به گزارش افکارنیوز،

درباره اینکه وحدت ملی باید در مقاطع مختلف زمانی رعایت شود تاکنون بسیار سخن گفته شده است. کم نیستند صاحبنظرانی که بر این موضوع تاکید دارند که در برهه های خاصی که دشمن فشار بر کشورمان را افزایش داده، همه نیروهای سیاسی و مدنی باید وحدت خود را حفظ کنند تا طرف مقابل گمان نبرد می تواند با فشار اقتصادی، سیاسی یا نظامی، ایران را به عقب نشینی وادارد.

اخبار سیاسی- با این همه این ابهام وجود دارد که وقتی که می گوییم وحدت، این وحدت باید حول چه موضوعی باشد؟ برخی گلایه می کنند که مراد از وحدت در نظر برخی از جریانات، «وحدت با من» است و موضوعات پیشنهاد شده درباره وحدت به گونه ای طراحی می شود که تنها یک جریان خاص برنده بازی وحدت باشد.

این نقد البته به برخی موضع گیری های سیاسی و حزبی وارد است، اما سوال اینجاست که وقتی چند جریان سیاسی با یکدیگر رقابت می کنند چطور می شود پیشنهاد یک طرف این منازعه برای وحدت را به طرف دیگر ترجیح داد و چگونه می شود از استبداد رای در صحنه رقابت های جناحی جلوگیری کرد؟

برای پاسخ به این پرسش چالش برانگیز، بد نیست به تجربه دیگر کشورها توجه شود. کم نیستند کشورهایی که در تاریخ خود با چالش وحدت روبرو شده اند و بنابراین اگر به خوبی توانسته باشند این چالش را پشت سر بگذارند پس می توانند الگویی برای سایر کشورها برای حفظ وحدت باشند.

نگاهی به تجربه بسیاری از کشورها نشان می دهد که معمولا آنچه در هر کشور می تواند عامل وحدت باشد، آن چیزی است که باعث افتخار آن کشور است. مثلا اگر در یک کشور تیمی ورزشی افتخارآفرین است، همان تیم و یا آن رشته ورزشی عامل وحدت می شود. یا اگر شخص یا صنعت خاصی از این ویژگی برخوردار است که تحسین دیگران را برانگیزد، آن صنعت یا شخص می تواند محور وحدت باشد.

درست مانند اینکه هر شهری در کشور معمولا به چیزی شناخته می شود و مسافران با ورود به آن شهر، همه جا ردپایی از آن را می بینند، در هر کشور هم یک یا چند موضوع خاص می تواند دیگران را دورهم جمع کرده و نقشی انسجام بخش را بازی کند.

پس اگر در ایران به دنبال وحدت هستیم باید به دنبال مسائلی باشیم که بتواند برای همه جریانات و گروه ها و سلیقه ها وحدت بخش باشد. اما این مسائل کدام محورها را شامل می شود؟

  1. ولایت فقیه: در ایران مدل حکمرانی خاص ولایت فقیه که برآمده از انقلابی مردمی است، باعث شده تا شخص ولی فقیه همواره مورد احترام و اشتراک نظر همه گروه ها باشد. در بسیاری از بحران ها، ورود شخص ولی فقیه به موضوع مورد اختلاف باعث شده تا اختلافات از بین رفته یا کمرنگ شود. بنابراین ولی فقیه بهترین معیار برای وحدت گروه هاست.
  2. دفاع مقدس: تجربه دفاع مقدس و شهدای جنگ تحمیلی نیز یکی از مسائلی است که درباره آن چالش اندکی وجود دارد. این هشت سال خونین آنقدر برای مردم ارزشمند است که از اختلاف بر سر آن پرهیز دارند و نخبگان سیاسی می توانند از این ظرفیت برای اتحاد استفاده کنند.
  3. توانمندی دفاعی: در طول چهل سال گذشته از انقلاب اسلامی، توانمندی دفاعی ایران چنان پیشرفتی داشته است که امروز همه درباره صنایع دفاعی و موشکی کشور با احترام سخن می گویند. بنابراین توان دفاعی و نظامی ایران خود تبدیل به یک عامل وحدت بخش شده است که نه تنها نگرانی و چالشی را به دل راه نمی دهد، بلکه خود وحدت آفرین است.
  4. ارزش های مشترک هویتی: و در نهایت ارزش های مشترک هویتی شامل ارزش های دینی و ملی می تواند به عنوان یک عنصر وحدت آفرین مورد توجه قرار بگیرد. در بسیاری از کشورها عوامل قومی و مذهبی باعث تنش و درگیری داخلی است اما در ایران نه تنها این تنش ها وجود ندارد، بلکه ارزش های اسلامی و ایرانی مورد پذیرش همه توده ها بوده و بنابراین خود می تواند یک عنصر قدرتمند وحدت ساز باشد.
  5. دشمن مشترک: داشتن دشمن مشترک هم می تواند باعث وحدت شود. وقتی همه جریانات سیاسی درمی یابند که یک دشمن مشترک برای از بین بردن ایران وجود دارد، ناخودآگاه در کنار یکدیگر جمع شده و اختلافات جزئی درباره مسائل فرعی را کنار می گذارند.

درباره راه های تقویت وحدت ملی هنوز می توان به مصادیق دیگری اشاره کرد. با این حال ذکر همین چند نمونه نشان می دهد که اگر به معنی واقعی به دنبال وحدت هستیم، عوامل وحدت آفرین کم نداریم. آنچه مشکل اصلی ماست، اراده قدرتمند برای دوری از تنش ها و شکاف ها و اختلافات است که با حفظ هوشمندی بیشتر می تواند در اولویت قرار بگیرد.

هفته دفاع مقدس که ترکیبی از غرور ملی، ولایت پذیری، هویت بخشی و پیشرفت های دفاعی است، شاید نمونه کاملی از ترکیب همه الگوهای وحدت بخش باشد. در این هفته گروه های مختلف سیاسی و مدنی می توانند درباره مسائل و دغدغه های مشترک به اجماع نظر رسیده و درحالی که دونالد ترامپ می کوشد با انواع روش ها، درگیری و بحران درونی را به داخل کشور تزریق کند، دشمن مشترک را ناامید کنند.