به گزارش افکارنیوز،

سعید آجرلو: عملکرد دولت آقای روحانی در بحران ویروس کرونا واقعیت تضعیف نهاد دولت در کشور را نشان می دهد. در پس ذهن و رفتار و عمل دولت او نوعی نگاه « دولت کوچک» مستتر است که در افکار عمومی نوعی «بی دولتی» را به ذهن متبادر می کند.

اخبار سیاسی- واقعیت این است که این ضعف ابتدا خودش را در اپیدمی شدن کرونا در ایران نشان می دهد. که سوالات جدی مقابل وزارت بهداشت قرار می دهد. مجموعه مصاحبه های مدیران این وزارتخانه در اواخر بهمن ماه پیش روی ما است. ضعف در پیش بینی و عقب افتادن از افکارعمومی پذیرفتنی نیست. در ادامه اما نوع اطلاع رسانی دولت  و مواجهه آقای روحانی با این بحران فراتر از نوع نگاه رییس جمهور به وظایف دولت حکایت از ضعف نهاد دولت هم دارد.

دولت در ایران بیشتر از هر چیز « نفت محور » است. تنظیم رابطه میان دولت و جامعه هم تا حدود زیادی وابسته به نفت بوده است. دولت نقش توزیع کننده پول نفت میان طبقات مختلف اجتماعی را داشته است.

مناقشه هسته ای علاوه بر ابعاد سیاسی و امنیتی تاثیرهای عمیق در اقتصاد کشور هم داشته است. اولین بار در دولت آقای احمدی نژاد تحریم های تجاری، بانکی و نفتی موجب ۴ برابر شدن قیمت ارز شد. به معنای ساده هم نفت فروختن سخت شد و هم بازگرداندن پول نفت سخت تر. با این وجود اما به واسطه ذخیره ارزی کشور و پیدا شدن راه هایی برای فروش نفت دولت به کار خود ادامه می داد؛ به نحوی که در بودجه سال ۹۱ تقریبا ۴۵ درصد بودجه متکی به فروش نفت بود؛ هر چند دولت احمدی نژاد در دو سال آخر تبدیل به دولتی ضعیف شده بود که این ضعف علاوه بر اختلال در اقتصاد کشور ریشه در خانه نشینی او و تغییر گفتمان و تلاش برای تغییر پایگاه اجتماعی حامیانش داشت.

دومین تجربه دولت بدون نفت به دوره دوم دولت آقای روحانی بازمی گردد. خروج ترامپ از برجام و دور جدید تحریم های آمریکا بدون اینکه پشتوانه شورای امنیت سازمان ملل را داشته باشد، ایده مرکزی روحانی را با چالش مواجه کرد. اتکای تقریبا ده درصدی بودجه سال ۹۹ به نفت بیش از هر چیز از انقلاب بودجه ای و البته خطر کسری بودجه حکایت دارد و البته بیانگر چالشی جدی و کن سابقه برای دولت. سهم نفت در بودجه سال آینده حدودا ۵۰ هزار میلیارد تومان است در حالی که سهم مالیات نزدیک به ۲۰۰ هزار میلیارد تومان است. واضح است که در شرایط رکود اقتصادی نمی توان توقع تحقق بودجه مالیاتی را داشت به ویژه آنکه بخشی از اقتصاد ایران هم خانگی و زیر زمینی است . چشم انداز پیش رو با نفت ۳۵ دلاری ممکن است مشکلات را بیشتر کند.

مدیریت بحران کرونا در دولت حسن روحانی ادامه شکست ایده مرکزی اوست. از نظر او راه اداره کشور از وزارت خارجه می گذرد و بن بست در کارکرد این وزارتخانه عامل اصلی شرایط امروز کشور است. دولت او نه آمادگی تحریم های ترامپ از نظر سیاسی را داشت نه ظرفیت اداره کشور بدون بودجه نفتی را.

این گونه است که دولت روحانی علاوه بر اینکه ضعیف و کوچک شده ، نهاد دولت در ایران را نحیف و رنجور کرده است. جمله معروف « از شنبه همه چیز به روال عادی برمی گردد» واقعیت ضعف دولت روحانی و عقب بودن از جامعه را بیان می کند. گرچه اقدام های چند روز گذشته برخی نهادهای دولتی و پخش تصاویری از روحانی ، عقب نشینی او از این جمله را نشان می دهد اما مسئولیت گرفتن دیگر نهادها در غیبت دولت، نشانه ای از ضعف نهاد دولت در ایران است. البته در این میان روا نیست که اقدام های وزارت بهداشت و برخی از دیگر نهادها نادیده گرفته شود اما واقعیت این است که ایران جزو رتبه های بالا در ابتلا به کرونا است. در چنین شرایطی خونسردی آقای روحانی احساس عدم اطمینان و ناامنی برای جامعه تولید می کند. جامعه احساس می کند که دولت یا از عمق مشکلات آگاه نیست یا اگر آگاهی دارد، واکنش درست و فوری به بحران ها نشان نمی دهد.

وجه عمومی دولت دچار اختلال شده ، اقتدار دولت تضعیف شده و مردم احساس « ناامنی» و « بی تدبیری» و « بی دولتی» دارند. دولت با بحران « راه حل» مواجه است. و همه اینها منجر به نوعی « بی اعتمادی» از جانب جامعه شده است.

کشور در آینده به دولتی نیاز دارد که با گذار از بودجه نفتی، راه هایی جدید پیش روی اقتصاد قرار دهد و در نهایت احساس « بی دولتی» در کشور را پایان دهد. دولتی که قبل از هر چیز « کارکردهای» دولت را ترمیم کند و نهاد دولت را روی ریل خود قرار دهد.

دولت روحانی تبدیل به « دولت نامرئی » شده که نه تنها پشتیبانی در جامعه ندارد که از سوی نیروهای سیاسی هم حمایت نمی شود. این دولت قبل از پایان دوره اش پایان یافته است. چرا که فلسفه وجودی این دولت از بین رفته؛ دولت روحانی بدون سیاست خارجی و مذاکره توانایی و قدرت اداره کشور را ندارد.