مهدی فقیه اگرچه بازنشسته اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شیراز است، اما حرفه بازیگری را از دوران جوانی و قبل از انقلاب با عروسک گردانی و بازی در صحنه تئاتر آغاز کرد. همین عشق سبب شد با تلاش خود بورسیه بگیرد و چند سالی راهی فرانسه شود و بعد از بازگشت در آثار متعددی در نقش های مختلف بازی کند که حاصل بیش از پنج دهه فعالیت بازیگری وی، در ذهن مردم ایران حک شده است.

روزهای کرونایی را چگونه سپری می کنید؟

در حال نگارش سریال عروسکی 145 قسمتی درباره شاهنامه فردوسی برای بچه های خوب مملکت ام هستم تا یک اثر درست و حسابی و در شأن فردوسی عزیز باشد. همچنین مشغول بازی در سریال «جشن سربرون» ساخته مجتبی راعی هستم که مطمئنم اثر خوبی است.

بازی در این شرایط به طور حتم برایتان سختی هایی را به همراه دارد.

حدود چهار ماه است که نتوانسته ام به شیراز بروم. متاسفانه در شهرستان ها کار نیست و اغلب کارها در تهران فیلم برداری می شود. مجبوریم برای بازی چند ماه در تهران بمانیم و رفت و آمد به دلیل شیوع کرونا سخت است.

درگذشت زنده یاد کریم اکبری مبارکه تلخ ترین حادثه کرونایی این‌هنرمند در سریال «جشن سربرون» بود.

-بعد از کمی مکث- من اکبری مبارکه را از قبل از انقلاب می شناختم، او هنرمندی وارسته، باسواد و مردم دار بود. او هم بازیگر، هم برنامه ریز و هم دستیار کارگردان بود و در چند کار مشترک در سمت های مختلف کنار هم بودیم. اکبری مبارکه در تمام سکانس های سریال «جشن سربرون» هم‌بازی من بود. روحش شاد.

به تازگی سریال «جلال 2» را روی آنتن داشتید. همکاری با این پروژه چه ویژگی داشت که بازی در این نقش کوتاه را پذیرفتید؟

آقای نجفی، کارگردان سریال، پیشنهاد بازی داد. درست است مدتش کم بود، اما از نقش راضی هستم و دوستان تعریف کردند. نقش فرش فروشی را بازی کردم که در جریان انقلاب دستگیر و بازداشت و در پی بازجویی های ساواک کشته شد، او شهید قبل از انقلاب بود و نقش جای کار داشت.

پس  مدت نقش برایتان فرقی نمی کند.

خیر، اهمیتی ندارد. سعی می کنم نقشی را بپذیرم که در شأن مردم و دارای مفاهیم انسانی است. حتی اگر یک بار رد شدن از جلوی دوربین باشد، اگر بتوانم وظیفه خود را به درستی انجام دهم برایم حکم نقش اول را دارد.

این روزها وقتی نقشی پیشنهاد می شود، اولویت تان بحث مالی است یا نقش اهمیت دارد؟

درباره بحث مالی چیزی نگویید که خیلی بد است، دستمزدها زیر صفر است. هنرمندان ما در مضیقه زیاد مالی هستند و واقعاً اذیت می شوند، ما هم در بین مردم نمی توانیم مسائل زندگی مان را بازگو کنیم. بنابراین خیلی زندگی سخت می گذرد. خدا را شکر با وجود مشکلات در «جشن سربرون» هر روز پروتکل ها رعایت می شود و پزشک داریم و تست روزانه از ما و هنروران می گیرند.

بعد از درگذشت کریم اکبری مبارکه و درگیری لاله اسکندری با کرونا، سخت گیری های سر صحنه بیشتر شد؟

خیر. سخت گیری ها همیشه بود. کریم اکبری مبارکه در گذشته سابقه بیماری داشت و در کار ما به رحمت خدا رفت و داغی به دلمان گذاشت.

مردم نقش آفرینی‌های شما را در تلویزیون و سینما همچون «ملک سلیمان»، «خروج»، «ضد گلوله»، «کت جادویی»، «در چشم باد» و «مریم مقدس» به خاطر دارند، اما شاید کمتر کسی بداند که آقای مهدی فقیه رتبه دوم کشور را در بورسیه دانشگاه کسب کرد و به فرانسه رفت و در دانشگاه ونسن تئاتر خواند.

اگرچه هنر در اثر کسب تجربه به دست می آید، اما به جوانان علاقه مند می گویم، اگر می خواهند به هر قیمتی به حرفه بازیگری ورود کنند، باید تحصیلات آکادمیک هم در کنار تجربه داشته باشند. ما باید مفاهیم انسانی را به مردم بیاموزیم و این که چقدر توانسته ایم خودمان را به کمالات انسانی نزدیک کنیم، مهم است. می گویند جامعه فرهنگی و هنری باید یک سر و گردن از مردمش بالاتر باشد، اندکی هنرمندان از مردم عقب افتاده اند. به یاد دارم قبل از انقلاب تئاتر کار می کردم، به دنبال تحصیلات آکادمیک رفتم و رتبه دوم بورسیه را گرفتم و برای تحصیل به فرانسه رفتم.

در سال ۱۳۶۸ اولین نقش‌آفرینی تان را در فیلم «تابستان ۵۸» تجربه کردید، اما در سال ۱۳۷۰ با بازی در فیلم «هور در آتش» در نقش «باباعقیل» به شهرت رسیدید. قبول دارید مخاطبان همچنان شما را با این نقش می شناسند؟

درست است. مردم مرا همچنان با نقش باباعقیل «هور در آتش» می شناسند، فیلم هایی که در ژانر دفاع مقدس کار کردم ماندگار شده اند؛ مثل «قله دنیا»، «ستارگان خاک»، «لیلی با من است» و «هور در آتش».

یکی از نقش هایی که با سیمرغ بلورین به کام تان شیرین شد، بازی در فیلم «ملک سلیمان» بود.

من با شهریار بحرانی «مریم مقدس» را کار کرده بودم و برای بازی در «ملک سلیمان» قرعه به نامم افتاد و نقش جادوگر شیطان‌پرست را بازی کردم که خدا را شکر خود آقای بحرانی هم راضی بود.

هنرمند حرفه ای و کار بلدی همچون شما زحمات تان خیلی دیر دیده شد.

نظر داوران برایم قابل احترام است و آن جایزه جای خودش را دارد، ولی مردم خوب می بینند و تشویق آن ها از هر جایزه ای برایم  باارزش‌تر است. مردم خیلی زودتر از هنرمندان، داوران و منتقدان ما را می بینند. آن ها درک بالایی دارند و با وجود پیشرفت علم و فناوری و دسترسی به فیلم های به روز، «ملک سلیمان» و «هور در آتش» را دیدند. «هور در آتش» در دهه 70 ساخته شد و مردم هنوز مرا در خیابان «باباعقیل» صدا می زنند و حالم را می پرسند.

به هر حال بیش از 50 سال فعالیت هنری انتظاراتی ایجاد می کند، هیچ وقت از حضور در این حرفه پشیمان نشدید؟

در ازل پرتو حسن ات ز تجلی دم زد / عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد. آن عشق به حرفه ام است، یعنی اگر عاشق نباشی و به حرفه ات عشق نورزی، لحظه ای نمی توانی سختی ها را تحمل کنی.

در «شوخی کردم»، «شاهگوش» و «ویلای من» بازی کردید، چرا همکاری تان با شبکه نمایش خانگی را ادامه ندادید؟

بیشتر بازی در سینما را دوست دارم تا در سریال. البته در آثاری که ماندگار شده اند، در خدمت داوود میرباقری بزرگوار و مهران مدیری عزیز بودم و همکاری با آن ها برایم سعادت بود.

می توان به نسل جدید تازه وارد امید داشت که هنرمندان ماندگاری شوند؟

ما به جوانان مان امیدوار هستیم. امیدوارم از تجربیات بزرگان این حرفه درس بگیرند که در این صورت موفق خواهند شد.

به جز کار هنری، حرفه دیگری هم دارید؟

در گذشته و در مقطعی که کار پیشنهاد نمی شد، نجاری می کردم. چیزهای بزرگ که نمی توانستم بسازم، چون اذیت می شدم، اما جعبه چوبی و جعبه خاتم می ساختم و می فروختم.