به گزارش افکارنیوز،

همزمان با به اوج رسیدن مذاکرات ایران و فرانسه درباره برجام، ظریف در سفرهای اخیر خود به روسیه و چین نیز رفت؛ در پکن از پیشنهاد «روابط راهبردی 25 ساله» گفت و در مسکو از «دوستان دوران سخت» تقدیر کرد. به نظر می رسد در حالی که مذاکرات درباره حفظ برجام با فرانسوی ها به جزئیات ریز رسیده، این سفرهای ظریف تلاشی برای ارسال پالس های مثبت به شرکای قدیمی و دایمی ایران است. به خصوص این که به نظر می رسد روسیه و چین درباره مذاکرات ایران و فرانسه که 2-3 ماهی می شود در جریان است، مشارکت فعالانه ای ندارند و حداقل موضع شان بیشتر سکوت است.  

تجربه دوره برجام زمانی که پس از توافق، بیشتر تخم مرغ های ایران در سبد اروپا چیده شد و به حاشیه رفتن چین و روسیه در مراودات اقتصادی و مالی این دوره و بازگشت به سوی چین و روسیه پس از خروج آمریکا از توافق هسته ای، این ابهام را پررنگ می کند که با فرض محال که مذاکرات با فرانسه به یک توافق برای حفظ برجام منجر شود آیا بازهم چین و روسیه در دیپلماسی اقتصادی ایران جایگاهی مانند دوره برجام خواهند داشت؟

البته در ایران برخی طیف های سیاسی غرب گرا  مخالف ارتباط نزدیک با روسیه و چین هستند و عمدتا به غلط روسیه را همان روسیه دوره تزاری تصور می کنند. برخی دیگر از تحلیل گران ایران نیز در تعبیری که زیاد تکرار می شود می گویند که روسیه «از کارت ایران» در عرصه بین المللی استفاده می کند. در روسیه هم البته برخی تصمیم سازان هستند که خیلی موافق قرابت تهران و مسکو نیستند، استدلال شان نیز این است که هرگاه ایران از سوی غرب چراغ سبز ببیند به سوی اروپایی ها می چرخد. به همین دلیل برخی تحلیل گران روسی ایران را شریکی پایدار برای خود نمی دانند.

با علم به این که هر کشوری در عرصه بین المللی منافع خود را دنبال می کند و ایران با روسیه و چین در حوزه هایی که چه بسا بسیار مهم هم هستند، اختلاف های جدی دارد(مثلا بر خلاف دوستی دیرینه تل آویو و مسکو، رژیم صهیونیستی اصلی ترین تهدید در منطقه علیه ایران است) و نیز با توجه به این که حتی چینی ها و روس ها نیز در حوزه هایی به آن چه باید عمل می کردند عمل نکرده اند، اما هم تجربه نشان داده که دیپلمات های دو کشور می توانند میان این منافع و اختلاف ها توازن مثبت برقرار کنند و هم قرابت موضع با چین در محافل بین المللی و منطقه ای و نیز همجواری جغرافیایی و همکاری های نزدیک نظامی و امنیتی با روسیه در سوریه، این گزاره را پررنگ تر می کند که در شرایط مختلف، چه تحریم های غرب علیه ایران اعمال شده باشد و چه لغو، روابط با این دو کشور نباید تابعی از در باغ سبز غرب باشد.

به همین دلیل به نظر می رسد، درصورتی که گشایشی در مراودات ایران و اروپا بر سر برجام رخ دهد،  یکی از مهم ترین راهبردهای ایران و دستگاه سیاست خارجی کشورمان باید توجه به دوستان و کشورهایی باشد که اشتراکات بیشتری باهم دارند. تجربه برجام و پشت کردن شرکت ها، بانک ها و حتی دولت های اروپایی به ایران نشان داد که روابط ایران با روسیه  و چین حتی اگر به «اتحاد استراتژیک» نرسد و در سطح «همکاری استراتژیک» یا «مشارکت استراتژیک» باشد، بازهم اشتراکات و منافع یکسان میان سه کشور این الزام را پررنگ می کند که حداقل در شرایط یکسان که باید بین اروپایی ها و روسیه یا چین یکی را انتخاب کنیم، اگر انتخاب مان دوستان قدیمی باشد، احتمال پایداری همکاری ها و منتفع شدن از این مراودات بیشتر خواهد بود.

امیرحسین یزدان پناه