به گزارش افکارنیوز،

روزنامه فرامنطقه‌ای «رای الیوم» در سرمقاله امروز خود با عنوان « علت غیب شدن ناگهانی انور عشقی چیست؟» به دلایل افشاگری رویترز درباره مخالفت ملک سلمان با پسرش بر سر معامله قرن پرداخت.

در این یادداشت آمده است: در اقدامی غیرمنتظره که اما ضروری به نظر می‌رسد، سلمان بن عبدالعزیز، شاه سعودی پرونده مساله فلسطین را از دست فرزندش «محمد بن سلمان»، ولی‌عهد سعودی خارج کرد، آن هم پس از اینکه متوجه شد تا چه اندازه عربستان از برخی سیاست‌های این شاهزاده جوان متضرر شده است.

به عقیده نویسنده، یکی از مهم‌ترین آسیب‌های عربستان از سیاست‌های نسنجیده ولی‌عهد سعودی افتادن در دام حمایت از معامله قرن و سردمدار آن «جرد کوشنر»، داماد دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و «جیسون گرینبلات»، فرستاده آمریکا به خاورمیانه است.

یک دیپلمات برجسته عرب در ریاض به رویترز گفته است،در عربستان این ملک سلمان است که در باره صلح خاورمیانه تصمیم می‌گیرد نه ولیعهد! وی افزود: اشتباه آمریکا این بود که تصور می‌کرد یک کشور می‌تواند بر بقیه کشورها برای تسلیم شدن فشار وارد کند اما مساله اعمال فشار نیست، هیچ رهبر عربی از مساله قدس یا فلسطینی‌ها چشم پوشی نمی‌کند.

عطوان آورده است: از آنجایی که بیش از چهل سال با خبرگزاری‌های خارجی تعامل داریم می‌دانیم چنین اخباری معمولا از زبان مقامات سطح بالا چه در عربستان و چه در آمریکا به بیرون درز می‌کند تا با رساندن پیام خود به مسئولین و عموم مردم، بروز چنین تغییری را تایید کنند.

وی ادامه داد: عربستان به هم‌پیمانان عرب خود اطمینان داده که هرگز با هیچ طرح صلحی برای خاورمیانه که وضعیت قدس و حق بازگشت آوارگان فلسطینی را تضمین نکند، موافقت نخواهد کرد.

نویسنده اظهار داشت: این موضع‌گیری سعودی‌ها در راستای کاهش نگرانی‌های فلسطینیان و افکار عمومی کشورهای عربی درباره احتمال تایید طرح آمریکا (معامله قرن) از سوی ریاض و نیز جانبداری آنها از اسرائیل در این موضوع حساس است، بخصوص که این قضیه به جایگاه عربستان در بین کشورهای عربی و اسلامی و همچنین دنیا لطمه زده است.

رای الیوم آورده است: نکته اصلی که خشم محافل فلسطینی اعم از تشکیلات خودگردان و جنبش‌های فتح و حماس را برانگیخت، این است که مسؤولان فلسطینی در دسامبر به رویترز تاکید کرده بودند، محمد بن سلمان بر عباس فشار وارد کرده تا طرح آمریکا را بپذیرد آن هم به رغم نگرانی‌هایی که در زمینه دادن خودمختاری محدود به فلسطینی‌ها در داخل مناطق پراکنده در کرانه باختری و بدون حق بازگشت آوارگان فلسطینی دو جنگ ۱۹۴۸ و ۱۹۶۷ به وطن‌شان مطرح است.

بر اساس این خبر ولی عهد سعودی از عباس در سفر دسامبر گذشته‌اش به ریاض خواسته پایتختی قدس شریف برای کشور آتی فلسطین را به فراموشی بسپارد و به جای آن روستای «أبودیس»، پایتخت فلسطینیان شود، در عین حال حق بازگشت آوارگان را نیز رها کند.

گفته می‌شود ولی‌عهد سعودی همچنین به تشکیلات خودگردان وعده داده در ازای قبول معامله قرن کمک 10 میلیاردی به آن ارائه دهد اما عباس با قدرت در برابر این فشارها و تهدیدهای مبنی بر برکناری وی در صورت رد این طرح ایستاد.

نویسنده تاکید کرد: خطرناک‌ترین مساله مربوط به معامله قرن که به نظر می‌رسد ولی عهد سعودی به آن متقاعد شد این است که چنین طرحی با طرح صلح عربی که عربستان در سال ۲۰۰۲ ارائه کرد کاملا مغایر است؛ طرحی که به زعم عرب‌ها به کشورهایشان پیشنهاد عادی سازی روابط با اسرائیل را در مقابل توافق بر سر تشکیل کشور فلسطین و عقب‌نشینی اسرائیلی‌ها از اراضی اشغال شده در درجنگ ۱۹۶۷ می‌دهد.

مقامات سعودی به رویترز تصریح کردند: هیچ اختلافی بین ملک سلمان که حامی طرح عربی است با فرزندش وجود ندارد، ولی عهدی که سیاست‌های سختگیرانه در بسیاری از مسائل را تغییر داده و در ماه آوریل به مجله آمریکایی گفته بود، حق اسرائیلی‌هاست که در سرزمین‌ خود در صلح زندگی کنند، در حالیکه این اظهار نظری نادر از یک رهبر عربی است.

عطوان آورده است: شاید شاه سعودی می‌خواهد موضع ریاض را که به جایگاه کشورش و چهره آن در اذهان کشورهای عربی و بخصوص مسلمانان لطمه زده است، اصلاح کند، بخصوص در موقعیت دشوار کنونی که عربستان همزمان در بیش از یک جبهه سیاسی و نظامی وارد جنگ شده است.

به نوشته رای الیوم، مطمئنا ملاحظات متعددی، شاه سعودی را وادار کرده پرونده فلسطین را از دست محمد بن سلمان بیرون کشیده و به مواضع اصولی عربستان در حمایت از طرح صلح عربی بازگردد که به طور خلاصه در ادامه به آن اشاره شده است:

نخست اینکه، کمپین گروه‌های سعودی نزدیک به دولت عربستان علیه فلسطینی‌ها و تبلیغات آنها برای عادی سازی روابط با اسرائیل به عنوان یک کشور دوست نتایج معکوسی به همراه داشت و پیامدهای منفی برای عربستان و موقعیت و چهره آن به عنوان یک کشور عربی و اسلامی محوری در جهان عربی و اسلامی به همراه داشت و موج انتقاد و نفرت از حکومت سعودی را بالا برد.

دوم اینکه، دستاوردهای بزرگ ارتش سوریه در جنگ برای بازپس گیری بخش اعظم خاک سوریه و تازه‌ترین آن مناطق جنوبی پس از غوطه شرقی و ادامه آمادگی‌های آن برای حمله به إدلب به معنای شکست جنگ هفت ساله عربستان در سوریه است، به گونه ای که سوریه را به تدریج اما با قدرت به عرصه بین المللی و عربی بازگرداند.

سوم اینکه، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا با عقب‌نشینی از تهدیدهای خود علیه ایران آمادگی خود را برای دیدار با مقامات ایرانی و به طور مشخص حسن روحانی و مذاکره بدون پیش شرط با وی برای حل اختلافات بین دو کشور اعلام کرده است به این معنا که محاسبات عربستان روی حمله آمریکا و اسرائیل به ایران شاید در معرض فروپاشی است.

چهارم اینکه، مالزی خروج خود را از ائتلاف عربی به رهبری عربستان اعلام کرد و به حضور نمادین خود در جنگ یمن پایان داد و در همین حال انتظار می‌رود، عمران خان نخست وزیر جدید پاکستان هم راه او را در پیش گیرد و بالاتر از این‌ها فرانسه هم تصمیم به  قطع کمک‌های خود به ائتلاف عربی در جنگ یمن گرفت.

پنجم، شکست راه حل نظامی در یکسره کردن جنگ در یمن است که به رغم ورود آن به چهارمین سال پیاپی هیچ نشانه‌ای از امکان پیروزی و دستاورد قابل توجهی برای عربستان و متحد اماراتی آن در جبهه‌های درگیری اعم از تعز، الحدیده یا صعده وجود ندارد.

نویسنده تصریح کرد: تجدید نظر عربستان در پرونده فلسطین با بازگشت آن به دست ملک سلمان که بیش از سی سال است رهبری کمیته سعودی در حمایت از ملت فلسطین را برعهده دارد، کمیته ای که ضمن جمع آوری اعانه برای فلسطینیان بر فعالیت های سیاسی در داخل و خارج عربستان در این چارچوب نظارت دارد، اتفاقی مثبت است که باید ارتقا یابد.

رای الیوم آورده است: طی هفته‌های اخیر موج تبلیغات و انتشار مقالات در تمجید همپیمانی با دشمن اسرائیلی و عادی سازی روابط با آن توسط برخی نویسندگان سعودی فروکش کرده است و از جمله نشانه‌های واضح آن غیب شدن «انور عشقی»، مشاور شاه سابق سعودی و از جمله صاحبان اصلی کمپین عادی سازی روابط با اسرائیل در رسانه‌ها طی مدت گذشته است و همین قضیه درباره «ترکی الفیصل»، رئیس اسبق سرویس اطلاعات عربستان صدق می‌کند که متخصص حضور در کنفرانس‌ها و نشست‌ها با همتایان اسرائیلی و هدایت روند عادی سازی است.