به گزارش افکارنیوز،

برجام به این منظور منعقد شد که ایران در برابر آنچه می‌دهد، چیزی بستاند و قرار بود لغو تمامی تحریم‌ها، ستانده ایران از این توافق باشد بدون آنکه این تحریم‌ها به بهانه‌های دیگری چون موشکی و حقوق بشر، بازگردانده شوند.

این امر که تمامی تحریم‌ها بالمره همزمان با اجرای برجام برداشته خواهد شد، ادعای ریاست محترم جمهور بود لیکن آنچه محقق شد فاصله بسیاری با آن چیزی که اعلام شده بود، داشت. انجام دقیق و توام با راستی آزمایی تعهدات ایران در مقابل عدم انجام بسیاری از تعهدات توسط طرف غربی در زمان اجرایی شدن این توافق فرآیندی بود که سپری شد تا آنجا که آمریکا به بهانه‌های واهی از برجام خارج شد.

 

توافقی که کدخدا به عنوان آقابالاسر کشورهای اروپایی آن را ترک کرد و دولتمردان کشورمان امیدوار به اینکه اروپا بخواهد و بتواند در مقابل این اقدام آمریکا، منافع ایران را تضمین نماید از اقدام متقابل خودداری نمودند و مهلتی چند هفته به این کشورها دادند.

مهلتی که اکنون بیش از شش ماه از آن می‌گذرد و هنوز که هنوز است برخی از این دولتمردان، از اروپا قطع امید نکرده‌اند. همین دولتمردان که امضای کری را تضمین می‌دانستند اکنون درصدد توجیه کوتاهی طرف غربی هستند و می‌گویند که باید به اروپا حق داد که نتواند آن‌طور که لازم است تعهدات را عملیاتی نماید و نمی‌گویند که آیا کشورمان حقی ندارد که این آقایان بخواهند نگران آن باشند؟ نکته جالب‌تر اینکه این دولتمردان برای تهدید اروپا و تذکر تبعات این کوتاهی طرف غربی، دسته گل به آب می‌دهند و به‌گونه‌ای سخن می‌گویند که بازهم ایران محکوم خواهد بود.

برابر سخن این آقایان، خروج ایران از برجام، امنیت اروپا را تهدید خواهد کرد و اروپا برای حفظ امنیت خود برای برجام باید هزینه کند. مشخص نیست چرا اقدام متقابل ایران در خروج از برجام به علت عدم انجام تعهدات توسط آمریکا و اروپا، امنیت این کشورها را با مخاطره مواجه خواهد ساخت؟

آیا این‌گونه سخن گفتن، تأییدکننده ادعاهای باطل و واهی دشمنان کشور نیست که ایران در صورت نبودن برجام، به سمت تولید سلاح هسته‌ای خواهد رفت؟ آیا آقایی که این‌گونه سخن می‌گوید از فتوای رهبر معظم انقلاب و دکترین هسته‌ای کشورمان که بر ممنوعیت ساخت و استفاده از سلاح هسته‌ای تأکید دارد، بی‌اطلاع است؟

 

خروج ایران از برجام فارغ از اینکه انجام بشود یا نشود، یک مسئله‌ای است که باید در حوزه اقتصاد و تجارت تعریف شود و نه در حوزه امنیت؛ یعنی ایران به دلیل عدم بهره‌مندی از تبعات مثبت تجاری و اقتصادی که قرار بود در برجام به آن دست یابد و به دلیل عدم انجام تعهدات طرف مقابل، از برجام خارج شده و فعالیت هسته‌ای خود را برای رسیدن به خودکفایی در تولید سوخت هسته‌ای نیروگاه هسته‌ای بوشهر و نیز تولید و ساخت رادیو داروها، انجام تحقیقات علمی، رسیدن به مرزهای دانش و سرریز این دانش در بخش‌های اقتصادی و فناورانه کشور سریع‌تر و پرشتاب‌تر از گذشته ادامه خواهد داد.

اگر قرار بر بهانه‌گیری طرف مقابل باشد، با برجام و بدون برجام، بهانهِ‌دان طرف غربی پر نخواهد شد و هرروز بهانه‌ای برای بهانه‌گیری وجود خواهد داشت و اگر ایران بخواهد شتاب خود را با بهانه‌های دشمن تنظیم کند، این حرکت هیچ‌گاه صورت نخواهد پذیرفت. پس با این وصف، دلیلی ندارد که ما طرف غربی را از منظر امنیتی تهدید کنیم. ما کار خودمان را انجام می‌دهیم و به دنبال منافع خود خواهیم بود و دلیلی ندارد به دلایل واهی بخواهیم این مسیر را ترک کنیم.

 

نباید فراموش کرد که در موضوع ملی اعلام شدن صنعت نفت نیز طرفِ غربی، اقدام ایران را اقدام علیه صلح و امنیت جهانی معرفی کرد و همان دولت خبیث، اکنون ایران را تهدید به تکرار تاریخ و قحطی بزرگ می‌کند. ببینیم آیا کشوری که ادعا دارد هنوز که هنوز است دارای قدرت نظامی برتر است و ایران را به تکرار حوادث جنگ جهانی اول تهدید نماید، جرأت دارد وارد کارزار با ملت ایران شود و با این کار فرصت دهد که جوانان سلحشور این ملت، انتقام آن نسل‌کشی را از نوادگان ملکه خبیث انگلستان گرفته و آنها را همانند آنچه بر سر تفنگداران انگلیسی آوردند، با ذلت و خواری به زنجیر کشند؛ یا اینکه گنده‌گویی آن انگلیسی هتاک، مانند قمپز درکردن و شکرخوردنی است که در ادبیات کشورمان، تعریف جایگاه و نتیجه آن مشخص است؟ شکوه و گلایه ما از دشمن نیست چرا که دشمن، دشمن است و مرام دشمن، دشمنی است. گلایه از دوستانی است که در جبهه داخل و خودی، با فعل و گفتار خود، دشمن را در پیشبرد اهداف عملیات روانی و رسانه‌ای یاری می‌رسانند.

علی اکبری