به گزارش افکارنیوز،

با تروریست نامیدن مجدد ملت ایران از سوی ترامپ در جریان سفر به انگلیس و با توجه به موضع هفته قبل او مبنی بر اینکه «می‌خواهم با ایران راه بیایم» یا اینکه «ایران با همین رهبران می‌تواند یک کشور فوق‌العاده باشد» تردیدی باقی نمی‌ماند که ایستادگی و مقاومت مردم ایران کاخ سفید را درمانده کرده و به رغم طراحی و اجرای پیچیده‌ترین جنگ اقتصادی و روانی در مصاف با مردم ایران، این نظام محاسباتی کاخ سفید است که بر هم ریخته و دچار سردرگمی حتی در مواضع اعلامی شده است.

با وجود برنامه‌ریزی مراکز نظریه‌پردازی جنگ اقتصادی و روانی کاخ سفید و برآورد آن‌ها مبنی بر تبدیل این جنگ به نارضایتی اجتماعی و آشوب در ایران و براندازی نظام ایران، این روند اگرچه برای مردم ایران سختی‌ها و مشکلات معیشتی را ایجاد کرده است، اما هوشمندی رهبری معظم انقلاب اسلامی در تبدیل این تهدید به فرصت، چند پیامد مهم داشته که ریشه سردرگمی کاخ سفید را باید در آن جست‌وجو کرد.

۱- فشارهای اقتصادی کاخ سفید و تحریم‌های ناجوانمردانه اقتصادی علیه مردم ایران برخلاف تصور تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران امریکایی، اقتصاد ایران را مقاوم کرده است به‌گونه‌ای که به‌رغم برخی ضعف‌ها و آسیب‌های داخلی، در شرایطی که این اقتصاد بیش از ۵۰ درصد به نفت وابستگی داشت، اکنون این وابستگی به حداقل رسیده و عملاً این شرایط در حال تبدیل به فرصتی برای رهایی اقتصاد ایران از نفت است که این مهم‌ترین پیروزی برای اقتصاد کشور محسوب می‌شود.

۲- مطالبه رهبری معظم انقلاب برای تحقق اقتصاد مقاومتی در سال‌های اخیر و تمرکز ایشان بر رونق تولید در سال جاری این مطالبه را به گفتمان عمومی در کشور تبدیل کرده و همگان را به این باور رسانیده که تنها راه شکست فشارها و تحریم‌های دشمن، تحقق این مطالبه است؛ اقدام ارزشمندی که در روزهای اخیر در درونی‌سازی تولید قطعات اتومبیل صورت گرفته و گام‌های عملی که در این راستا آغاز گردیده است، اگرچه دیرهنگام، اما می‌تواند مهم‌ترین عرصه صنعتی کشور را از وابستگی برهاند، همان‌گونه که در بسیاری از عرصه‌ها این امر تحقق یافته است.

۳- استقامت و ایستادگی مردم ایران در مقابل امریکا و حفظ امنیت و ثبات داخلی، کارآمدی مقاومت را به الگویی برای ملل مسلمان و آزادیخواه جهان تبدیل کرده است. آنچه در عرصه جهانی نگرانی سردمداران کاخ سفید را در پی داشته این است که تداوم این روند باقی مانده هیمنه سران کاخ سفید را فرو می‌پاشاند. اصرار اصلی ترامپ در این روزها برای آغاز یک گفت‌وگو با ایران با اعزام چندین میانجی با همین هدف صورت می‌گیرد که با طراحی و اجرای یک مذاکره صوری این روند را متوقف کند.

۴- تأثیر مقاومت مردم ایران را در گسست در حلقه‌های نزدیک به امریکا در منطقه می‌توان دید؛ رأی متفاوت مصری‌ها، اردنی‌ها، ناکامی در معامله قرن و… گوشه‌ای از آن است، اما تأثیر آن در عرصه بین‌المللی شاید فراتر از این باشد. رفتار روزهای اخیر انگلیسی‌ها در برخورد با ترامپ در شرایطی که امریکا، انگلیس را مهم‌ترین متحد خود می‌داند، در این راستا قابل درک است.

۵- در عرصه داخلی رفتارهای ترامپ بی‌نتیجه بودن مذاکره ایران با امریکا را تبدیل به یک باور همگانی کرده و برخلاف ادوار گذشته هیچیک از نخبگان و فعالان سیاسی داخلی، دیگر مدافع گفت‌وگو با امریکا نیستند. در خوشبینانه‌ترین حالت برخی از تحمل برای گذار دوران ترامپ و جمهوریخواهان تا انتخابات آینده سخن به میان می‌آورند.

۶- وحدت و انسجام ملی در میان طیف‌های مختلف سیاسی و تحول بیانی که مواضع رئیس‌جمهور نسبت به سال‌های آغازین دولت یازدهم ایجاد گردیده، از پیامدهای مهم این دوران است. این روند گفتمان مقاومت را در داخل همگانی کرده است.

۷- انزوای گروه‌ها و جریان‌های برانداز داخلی و ناکامی گروه‌های تروریستی به رغم هزینه‌های سرسام‌آوری که در سال‌های اخیر حکام مرتجع منطقه برای احیای آن‌ها هزینه کرده‌اند، بیانگر آن است که روند تشدید فشارهای امریکا، بخش مهمی از مسائل قومی و منطقه‌ای داخلی را حل و اقوام را نیز باهم متحدتر کرده است.

۸- جبهه‌بندی و تهدیدات اخیر امریکا و تلاش برای بهره‌گیری از تهدید نظامی به عنوام مکمل جنگ اقتصادی و روانی که با پاسخ قدرتمندانه نیروهای مسلح و ابراز قابلیت و آمادگی آن‌ها انجامیده است، پشتوانه مردمی نیروهای مسلح و ابراز همبستگی ملی با آنان را دوچندان کرده و این سرمایه ارزشمندی برای تقویت مهم‌ترین رکن بازدارندگی کشور است.

۹- رسوا شدن ضدانقلاب خارج‌نشین که در تمامی مراحل این جنگ کنونی به عنوان مشاوران اصلی ترامپ و تیم افراطی حاکم بر کاخ سفید عمل کرده‌اند، از عبرت‌های تاریخی برای این طیف و حامیان داخلی آنهاست که در عین رسوا شدن در داخل، بی‌نتیجه بودن سرمایه‌گذاری کاخ سفید روی آن‌ها را اثبات کرده است.

فارغ از اهداف اعلامی کاخ سفید برای تسلیم ایران که از ۱۲ شرط پمپئو این روزها به شرط عدم تولید بمب اتمی توسط ایران خلاصه شده است، آنچه هدف اصلی کاخ سفید برای نزدیک شدن به ایران از میانجی‌های متعدد است، فریب مردم و مسئولان ایران و متوقف کردن روندهای فوق است.

ترامپ و تیم حاکم بر کاخ سفید با اذعان به سیاست‌های غلط گذشته تلاش دارند با این نزدیکی، عرصه‌های چندگانه فوق را متوقف و از این میان برای جمهوریخواهان محصولی را برای انتخابات آینده این کشور در جامعه امریکا کسب کنند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در مراسم سی‌امین سالگرد ارتحال امام (ره)، مواضع اخیر ترامپ برای نزدیکی با ایران را «زرنگ‌بازی سیاسی» قلمداد و یادآور شدند «اگر مسئولان کنونی ایران دامن همت به کمر بزنند، آستین‌ها را بالا بزنند، شب و روز نداشته باشند، مجاهدت کنند، همزبانی کنند، همدلی کنند، به نحو مناسب و شایسته‌ای از امکانات مردم استفاده کنند، قطعاً پیشرفت‌های بیشتری نصیب خواهد شد.

در این شکی نیست، اما شرطش این است که امریکایی‌ها نزدیک نیایند، شرط پیشرفت این است که امریکایی نزدیک نیایند، این زرنگ‌بازی سیاسی این آقا، مسئولان جمهوری اسلامی را فریب نمی‌دهد، ملت را فریب نمی‌دهد، باید امریکایی‌ها نزدیک نشوند، هرجا امریکا پا گذاشته یا جنگ شد یا برادرکشی یا فتنه شد یا استثمار شد یا استعمار شد یا تحقیر شد، قدم امریکایی‌ها قدم نامبارکی است، اگر نزدیک نشوند خود ما می‌دانیم چه‌جوری رفتار کنیم، کار خودمان را بلدیم، خداوند متعال هم توفیق خواهد داد و ان‌شاءالله پیش خواهیم رفت.»

عباس حاجی‌نجاری