به گزارش افکارنیوز،

 پس از برگشتن ورق میدان جنگی به نفع محور مقاومت و ایجاد یکدستی در ساختار نظامی و امنیتی منطقه تا حدودی، کفه‌ ترازوی جریان‌های مخالف آمریکا سنگین شد. سوریه از دولت در معرض سقوط عبور کرد و عراق شاهد تحولات جدی پیروزی مقاومت در انتخابات بود. لبنان با پیروزی ۸ مارس عملا این کفه را سنگین تر کرد تا مقاومت در سه جبهه‌ مهم سیاسی، امنیتی و دفاعی حاضر باشد. البته مقاومت بی مثال انصارا... در یمن و شکست حزب طرفدار عربستان در پاکستان و مالزی تا حدودی کاخ سفید را راجع به گسترش محدوده‌ جغرافیای مقاومت نگران کرد. ترامپ از داخل تحت فشار ماجرای اوکراین گیت بود و دموکرات ها با طرح استیضاح او رسما بازی جدیدی در واشنگتن شروع کردند. با این حال طرح «صلح خاورمیانه یا معامله قرن» به طور جدی توسط  کشنر دنبال می‌شد ولی شرایط منطقه به مطلوبیت اعلام آن حرکت نکرد. تحلیل‌ها نشان می داد منطقه شاهد یک زایش امنیتی و سیاسی جدیدی است که به طور حتم منافع آمریکا را در خطر خواهد انداخت. در چنین شرایطی آمریکا چند تصمیم مهم گرفت.

1) عراق صحنه بازیگری سیاسی شد. بازیگرانی که پیشتر در میدان نبرد پیروزی را مقابل داعش به دست آوردند توانستند اعتماد عمومی را در صحنه‌ سیاسی از مردم کسب کنند و به مجلس راه یابند. رای بالای مردم به گروه‌های مقاومت بسیاری از بازیگران داخلی عراق را متعجب ساخت. با این حال ساعتی از نتایج پارلمان عراق نگذشته بود که آمریکا «تقلب» و«مخدوش»بودن نتایج را طرح کرد. در نهایت ظرف چند روز مرکز نگهداری آرای انتخابات در یک خرابکاری سوخت و دو طرف بر سر نتایج توافق کردند. با این حال عراق توانست دوران گذر از دولت قبلی به دولت جدید را طی کند. نخست وزیر عراق چند توافق مهم را امضا کرد که منافع آمریکا را دچار چالش ساخت. مهم ترین قرار داد امضا شده با دولت چین است که عصبانیت ترامپ را به دنبال داشت. از سوی دیگر کاخ سفید طرح فشار به مرجعیت را کلید زد که در آن حذف حشدالشعبی و عقب نشینی آیت ا... سیستانی از فتوای جهاد طرح شده بود. استقامت مرجعیت عراق موجب شد تا این طرح نیز با شکست مواجه شود.

2) در یمن اوضاع متفاوت شد. بر خلاف تصمیم کنگره آمریکا فروش سلاح و حتی همکاری در جنگ یمن را متوقف نساخت. از سوی دیگر حمله به آرامکو، توقیف دو کشتی جنگی عربستانی و حمله به فرودگاه ابوظبی ناکارآمدی سامانه‌های پدافندی آمریکایی را بیشتر نشان داد و رسما پنتاگون متهم شد که در ماموریت عربستان کارآمدی چندانی ندارد. چندی پیش خبر دریافت ۵۰۰ میلیون دلاری آمریکا از عربستان به خاطر حضور در این کشور منتشر شد که جنجال فراوانی به دنبال داشت.

3) در سوریه با افزایش بازیگری ایران و  روسیه اوضاع به هیچ عنوان به نفع آمریکا نیست. تصمیم دولت برای عملیات در شرق و پاک سازی کامل و نیز عملیات ادلب و در نهایت حمله ترکیه به کردها و چرخش موقت کردها به سمت دمشق بازی را به نفع دولت اسد تغییر داد. این‌جا نیز آمریکا چاره‌ای نداشت و مجبور شد به سبب نزدیکی انتخابات ۲۰۲۰ بخشی از نیروهای خود را از سوریه خارج کند.

در چنین شرایطی تصمیم آمریکا از حالت تدافعی و آسیب پذیری به سمت تهاجم و مشت آهنین تغییر کرد. با این تفاوت که آمریکا تصور می کرد این ضربه مقاومت را مدهوش می کند و چاره‌ای به جز توافق سیاسی پیش پای مقاومت قرار نخواهد داشت. ترور سردار شهید سلیمانی و سردار شهید ابو مهدی المهندس بخشی از این سناریو بود. کاخ سفید به این جمع بندی رسید که با ترور این دو فرمانده ارشد، مقاومت دچار خلأ فرماندهی و رهبری می شود و از خلأ موجود می توان برای ماموریت های منطقه ای استفاده کرد. بلافاصله پس از این ترور، عربستان یکی از عملیات های بزرگ زمینی علیه صنعا را آغاز کرد. در این عملیات که در شرق و شمال شرق صنعا انجام شد عربستان تلاش بسیار زیادی کرد خود را به نزدیکی پایتخت یمن برساند و ماجرای جنگ را پایان دهد. با این حال ساختار مستقل و دقیق مقاومت در یمن، عملیات پدافندی خود را آغاز کرد و مانع از پیشروی ارتش عربستان و متحدانش شد. از سوی دیگر وزارت دفاع یمن اعلام کرد طرح جدیدی برای مراقبت از کمربند پایتخت دارد که در چند روز آینده اجرایی می کند. در کنار این موضوع لندن سعی کرد با اعلام خبر تروریستی دانستن ساختار سیاسی حزب ا... به کمک واشنگتن بشتابد. اوضاع منطقه نشان می‌دهد آمریکا به دنبال پیاده سازی سیاست مشت آهنین زیر دستکش مخملی است. هدف آن هم آسیب رساندن به محور مقاومت و پای میز مذاکره کشاندن دولت های همسو با آن است، اما کاخ سفید متحمل 2 خطای راهبردی شد:

الف) عدم درک درست از ساختار و کارکردهای نهادها و نیروهای درگیر در مقاومت موجب شد تا با حذف و ترور شهیدان سلیمانی و المهندس، این سازمان به فعالیت خود ادامه دهد. خطای در تحلیل و نداشتن ادراک درست از ماهیت طرف مقابل این اشتباه را به دستگاه محاسباتی- اطلاعاتی آمریکا داد که سیاست تهاجمی را در پیش گیرد.

ب) اشتباه دوم نشناختن محیط فرهنگی و بسترهای اجتماعی منطقه بود. تصور ترامپ از تشییع ۲۵ میلیونی سرداران شهید ایرانی و عراقی و پیوستگی ویژه این دو کشور و واکنش ایران به حادثه ترور در الاسد و در نهایت تصویب طرح اخراج آمریکایی ها از عراق اوضاع را به شدت به زیان کاخ سفید  تمام کرده است.

با این حال می توان اذعان کرد طرح آمریکا هنوز فشار حداکثری برای توافق حداقلی است تا دست ترامپ را برای انتخابات ۲۰۲۰ باز کند. در چنین شرایطی باید منتظر تحولات جدید در منطقه بود.

 

امیر مسروری