اگرچه در هفته‌های گذشته هم برخی از تحلیلگران پیش‌بینی کرده بودند، این روزها تقریبا همه به این باور رسیده‌اند که موضوع کرونا، نه‌فقط در حوزه سلامت، بلکه در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به بزرگ‌ترین بحران بشر پس از جنگ جهانی دوم تبدیل‌شده است. ریزش بورس‌های جهانی، بسته شدن مرزهای زمینی و هوایی کشورها به روی‌هم، سقوط وحشتناک قیمت نفت، زیرورو شدن برخی کسب‌وکارهای تولیدی و نابودی اغلب مشاغل خدماتی، همه و همه در کمتر از سه ماه اتفاق افتاده است. رئیس موسسه بروکینز از روند منفی فرآیند جهانی‌شدن می‌گوید و برخی مسئولان اروپایی از فروپاشی ماهوی و یا حداقل عملی این اتحادیه در آینده نزدیک می‌گویند.

موضوع بحث، دزدی و سرقت مدرن ماسک و دستکش کشورها از یکدیگر و آنچه از آن به ظهور غرب وحشی تعبیر می‌شود نیست، بلکه به نظر می‌رسد کشورهای اتحادیه اروپا پیش‌ازاین باهدف تجمیع ظرفیت‌ها و منافعی گرد هم آمده بودند که اینک اغلب، زیر سؤال رفته است. احتمالا متفکرین اغلب کشورها به این نتیجه رسیده‌اند که نباید به‌عنوان نمونه، محصول صنعتی خود را صادر کرده و در ازای آن، محصول کشاورزی وارد کنند، نباید در حوزه کالاهای اساسی به ظرفیت‌های بیرونی متکی باشند، تفکیک صنایع و تشکیل کنسرسیوم‌ها، به این معنی که هر کشور به دنبال چند حوزه برود و درنهایت ظرفیت‌ها یکپارچه شود، عملا بی‌معناست، مرزها را نباید باز گذاشت و هر آنچه کشور بدان محتاج است، حتی با صرف هزینه بالا باید در داخل کشور تولید شود، اقتصاد باید درون‌زا و متکی بر ظرفیت‌های داخلی باشد و ظرفیت‌های بیرونی، حتی اگر به‌وفور و بی‌منت و با هزینه پایین‌تر در اختیار قرار گیرد – که چنین نیست – در هنگامه بحران از کشور دریغ می‌شود. نظریه‌پردازانی که می‌گفتند جهان امروز، دیگر بحران سهمگین به خود نمی‌بیند، جهان یک دهکده است و مرزها به‌تدریج بی‌معنی می‌شوند، اغلب این روزها یا در رسانه‌ها ظاهر نمی‌شوند و یا حداقل مسئولیت حرف‌های پیشین خود را نمی‌پذیرند و این مسئله هم محدود به ایران نیست.

آری، جهانی که در اثر شیوع یک ویروس، در کمتر از چند هفته، به گردابی تبدیل می‌شود که هر قدرتی، منفعت طلبانه در پی بیرون کشاندن خویش است، نمی‌تواند عرصه موفقیت سیاستمدارانی باشد که به کمترین چیزی جز توان داخل کشور خود اعتماد می‌کنند.

این اصل، ادعای نگارنده نیست و قول اغلب نظریه‌پردازان و فعل کنشگران دنیا آن را تایید می‌کند. حال می‌توان این اصل را بر هر یک از مصادیق و مسائل روز خودمان، تطبیق دهیم. توان کشورهای اروپایی اگر قرار بود به کار بیاید، به کمک ایتالیا و اسپانیای درگیر بحران می‌رسید، کشورهایی که حالا آن‌قدر از کشورهای اروپایی نالانند که دولت‌هایشان علنا شعار جدایی از اتحادیه سر می‌دهند. جالب‌تر آن‌که رئیس‌جمهور سبک‌سر آمریکا ، روز گذشته در نشست مطبوعاتی خود گفته از کرونا آموختیم که به هیچ کشور خارجی اعتماد نکنیم، حال چه کنیم که برخی در کشور خودمان نمی‌آموزند؟!   

   سیدمحمدبحرینیان