تشکیل واحد پرسنلی تیپ شد.  پس از رفتن حاج احمد به لبنان فرماندهی لشکر به محمد ابراهیم همت سپرده شد که مقر اصلی آنها پادگان دوکوهه بود.

پس از شهادت حاج همت، عباس کریمی مسئولیت لشکر 27 محمد رسول الله را به عهده گرفت و شهید محمدرضا دستواره نیز جانشین فرماندهی این لشکر شد. او علیرغم این که از فرماندهان اصلی  لشکر 27 بود، مستقیما سلاح به دست، کنار فرماندهان گردان و بسیجیان در میدان جنگ حضور داشت. گفتنی است شهید دستواره تا قبل از شهادت 11 بار مجروح شد.

از میدان شوش تهران تا قدم‌گاه عشق

شهید دستواره همیشه نسبت به جنگ احساس مسئولیت می‌کرد. او پس از شهادت برادرش حسین دستواره در جریان عملیات کربلای 1 برای خاک سپاری برادرش به تهران رفت، اما تنها 3 روز بعد به جبهه‌ها بازگشت. وقتی به شهید می گفتند چرا تا شب هفت برادرت تهران نماندی، این شهید والا مقام می گفت: به آنها گفته ام کنار قبر برادرم (حسین) جایی را برای من بگذارید. 10 روز از شهید شدن برادرش نگذشته بود که شهید دستواره نیز در روز آزاد سازی شهر مهران و عملیات کربلایی 1 به جرگه شهدای کربلا راه یافت.

گفتنی است شهید دستواره به همراه سرداران لشکر محمدرسول الله(ص) برای یاری رساندن به مردم مسلمان و ستمدیده لبنان و شرکت در نبردهای رمضان و مسلم بن عقیل به فرماندهی تیپ سوم ابوذر منصوب گردید و تا زمان عملیات خیبر در همین مسئولیت به خدمت صادقانه مشغول بود.