وقتی ساختارهای نمایشی به تولیدات یکسویه با محوریت ارائه آگاهی مطلق، منهای سرگرمی نمایشی، در هسته  درام ، علی الخصوص در سریال‌ها،‌ به ساختاری غیر آگاهی بخش و ضد سرگرمی تبدیل ‌شود،به صورت طبیعی، سرگرمی مزیت رقابتی اغلب آثار سرگرمی در مجموعه‌های نمایشی نخواهد بود. 

یکی از مهمترین مزیت‌های سریال « از سرنوشت » این است که سوء‌گیری هدفمندی در جذب مخاطبان دارد و در ذیل یک سرگرمی گسترده، ماموریت پیام رسانی و آگاهی بخشی را برای مخاطب هدف گروه سنی جوانان و نوجوانان را دنبال می‌کند. 

یکی از دستاورهای مهم این سریال جذب مخاطب است و پس از دست یافتن به این مهم، مشکلات ملتهب اجتماعی – فرهنگی، مثل شبکه‌های قمار را مورد ارزیابی قرار می‌دهد. 

در واقع حضور و فعالیت‌های این شبکه‌ها و خسرانی که در چرخه اقتصادی کشور رغم می‌زنند، از دریچه خبر، گزارش خبری، میزگرد اگر مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد، آنقدر در افکار عمومی تاثیر گذار نخواهند داشت که در یک اثر نمایشی جذاب، مورد تحلیل و ارزیابی قرار می‌گیرد و بررسی آفت‌های اجتماعی شبکه‌های قمار در یک مجموعه نمایشی عامه پسند اثر بخشی بیشتری بر مخاطبان خواهد داشت. 

سریال «از سرنوشت» به دلیل ساختار زندگینامه‌ای در نیمه نخست اثر این تلقی و پیش فرض را در مخاطب تقویت کرد که ما با ساختار نمایشی شبیه سریال‌های مدرن شبکه CW  مواجه هستیم که شخصیت‌های اصلی‌اش را در مسیر تربیتی صحیح  قرار می‌دهد اما از ارائه مصدایق روز غافل نمی‌شود.

پیام‌های اخلاقی مثل هر اثر نمایشی، حتی در ساختار تولیدات نمایشی جوانانه کتمان ناپذیر است ،اما هر شکل از پیام رسانی،  سرگرمی‌سازی نمایشی را نادیده نمی‌گیرد.

آنچه سبب شد سریال از سرنوشت با روند یکسویه حاکم در تولیدات نمایشی کمی تفاوت داشته باشد این است که مختصات اجتماعی و انسانی دو کاراکتر اصلی‌اش سهراب و هاشم را نادیده نمی‌گیرد. روابط اجتماعی و مطالبات زیستی آنان را که از شاخصه‌های سنی همنسلان آنان است را به نمایش می‌گذارد و با محدوده ممیزی و سانسور نیز کنار می‌آید اما پنهان‌کاری را مبنا قرار نمی‌دهد.

در اغلب مجموعه‌های نمایشی شاید شخصیت‌های محوری کودک، نوجوان و جوان باشند، اما متن اثر دارای شاخصه‌های بزرگسالانه است و برای این طیف سنی خاص، یعنی نوجوانان و جوانان ساخته نشده، در حالیکه مخاطب واقی «از سرنوشت» جوانان و نوجوانان هستند.

طرح رمانس و اشتیاق اجتماعی جامعه برای پیوندهای رسمی در سنین بسیار پایین در جامعه مطالبه ایدئولوژیک تصمیم‌سازان در حوزه تولیدات نمایشی است. اما عشق همچنان یک سلول نمایشی ممنوعه آثار نمایشی جوانانه است. همین شگرد در سریال وضعیت سفید(حمید نعمت‌اله)  به برگ برنده سریال تبدیل شد.

از این حیث سریال از سرنوشت تالیف کننده مسیر تازه‌ای برای روایت‌های عاشقانه است و  رابطه نسلی که مجموعه‌های نمایشی سیما برای آنان تولید نمی‌شود را بهبود خواهد بخشید. از این حیث پس از وضعیت سفید، «از سرنوشت» بدون تابوشکنی (از منظر تصمیم‌سازان) یک دریچه همواره بسته را به تازگی گشوده است.

اخیرا بحث قابل اعتنایی در حوزه فرهنگی رسانه‌های به مناسبت هفته پلیس مطرح شد. و این موضوع مورد بررسی قرار می‌گرفت که به مناسبت این هفته و تجلیل از حافظان امنیت، حتما باید سریال پلیسی ساخته شود که این رویکرد را نمی‌توان کتمان کرد، اما اثر و تاثیر پلیس باید به صورت مستمر در سریال‌های نمایشی مطرح شود.

در سریال از سرنوشت شانیت و جایگاه پلیس به صورت نامحسوسی مورد تمجید قرار می‌گیرد که اثربخشی آن در افکار عمومی به مراتب از چندین تولید نمایشی پلیسی بیشتر خواهد بود.

هاشم در زمینه قاچاق ارز فعالیت می‌کند و  نیروی پلیس قصد دستگیری او را دارند. پلیس وارد مراسم عروسی او می‌شود اما او را حین این مراسم دستگیر نمی‌کنند و او را از مراسم خارج کرده و سپس این کار انجام می‌شود.

این سکانس از چند منظر قابل برررسی است که برخورد پلیس تصویری بسیار متمایز است و حتی حین دستگیری کرامت انسانی مجرم لحاظ می‌شود. از طرفی اگر هاشم در این شب مهم زندگی‌اش دستگیر نشود و فردای عروسی دستگیر شود، همسرش نخواهد فهمید که او با یک مجرم زندگی‌اش را آغاز کرده است.

نیروی انتظامی در این بخش نمایش سریال به وظیفه خودش به درستی رفتار می‌کند و نشان می‌دهد در برخورد با مجرمان اهل مماشات نیست و قاچاقچیان ارز در هیچ مقطع زمانی از مصونیت برخودار نخواهند بود.