به گزارش افکارنیوز،

 تحولات چند روز اخیر در جنوب سوریه و رایزنی های دیپلماتیک در بین کشورهای دخیل در موضوع سوریه نشان از اهمیت برهه کنونی در اتفاقات جنگ این کشور دارد. علی اکبر ولایتی به عنوان نماینده رهبر انقلاب و رئیس جمهور به روسیه سفر و از جمله اهدافی که برای این سفر بیان کرده، رساندن پیامی از ایران به ولادیمیر پوتین و برگزاری نشست هایی در خصوص آن است. صرف سفر ولایتی به روسیه دارای اهمیتی بسیار است، چه رسدبه این  که این سفر چند روز قبل از سفر دونالد ترامپ به هلسینکی و دیدار با پوتین و همزمان با سفر نخست وزیر رژیم صهیونیستی به روسیه انجام گرفته باشد. هدف از سفر نتانیاهو به روسیه که تقریبا مشخص است ،  عبارت است از «تلاش برای متقاعد کردن روسیه به خروج نیروهای ایران از سوریه». واقعیت این است که نگرانی و گمانه زنی ها درباره معامله بین روسیه و اسرائیل برای خروج نیروهای محور مقاومت از جنوب سوریه، در چند روز اخیر توسط رسانه های داخلی و خارجی چند بار تکرار شده بود اما رئیس‌جمهور روسیه با رد ادعای نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی درباره علت سفرش به مسکو، تلویحا گفت که نتانیاهو برای تماشای مسابقه جام جهانی به روسیه آمد نه صحبت درباره ایران و سوریه. در این میان اما بازهم عده ای از نگرانی هایی درباره مسئله جنوب سوریه و به صورت کلی سرمایه های محور مقاومت در کشور سوریه و امکان و احتمال به باد دادن آن توسط روس ها در معامله های جهانی شان سخن می گویند. در حالی که با نگاه واقع بینانه به شرایط منطقه وشرایط سوریه می توان به بهترین وجه تشخیص داد که چنین امری در دست روس ها نیست، حتی اگر با اسرائیل به توافقی آن گونه که گفته می شود، برسند. تصور کنید که اسرائیل در مقابل قول عدم درگیری با ارتش سوریه در مناطق مرزی جولان اشغالی و اجازه به ارتش برای درگیر شدن با تروریست های حائل در این منطقه، امتیاز خروج نیروهای محور مقاومت از جنوب سوریه را بگیرند، چه اتفاقی خواهد افتاد و کدام طرف امتیاز بیشتری را دریافت کرده است؟ برای پاسخ به این سوال باید به چند نکته توجه داشت. اولا این که اولویت محور مقاومت به رهبری ایران، ثبات سوریه و نابودی کامل تروریست ها در سوریه بوده است. بنابراین چنین توافقی براساس اولویت های ایران مناسب است. ثانیا تا قبل از شروع درگیری ها در سوریه، ارتش سوریه به عنوان بخشی از محور مقاومت در مقابل ارتش صهیونیست در همین منطقه حضور داشته است، حالا بعد از هشت سال درگیری و تلاش برای خارج کردن ارتش سوریه از این معادله، دوباره همین نیروها به نقطه اصلی خود برمی گردند درحالی که جنگی بزرگ را پشت سر گذاشته اند و بهتر و بیشتر از قبل می دانند دشمن اصلی آنان صهیونیست ها هستند. ثالثا محور مقاومت در سه سال گذشته و پس از شروع دور پیروزی های ارتش در شمال، مرکز و شرق سوریه، به دنبال ایجاد پایگاه های نظامی یا حضور بلند مدت نظامی نبوده و نیست. مصداق این امر خروج نیروهای حزب ا... از مناطق مرزی شمال لبنان و غرب سوریه است که چند ماه پیش و پس از شکل گیری آرامش کامل و قطعی در آن منطقه رخ داد. بنابراین اساسا جمهوری اسلامی یا حزب ا... قصدی برای حضور بلند مدت در جنوب سوریه ندارند، حال این که حضور ارتش سوریه به عنوان بخشی از محور مقاومت، می تواند همان نقش حزب ا... یا ایران را به بهترین نحو اجرا کند. رابعا چنین توافقی موجب می شود حملات گاه و بی گاه صهیونیست ها به داخل خاک سوریه متوقف شود و ضامن آن هم روس ها باشند، موضوعی که قطعا به نفع محور مقاومت خواهد بود. بنابراین حتی اگر در بدترین حالت چنین توافقی حاصل شود، بازهم نفعی بزرگ برای محور مقاومت به دست خواهد آمد. حال این که به نظر می رسد روس ها دست رد به سینه صهیونیست ها زده اند و نتانیاهو نیز باید مانند آمریکایی ها که نشستند و صرفا فتح شهر درعا را نظاره کردند، به نظاره فتح شهرها و روستاهای مرزی با جولان اشغالی بنشینند. اگرچه روس ها در سه سال اخیر و در موضوع سوریه تلاش داشته اند پای خود را از نزاع محور مقاومت و صهیونیست ها کنار بکشند یا در درگیری برخی کشورهای عربی با ایران سکوت کنند اما نشان داده اند به رغم برخی مواضع سینوسی خود نمی توانند نقش تاثیرگذار ایران در سیاست منطقه را نادیده بگیرند زیرا به خوبی می دانند تلاش برای حذف ایران از پازل قدرت منطقه ضربات جدی به منافع و برنامه های روسیه خواهد زد و عملا غیرممکن خواهد بود. ضمن این که روسیه به خوبی می داند تکلیف نهایی جنگ، روی زمین مشخص می شود چیزی که روس ها از آن در سوریه بی بهره اند. در طرف دیگر هم نمی توان تصور کرد که اسد ایران و محور مقاومت را از معادلات خود کنار بگذارد. اسد در اوج بحران سوریه و زمانی که قدرتمندترین ها علیه اوائتلاف کرده بودند، پیشنهاد ترک محور مقاومت و تمام شدن بحران را دریافت کرده بود اما ترجیح داد به دوست واقعی اش اعتماد کند به جای آن که به وعده دشمنان اش دل ببندد. اگرچه غیرممکن در دنیای سیاست وجود ندارد اما در شرایط فعلی و چشم انداز آینده بحران سوریه، تصور بیرون رفتن اسد از جمع طرف های محور مقاومت، فرضی اشتباه، غیر واقع بینانه و ساده لوحانه است که بسیار بعید و غیر ممکن به نظر می رسد. بی دلیل نیست که روزنامه اسرائیل هیوم می نویسد:« اگر بخواهیم واقعیت را بگوییم اسرائیل به نقطه آغاز بازنمی گردد زیرا از چندین نقطه، خطر چند برابر می شود؛ فقط سوریه نیست که ما را از شمال تهدید می کند بلکه روسیه نیز هست. فقط این دو نیستند بلکه ایران نیز هست خواه به شکل مستقیم یا از طریق گروه های وابسته به آن. به این ها باید حزب ا... را هم افزود که مجرب و مسلح  به لبنان برمی گردد و هم اکنون فراغ بال پیدا کرده است».

 مصطفی غنی زاده