به گزارش افکارنیوز،

«ما در شرایطی هستیم که هر روز به نقطه‌های تاریک بیشتری از جهت اقتصادی می‌رسیم. پیشنهاد به دولت این است که اصل مذاکره اگر براساس منافع ملی ما باشد باید آن را بررسی کرد. اگر بر این اساس، اصل مذاکره را بپذیریم، می‌توانیم راجع به چگونگی آن صحبت کنیم. از آنجا که از جهت سیاست خارجی و هم از جهت داخلی، زمینه‌های نارضایتی اجتماعی در جامعه کاملاً فراهم است، می‌تواند ما را با مشکلاتی مواجه کند. با در نظر گرفتن اینکه سیزدهم مردادماه مرحله اول تحریم‌هاست و بسیاری از سرمایه‌گذاران خارجی بساط‌شان را جمع کرده و درحال خروج از ایران هستند، نقطه عطف اینجاست که ما نمی‌توانیم از یک دریچه به سیاست نگاه کنیم. سیاست یک امر متغیری است که با هیچ موضع ثابتی قابل قیاس نیست.»
طیف مدعی اصلاحات با سیاه‌نمایی وضعیت کشور و دلخوشی به سرابِ مذاکره، در پی آن است تا برجام‌های دیگری را به مردم تحمیل کند. 
این طیف بدون توجه به تجربه پرهزینه و عبرت آموز برجام، همچنان مدعی است که با مذاکره، تمامی مشکلات رفع خواهد شد.
مدعیان اصلاحات که اکنون برای مذاکره با ترامپ ذوق زده شده‌اند، همان جماعتی هستند که در توجیه شکست و ناکامی برجام، با ایجاد دوگانه دروغین «اوبامای خوب-ترامپ بد»، تقصیرها را به گردن ترامپ می‌انداختند و او را دیوانه و تافته‌ای جدا بافته از حاکمیت آمریکا معرفی می‌کردند و هنگامی که ترامپ از برجام خارج شد، تیتر زدند که «مزاحم رفت»! حالا همین جماعت برای مذاکره با ترامپ، سر از پا نمی‌شناسد!
اما نکته قابل توجه اینجاست که مدعیان اصلاحات اکنون اکثریت مطلق کابینه را در اختیار دارند. اما متاسفانه به‌دلیل بی‌برنامگی و ناکارآمدی، همچنان به نقطه‌های خیالی چشم دوخته و از توجه به ظرفیت‌های عظیم داخلی غفلت می‌کنند.