دکتر علی مطهری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، مطلبی را درباره سوءتفاهمات اخیر پیرامون انتشار مقالهای از سردار حسین علایی در روزنامه اطلاعات برای تابناک فرستاده که در آن به سوابق آقای علایی و همچنین لزوم ایجاد فضا برای گفتوگو اشاره کرده است.

متن کامل این مطلب به شرح زیر است:

«حسین علایی»، جزو اولین نامهایی بود که پس از ورود من به دانشکده فنی دانشگاه تبریز در سال ۱۳۵۵ با آن آشنا شدم. مانند من در رشته مهندسی مکانیک تحصیل می‌کرد اما دو سال بالاتر از من بود. از همان ابتدا دیانت و اراده قوی و صلابت و خوش فکری را در او احساس می‌کردم. دانشجویان مسلمان انقلابی دانشکده به دو گروه تقسیم می‌شدند، گروه طرفدار مجاهدین خلق و برخی روشنفکران مسلمان و گروه طرفدار روحانیت که به «شیخها» مشهور بودند و حسین علایی در گروه دوم بود. در آن زمان تشخیص انحراف گروه‌هایی مانند مجاهدین خلق و جنبش مسلمانان مبارز برای دانشجویان و تشخیص حقانیت استاد مطهری کار آسانی نبود و تنها دانشجویانی که از نظر فکری عمیق بودند و عقلشان بر احساساتشان غلبه داشت دارای این ویژگی بودند و حسین علایی، یکی از آنها و شاید شاخص ترین آنها بود. در جریان تظاهرات و شورش دانشجویان دانشگاه تبریز به مناسبت چهلمین روز شهادت شهدای یزد در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۵۷ که منجر به شهادت سه تن از دانشجویان شد، حسین علایی نقش اساسی داشت.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز وی در پست‌های سیاسی و نظامی که بر عهده داشته، به گواهی دوستان و همرزمانش بسیار خوش درخشیده است و در این خصوص، رشته سخن را باید به دست آنها داد.

حال، سردار حسین علایی به مناسبت قیام ۱۹ دی ۱۳۵۶ مردم قم که خودش در متن آن قیام بوده مقاله‌ای در روزنامه اطلاعات نوشته است که ممکن است از آن اینطور برداشت شده باشد که برخورد ما با معترضان انتخابات سال ۸۸ اشکالاتی داشته و به طور کلی باید مخالفان و معترضان یک نظام حکومتی را به رسمیت شناخت و در درجه اول برخورد اقناعی با آنها داشت.

این مقاله باعثشد که او متهم به همراهی با فتنه گران و ضدیت با ولایت فقیه و بی بصیرتی و پیاده شدن از قطار انقلاب شود و حتی عده ای گرد خانه او جمع شوند و شعارهایی علیه وی بر روی در و دیوار خانه اش بنویسند و اشیایی را نیز به داخل خانه اش پرتاب نمایند و مشکلاتی برای اهل بیت او ایجاد کنند؛ رفتاری که قبلا نیز با برخی شخصیتهای دیگر کشور حتی مراجع تقلید توسط این تیپ افراد که حفظ انقلاب و نظام اسلامی را در این نوع کارهای غیر اخلاقی و غیر شرعی می‌بینند و از طرف مراجع قانونی مسئول نیز هیچ گاه مورد سئوال و مجازات قرار نمی‌گیرند انجام شده است.

حال این پرسش مطرح می‌شود که قطع نظر از درستی یا نادرستی مطالب آقای علایی در آن مقاله، آیا در کشور ما اگر کسی مثلا معتقد باشد که مدیریت بحران سال ۸۸ و نوع برخورد با معترضان، کارآمد و مناسب نبوده است، حق دارد اظهار نظر کند؟ یا چون نظام ما پسوند «اسلامی» دارد، همه کارهایی که در آن انجام می‌شود درست بوده و خواهد بود و در نتیجه هیچ گاه اصلاح امور صورت نمی‌گیرد و اساسا اصلاح امور درباره این نظام معنی ندارد؟

اگر پاسخ مثبت است، یعنی هر شهروندی حق دارد چنین اظهارنظری بکند، پس این اعتراض‌ها و آتش گرفتن‌ها برای چیست؟ فرضا بی بی سی فارسی و صدای آمریکا خوشحال شده اند، در مقابل اثر اصلاحی این اظهار نظر که انحرافی را از نظام جمهوری اسلامی دفع می‌کند و باعثدوام آن می‌شود، به حساب نمی‌آید.

و اگر پاسخ منفی است و کسی حق چنین اظهارنظری را ندارد، پس تکلیف آزادی بیان چه می‌شود؟ به علاوه تکلیف اظهار نظر رهبر گرانقدر انقلاب در انتقاد از نوع برخورد با معترضان در کوی دانشگاه و بازداشتگاه کهریزک چه می‌شود؟

بهتر است دوستان معترض به آقای علایی که در حسن نیت و علاقه آنها به انقلاب اسلامی تردیدی نیست عمیق‌تر بیندیشند و تعصب منفی را که موجب کوردلی است از خود بزدایند و بدانند که راه حفظ نظام جمهوری اسلامی احترام به آزادی تفکر و بیان است.

در نامه اعتراضي كه توسط دوازده تن از فرماندهان محترم سپاه خطاب به سردار علايي نوشته شده، نوع برخورد امام خميني (ره) با منافقين و جبهه ملي كه امام (ره) اجازه تجمع به آنها نميداد، دليل بر صحت نحوه برخورد با معترضان انتخابات گذشته دانسته شده است، در حالي كه اولا امام (ره) زماني به منافقين اجازه تجمع نميدادند كه آنها اعلام قيام مسلحانه كرده بودند، والا قبل از آن مسعود رجوي در دانشگاه تهران براي آنها سخنراني ميكرد و روزنامه مجاهد نيز با آزادي كامل در سطح شهرها توزيع ميشد و ثانيا به جبهه ملي از آن جهت اجازه تجمع داده نشد كه آنها به دليل مخالفت با لايحه قصاص، از نظر فقهي محكوم به ارتداد بودند.