به گزارش افکارنیوز،

محمد عبداللهی؛ کارشناس سیاسی و رسانه در یادداشتی نوشت: پس از قتل فجیع خاشقجی روزنامه نگار معروف عربستانی در سفارت عربستان، خط رسانه ای عجیبی در رسانه های اپوزیسیون و اصلاح طلب و حتی علی مطهری نماینده لیست امید دنبال شد. خط رسانه ای که قتل خاشقجی را با موضوع قتل های زنجیره ای دهه هفتاد گره زد و به نوعی تقلا می کرد در موضوعی که هیچ ربطی به جمهوری اسلامی ندارد، باز هم یک لگد به جمهوری اسلامی بزند و هم با این قیاس و تشابه سازی نوعی تشفی خاطر برای دولت سعودی ایجاد کنند. بهرحال نشستن برچسب «جنایتکاری» و «روشنفکرکشی» بر پیشانی عربستان نباید بی هزینه برای جمهوری اسلامی باشد.

اما این خط رسانه ای جریان اصلاحات و اپوزیسیونی که خود در دهه هفتاد اغلب جزء جناح اصلاح طلب بودند، بسیار عجیب و فرافکنانه است. اصلاح طلبان پس از 20 سال از موضوع قتل های خودسرانه 4 فرد (داریوش فروهر و همسرش، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده) هنوز در جایگاه متهم این قتل ها هستند نه شاکی.

 

1. جریان اصلاحات در همان مقطع، دری نجف آبادی وزیر وقت اطلاعات، فلاحیان وزیر سابق اطلاعات و در راس آنها عالیجناب خاکستری (هاشمی رفسنجانی) را آمران قتلهای زنجیره ای معرفی میکردند. کسی که با این اتهام، در انتخابات مجلس ششم به دیوارش کوبیدند و حتی مانع انتخاب شدن وی بعنوان نفر سی ام انتخابات تهران شدند. اما اصلاح طلبان باید پاسخ دهند که چرا کسی را که آمر اصلی قتل های زنجیره ای میدانستند، پس از مدت کوتاهی بعنوان نامزد ریاست جمهوری خود (در انتخابات 84) برگزیدند؟! و تا زمان مرگش به عنوان رهبر معنوی اردوگاه خود به رسمیت شناختند؟! مگر او عالیجناب خاکستری نبود؟!

 

2. این دولت خاتمی بود که با تشکیل کمیته حقیقت یاب، یکی از عاملین اصلی قتل ها را و متهم ردیف دوم (یا به تعبیر برخی متهم ردیف اول) را مصطفی کاظمی معرفی کرد: معاونت امنیت وزارتخانه، یکی از طرفداران افراطی جریان دوم خرداد از دوستان صمیمی رسول منتجب‌نیا مشاور سید محمد خاتمی که به اعتراف خود کاظمی، منتجب نیا (و بالتبع خاتمی) در جریان قتلها قرار داشته! چرا پس از 20 سال هنوز جریان اصلاح طلب به این ابهام برنامه توقیف شده "چراغ " پاسخ نگفته اند؟!

این جریان اگر مدعی است قتلها خودسرانه نبوده، و خودسرانه اعلام کردن یک شگرد رسانه ای برای "شاه کلیدها" و آمران اصلی است، پس باید درباره ارتباط عاملان با شاه کلیدها نیز شفاف سخن بگوید. پس از دو دهه هنوز زمان افشای حقیقت فرا نرسیده؟! با وجود این همه شواهد روشن، چرا این جریان همچنان جنایت دوستان خود را به پای نظام جمهوری اسلامی مینویسد؟! نه عوامل و آمران اصلاح طلب؟!

3. جریان اصلاح طلب در جریان پرونده قتل های زنجیره ای مرتکب رفتاری خشونت بار و غیرانسانی فجیع دیگری نیز شد. بازجویی غیرانسانی و غیراخلاقی تیم سعید حجاریان (مشاور ارشد خاتمی) که توسط همان کمیته حقیقت یاب خاتمی، مسئولیت یافته بودند از متهمان قتلها و منسوبان آنها. وقتی فیلم هولناک شکنجه همسر سعید امامی و بازداشت شدگان دیگر منتشر شد و نشان از جنایتی دیگر علیه متهمان پرونده داشت. اینجا دیگر نه پای جمهوری اسلامی و رهبری در میان بود و نه نیروهای خودسر. بلکه بازجویی انحصاری اصلاح طلبانه و با نظر مستقیم شخص خاتمی صورت میگرفت.

آیا وقت آن نرسیده جریان لیبرال به موج شفافیت بپیوندد و بجای متهم کردن نظام جمهوری اسلامی، نقش چهره های کلیدی خود در بدنام کردن جمهوری اسلامی را بدون سانسور عیان کند؟! تا چه زمانی قرار است با فرار به جلو، قتل های زنجیره ای که اصلاح طلبان متهم ردیف اول آن هستند، به نظام جمهوری اسلامی و بخش غیرلیبرال نظام متصف شود؟! تا چه زمانی قرار است با سواستفاده از فضاهای هیجانی و ضعف حافظه سیاسی جمعی، قالیباف متهم ماجرای کوی دانشگاه معرفی شود که در آن هیچ نقشی نداشته و بعدها مانع کوی دانشگاه دیگری بوده و همزمان اصلاح طلبان که نگاهی آلت دست گونه به دانشجویان برای مقاصد سیاسی داشتند و دارند، و روحانی که در آن مقطع نقطه مقابل آن اصلاح طلبان بوده، هر دو توأمان قهرمان ماجرا خوانده شوند؟!

بیاییم به دور از عوام زدگی و عوام فریبی به دور از بازی پیچیده سازی و تحلیل های تاکسی وار "کار خودشونه" تاریخ و سیاست را به قضاوت بگذاریم.

 

آنها که روزی با عالیجناب خاکستری ائتلاف کردند، بعید نیست کوس رسوایی ائتلاف شان با بن سلاخ نیز به همین زودی ها برملا شود. تاریخ قاضی بیرحمی است.