به گزارش افکارنیوز،

تسخیر لانه جاسوسی در 13 آبان ماه 1358 یکی از مهمترین وقایع تاریخ انقلاب اسلامی است و این اقدام آنقدر از بعد تاریخی و سیاسی دارای اهمیت است که امام خمینی (ره) از آن با عنوان «انقلاب دوم» یاد می کنند و مقام معظم رهبری در این باره فرموده اند: «حرکت دانشجویان برای تسخیر سفارت... جلوی تحرّک ابرقدرتِ پُرروی زیاده‌خواه آمریکا را در داخل کشور گرفت؛ انقلاب یعنی این.»مشهورترین روایت تاریخی از ماجرای تسخیر لانه جاسوسی به این شرح است: «تسخیر سفارت آمریکا در ایران در سال 1358 در حالی رخ داد که تنها 9 ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، دانشجویان پیرو خط امام با حمله به سفارت آمریکا در خیابان تخت جمشید سابق که بعدها طالقانی نام گرفت آن را تصرف کردند. تصرف سفارت آمریکا در تهران و به گروگان گرفتن ۶۶ دیپلمات آمریکایی که از 13 آبان 1358 تا 30 دی 1359 ادامه داشت با پذیرش قرارداد الجزایر از سوی دولت‌های ایران و آمریکا به پایان رسید و سرانجام گروگان های آمریکایی در بند دانشجویان آزاد شدند. در جریان اشغال سفارت، کارمندان سفارت تلاش کردند مدارک و اطلاعات محرمانه را از بین ببرند، اما دانشجویان پیرو خط امام توانستند بخش اعظمی از این اطلاعات را بازیافت کرده و حدود ۷۰ سند محرمانه که نشان دهنده خباثت های دولت آمریکا علیه ملت ایران و فعالیت های مخفی سازمان اطلاعاتی آمریکا در ایران بود را فاش کنند.»

به این بهانه روزنامه رسالت با یعقوب توکلی، پژوهشگر تاریخ گفت و گو کرده است تا ابعاد مختلف این واقعه را مورد بررسی قرار دهد. 

وی در این گفت و گو گفت: با تصرف لانه جاسوسی چشم آمریکا در ایران کور شد.مشروح گفت و گوی خبرنگار ما با آقای توکلی را در زیر می خوانید.

*چگونه تسخیر سفارت آمریکا اتفاق افتاد و آیا این اقدام در عرف انقلاب های سیاسی معمول بود؟

سال 58 و در واقع یک سال بعد از پیروزی انقلاب ایالات متحده آمریکا علیرغم اینکه پیروزی انقلاب اسلامی را به رسمیت شناخته بود. توطئه ها و فعالیت های ضد انقلابی خودش را ادامه داد و دست پیدا و پنهان ایالات متحده در آشوب های منطقه ای و بعضی از کودتاهای نظامی و درگیری های مرتبط با عملیات های تروریستی آشکار بود، مهمتر از همه اینکه آمریکایی ها محمدرضا پهلوی را هم به آمریکا بردند و این مسئله مورد اعتراض ملت ایران بود، یعنی آنچه که در اقدام دانشجویان پیرو خط امام صورت گرفت، فرآیند دیدگاه عموم جامعه نسبت به رفتار آمریکایی ها برای انتقال محمدرضا پهلوی به کشورشان بود و ساواکی ها و افسران ارتشی فراری در شهر وان ترکیه توسط سازمان  سیا سازماندهی شده بودند از سوی دیگر اقدامات نظامی جدی را علیه امنیت مرزی داخل ترتیب دادند همچنان که گروه های تجزیه طلب در مناطق مختلف کشور نظیر کردستان و خوزستان یاری رسانده و عملیات شورشگری را هدایت کردند. آنچه که اتفاق افتاد، پاسخ حداقلی به اقدامات ایالات متحده آمریکا بود ضمن اینکه مردم ما نه سابقه تجاوز به کشور و نه اقدام نظامی را نداشته اند. شاید حداقل کاری که در آن زمان و باتوجه به مقدورات و شرایط تاریخی اتفاق افتاد، برخوردی بود که به عنوان اعتراض در حمله به سفارت آمریکا صورت گرفت و این هم معمول بود و کشورهایی که که مورد ظلم و ستم قرار می گرفتند گاهی اقدام به دستگیر کردن عناصر ظالم می کردند تا بتوانند صدای خود را به گوش جهانیان برسانند. این اتفاق در عرف انقلاب های سیاسی آن زمان رایج بود و اقدامی خلاف عرف انقلابی نبود و برهمین اساس مردم و امام حمایت کردند، همه گروه ها، احزاب و سازمان ها و همه آنهایی که امروزه مدعی نقد اشغال سفارت هستند، اگر تاریخ اظهارنظرهایشان را در مطبوعات آن زمان بررسی کنید، می بینید که از این اقدام حمایت کرده اند و این یک مسئله جمعی و اعتراضی ملت ایران در برابر آمریکایی ها بود. 

*همان که اطلاع دارید، دوبار لانه جاسوسی تسخیر شد، یک بار ابتدای انقلاب توسط چریک های فدایی خلق و بار دوم توسط دانشجویان، اما چرا تسخیر سفارت برای بار اول مورد توجه قرار نگرفت؟

 بار اول سازمان چریک های فدایی خلق این اقدام را انجام دادند و درصدد بودند دیدگاه های خودشان را به جریان انقلاب تحمیل کنند. این جریان نسبتی با انقلاب اسلامی نداشت. یک سازمان چریکی مسلح بسیار کوچکی که نفوذی هم در بین مردم نداشت، جزء چندهزار عضو و طرفدار و سمپاد که از بین خودشان بود، کسی همراه آنان نبود و 

به طور طبیعی جامعه به دنبال آنها نرفت و اهداف آنها را پی نگرفت اما وقتی 13 آبان 1358 این اتفاق افتاد زمانی است که مردم ما نسبت به سیاست های ایالات متحده و انتقال شاه به آمریکا معترض بودند اما به دنبال بازی های سازمانی و احزاب نمی رفتند ضمن اینکه چریک های فدایی به دلیل اقداماتی که  در مناطق مرزی انجام داده و دست به توطئه های سیاسی علیه نیروهای انقلاب زده بودند به هیچ وجه خوش نامی و اعتماد مردم را به دنبال خودشان نداشتند. 

*به اعتقاد شما چرا تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام آنقدر دارای اهمیت بود که امام خمینی (ره) از آن با عنوان انقلاب دوم یاد می کنند؟

تسخیر لانه در ادامه روند انقلاب است یعنی در مرحله ای از زدایش سلطه آمریکا در ایران که بخشی از این زدایش به کاهش و حداقل رساندن نفوذ سفارت و بخش دیگر با کور شدن چشمه ها و حلقه های نفوذ ارتباط دارد. با اشغال سفارت آمریکا عملا دوشاخه های نفوذ آنها از کلیدها و پریزهای جامعه ایران کشیده شد و آمریکایی ها همه گونه ارتباط خودشان را در داخل ایران از دست دادند و راه برای انجام اقدام علیه ایران به حداقل رسید. آمریکایی ها در اتخاذ تصمیمات خود در ایران دچار مشکل و ناهماهنگی شده بودند و حلقه های ارتباطی و بدنه جاسوسی شان را در کشور از دست داده بودند. از سوی دیگر آمریکایی ها 

در انتخابات ریاست جمهوری دخالت کرده بودند. سرلشکر آذر برزین در خاطراتش می گوید که آنها 5 میلیون دلار پول به ما دادند تا برای ریاست جمهوری دریادار احمد مدنی تبلیغ کنیم و به همین صورت آمریکایی ها مبالغ هنگفتی پول به ارتشبد بهرام آریانا و اویسی در شهر وان ترکیه پرداخت کردند و جمع زیادی از افسران نظامی فراری را بسیج کردند و در مناطق مختلف آذربایجان غربی دست به عملیات نظامی زدند و مناطق وسیعی را ناامن کردند. به طور طبیعی این اقدام زمانی صورت گرفت که مردم ایران توانستند چشم آمریکایی ها 

را در ایران از کار بیندازند و این مسئله در روند زمانی باعث شناسایی طیف گسترده ای از عناصر نفوذی چه نفوذی های استراتژیک و چه 

نفوذی های جاسوس شد. من میان نفوذی ها و استراتژیست ها تفاوت قائل هستم. بعضی از همکاران ایالات متحده استراتژیست هستند و واژه جاسوس در مورد آنها قابل اتلاق نیست یعنی کارکرد آنها خیلی بالاتر و گسترده تر از یک جاسوس است، با این اقدام دانشجویان پیرو خط امام، حلقه ارتباطی آمریکایی ها با جاسوسان و استراتژیست های داخل و هماهنگ کننده های عملیات آمریکا در ایران دچار انقطاع جدی شد و پایگاه های نفوذ آمریکا در ایران برای چند دهه به شدت تضعیف و دچار تزلزل شدند، هرچند معتقدم که دوباره استراتژیست ها و جاسوس های 

زیادی در کشور شکل گرفته اند و از طریق برخی از سفارتخانه ها و مجموعه های خاص این حلقه های ارتباط میان عوامل آمریکایی ها و مزدورانشان برقرار شده است.