گروه سیاسی- 9 ماه از زمان روی کار آمدن شورای پنجم می گذرد و در این مدت تمام هم و غم شورایی ها و جماعت اصلاحات این بوده که چه کسی شهردار شود؟ نجفی که به خاطر اختلاف نظرهای سلیقه ای و بعضا سیاسی کنار گذاشته شد و در تمام هفت ماهی که سکان امور شهر را در دست داشت، قدم از قدم برنداشت و حالا با انتخاب افشانی به عنوان یک فرد سیاسی دیگر که استاندار فارس بوده، مشخص نیست، وضعیت تهران چه خواهد شد. 

به گزارش افکارنیوز، بی تردید انتخاب ناگهانی محمد افشانی برای شهرداری تهران موجب بهت و حیرت همگان شد و هنوز هم کسی به درستی نمی داند که چه اتفاقی باعث شد این فرد ناشناخته، شهردار شود، اگرچه مثل روز روشن است که سیاست حرف اول را در انتخاب این گزینه می زند اما مسئله این است که اصلاح طلبان چه چیزی را می خواهند به یکدیگر ثابت کنند.

کارگزاران تنها هدفش تلافی سیاسی بود، اینکه اتحاد ملت را سرجایش بنشاند و اثبات کند که اگر بخواهد حتی می تواند در زمانی که مدعی است، هیچ گزینه ای در میان 7 نامزد نهایی شهرداری تهران ندارد، بازهم نرم و خزنده از طریق لابی های پشت پرده، رقیب را به خاک سیاه بنشاند. 

زد و بندهای سیاسی چه فرقی به حال کلانشهر تهران دارد؟

شاید این استراتژی کارگزاران نبوده است و شاید هم ناگهان تصمیم گرفته اند، این گونه عمل کنند، اما هرچه که هست در حال حاضر مسئله بر سر شهری است که تا پیش از حضور شورای پنجم، آباد بود و در حال طی کردن مسیر توسعه و پیشرفت بود و حالا دارد به یک شهر سوخته تغییر شکل می دهد، در واقع اصلاح طلبان همان عبارتی را که در مورد شهرداری پیشین به کار برده اند، شامل حال خودشان می شود و مشخص نیست که این گروکشی ها و زد و بندها چه فرقی به حال کلانشهر تهران دارد. 

انتخاب محمد افشانی، حکایت انتخاب شیر یا خط است و انگار درست در زمانی که کارگزاران فهمیده اند، گزینه مورد نظر اتحاد ملت کیست، با اعتماد ملی ائتلاف کرده اند تا فقط اتحاد ملت را شکست بدهند و حالا به هدف خود رسیده اند. 

اما برخی از گمانه زنی ها حکایت از آن دارد که انتخاب ناگهانی افشانی به خاطر این است که او از جایی سفارش شده است، ظاهرا این مسئله شامل حال مکارم هم بوده، اما افشانی به واسطه لابی های قوی تر انتخاب شده است. هرچند که این مسئله را محسن هاشمی رد کرده و گفته است: «هر دو گزینه نهایی از چهره های محترم و دارای سوابق مدیریتی و مورد تایید اکثریت نسبی شورای شهر بودند و مطالب منتشر شده در فضای مجازی که این کاندیداها را به رجال سیاسی منتسب یا مدعی اعمال نفوذ و فشار بر اعضای شورا است به دور از واقعیت بوده و کسی که امروز رای بیشتری از اعضای شورا کسب کرد و انتخاب شد». 

هیچ بعید نیست که شورای پنجم تحت نفوذ و اعمال فشار برخی از رجال سیاسی تن به این مسئله داده باشد، در واقع هیچ چیز از این شورا بعید نیست، آن هم شورایی که برخی از اعضای آن از رانت و اتفاقات پشت پرده برای انتخاب شهردار سخن گفته اند بنابراین احتمال دارد شهردار منتخب به مجموعه شهرداری دیکته شده باشد، زیرا حسن رسولی، عضو شورای شهر هم گفته است:  «برخی به دنبال دیکته کردن نظرات‌شان به ما بودند اما شورا با استقلال لازم شهردار را انتخاب کرد». تجربه نشان داده که وقتی اعضای شورا با صراحت یک مسئله را نفی می کنند، یعنی همان مسئله وجود داشته است، حالا تکذیب رسولی هم نشانگر این واقعیت است که مدیریت شهری از جایی به شورا تحمیل شده است و حتی اگر تحمیل هم نشده باشد بازهم شهردار با سیاست بازی و سیاست زدگی انتخاب شده و این مسئله غیرقابل انکار است. از سوی دیگر باید این مسئله را در نظر داشت که اگر همین روند سیاسی بر شورا و شهرداری حاکم باشد، بعد از چند ماه افشانی نیز سرنوشت مشابهی خواهد داشت و همانند نجفی باید تحت فشار همان کسانی که انتخابش کردند از شهرداری استعفا بدهد، طبعا بعد از وقوع این اتفاق شورای پنجمی ها دیگر جایی در میان شهروندان نخواهند داشت و کارشان درست همانند شورای شهر اول به انحلال می کشد و نامشان در تاریخ افتضاحات به یادگار می ماند.