رضا صائمی منتقد سینما و تلویزیون یادداشتی را درباره مستند مسابقه « خانه ما » به نگارش درآورده است. این مستند مسابقه با تهیه کنندگی احمد شفیعی ساخته می‌شود و تاکنون ۹ فصل از آن روی آنتن رفته است.

«سرگرمی برای فرهنگ سازی

شاید اولین چیزی که در تماشای مسابقه «خانه ما» توجه را جلب می‌کند ساختار و فرم آن است که مستند را به مسابقه گره زده و به جای اینکه رقابت فردی مبنای مسابقه باشد، خانواده مبنای رقابت است و این با نمونه‌های دیگر مثل « کودک شو » که رقابت خانواده‌هاست متفاوت است. به این معنا که در اینجا روابط و مناسبات خانوادگی و مهارت‌های زندگی و مدیریت خانه، بستر اصلی مسابقه است و سویه مستندگونه آن هم برساخته از همین ویژگی است. در واقع مسابقه مستند خانه ما آموزش مهارت‌های زندگی به ویژه مدیریت اقتصادی زندگی به روش عملی و با ارجاع به تجربه‌های متفاوت است و این فرصتی برای مخاطب فراهم می‌کند تا از تجربه‌های زیسته دیگران در مدیریت خانه و خانواده استفاده کند و ضمن سرگرم شدن، آگاه هم شود.

اساساً ماهیت مسابقه «خانه ما» را می‌توان آگاهی از طریق سرگرمی دانست و این همان رسالتی است که برای رسانه‌ها تعریف می‌کنند. مسابقه‌ای که به نوعی اقتصاد مقاومتی در ساحت خانه و خانواده را نه با شعارهای ایدئولوژیک که با راهکارهای استراتژیک، تجربه پذیر می‌کند. تماشای این مسابقه به ویژه در شرایط کنونی که با بحران اقتصادی و مشکلات معیشتی عجیب و غریبی مواجه هستیم بیش از هر زمان دیگری مفید است. هم فال است هم تماشا. هم سرگرم می‌کند و هم آگاهی می‌بخشد. این آگاهی البته به صرف افزایش معلومات و اطلاعات ختم نمی‌شود بلکه به ارتقاء و افزایش مهارت‌های فردی و خانوادگی در زمینه اقتصاد خانواده کمک می‌کند.

نوعی فرهنگ‌سازی رسانه‌ای که مهارت‌های زندگی را در بستر یک تجربه عملی امکان پذیر می‌کند. تجربه‌ای که فانتزی و خیالی نیست بلکه مبتنی بر واقعیت و تجربه‌های روزمره است. از این حیث می‌توان مسابقه «خانه ما» را یک «رئالیتی شو» با سویه واقع‌گرایانه دانست که به سنجش و افزایش توانمندی شرکت کنندگان و البته مخاطبان می‌پردازد. به همین دلیل می‌توان «خانه ما» را مسابقه‌ای برای استعداد پروری دانست که در آن آموزش و مهارت آموزی رخ داده و آگاهی به یادگیری بدل می‌شود و این درست تعریفی است که سازمان یونسکو از سواد و آگاهی دارد و شاخص آن را توانایی و مهارت در تغییر رفتار و محیط می‌داند. از همین رو چالش شرکت کنندگان در این مسابقه یک چالش فانتزی و هیجانی ناشی از یک مسابقه تلویزیونی نیست بلکه چالش ارزیابی و سنجش خود در نسبت با مهارت‌های فردی و خانوادگی به ویژه در حیطه مدیریت اقتصاد خانواده است.

در واقع شرکت کنندگان یا خانواده در یک مسابقه تلویزیونی و در محیط استودیویی شرکت نمی‌کنند آنها در یک کارگاه مهارت آموزی شرکت می‌کنند که ساختار رقابتی و شکل مسابقه‌ای دارد و خوشبختانه شرکت کنندگان آن‌هم به پایتخت محدود نشده و مسابقه در استان‌های مختلف برگزار می‌شود. این ویژگی و رویکرد کمک می‌کند تا خرده فرهنگ بومی و قومی و در واقع سبک زندگی ایرانی در رنگین کمان اقوام بازنمایی شده و الگوهای مصرف در نسبت با نسبیت آنها مورد خوانش و استفاده قرار بگیرد. در واقع مسابقه «خانه ما» هم مرزهای جغرافیایی هم مرزهای فرهنگی را در قلمرو وسیع ایران نه تهران تعریف کرده و از مولفه‌های بومی در قوام بخشی به اهدافی که دارد بهره می‌برد. از این طریق مخاطبان نیز با خرده فرهنگ‌های قومی و محلی در بستر سبک زندگی ایرانی آشنا شده و در یک هم افزایی قومی و ملی، تجربه‌های خود را به هم منتقل کنند.

شاید گزافه نباشد که بگوییم مسابقه «خانه ما» مدیریت و برنامه‌ریزی اقتصادی را از شکل کلان در بستر خانواده و به شکل خُرد بازنمایی کرده و مدیریت اقتصاد خانه را از طریق یک مسابقه به مخاطبان و مردم آموزش می‌دهد. مسابقه‌ای که فقط بین خانواده‌ها نیست بلکه نهاد خانواده و خانه، بستر این رقابت قرار گرفته و امکان هم‌ذات پنداری و همدلی تماشاگر را با روند مسابقه و شرکت کنندگان آن بیشتر می‌کند. ضمن اینکه به شکل تلویحی، کارگروهی و تیمی یا به عبارت بهتر اتحاد و وحدت خانوادگی را هم به مثابه یک کنش رفتاری و مهارت جمعی در لایه‌های درونی تر خود آموزش داده و در ضمیر ناخودآگاه مخاطب می‌پروراند. ضمن اینکه در این مسابقه با یک برنده یا قهرمان فردی مواجه نیستیم بلکه با قهرمان جمعی و خانوادگی روبرو هستیم که قهرمانی‌شان حاصل تعامل و تعاون و همکاری است و این یعنی تمرین کار تیمی و گروهی در یک مسابقه. فارغ از کارکردهای آموزشی و مهارت آموزی و فارغ از ایجاد سرگرمی و نشاط یک مسابقه، این مسابقه و قوانین و قواعدش و در واقع فرم و ساختارش به همبستگی و دلبستگی بیشتر اعضای خانواده منجر شده که برای یک هدف مشترک تلاش می‌کنند و می‌توان گفت مسابقه «خانه ما» تکریم و تحکیم خانواده است.»