به گزارش افکارنیوز،

رضا توکلی ۱۸ تیر ۱۳۳۹ در تهران بازیگر سینما و تلویزیون است. وی در سال ۱۳۷۷ سریال "گام آخر" به تهیه‌کنندگی محمدرضا خالقی را کارگردانی کرد که از شبکهٔ اول سیما پخش شد. فیلم کوتاه "۱۶ م.م روز مریم" محصول کانون پرورش فکری کودکان نیز از ساخته‌های اوست.

این بازیگر سینما و تلویزیون در سریال هایی چون "سیمرغ"، "مردان آنجلس"، "پنج کیلومتر تا بهشت"، "فاصله ها"، "عملیات 125"، "یک وجب خاک"، "کیمیا" و "او یک فرشته بود" بازی کرد که با بازی در نقش روحانی در این سریال به محبوبیت زیادی در بین مردم دست یافت.

توکلی در سینما نیز در فیلم هایی چون "آخرین شناسایی"، "روز شیطان"،  "مریم مقدس"، "هیس دخترها فریاد نمی زنند" و "سگ های پوشالی" بازی کرد. این بازیگر سینما و تلویزیون در سال 1393 با فیلم "سگ های پوشالی" اولین کارگردانی خود را در سینما انجام داد. 

به همین مناسبت در گفت‌وگویی تفصیلی با "رضا توکلی" ابعاد مختلف هنر بازیگری را مورد بحث قرار داده ایم که در ادامه خواهید خواند:

این روزها در حال چه فعالیتی هستید؟ از پیشنهاداتی که دارید بگویید و با توجه به این که شما سابقه کارگردانی با فیلم "سگ های پوشالی" را دارید آیا در عرصه کارگردانی هم آثاری پیشنهاد شده است؟

دو پروژه سینمایی در دست مذاکره دارم که اگر همه چیز خوب پیش رود بعد از عید نوروز درصدد تولید آن ها هستم و به دلیل این که هنوز در مرحله مذاکره قرار دارد نمی توانم اسم آن ها را بگویم.

از موضوع پروژه هایی که در دست دارید برایمان بگویید و این که آیا این فیلم ها در حال و هوای آثار قبلی شما است یا مخاطب در این آثار با فضایی متفاوت رو به رو می شود؟

موضوع اصلی یکی از پروژه ها انسانیت است و به حضور خدا در زندگی می پردازد که در جوامع توسعه یافته در حال کمرنگ شدن است. بخشی از این اثر در کلیسایی در ترکیه به تصویر کشیده شده و فیلم با شروع جنجالی در یک کشتی تفریحی در دریای مدیترانه شروع می شود، انفجاری در کشتی اتفاق می افتد و یکی از مسافران و شخصیت اصلی فیلم دختر بچه ای است که پدر و مادر خود را در این کشتی از دست می دهد و ما به شخصیت و دیدگاه های او در ارتباط با عواطف انسانی، احساس آدمیت و پیچیدگی های خلقت نزدیک می شویم. در این اثر نمونه ای از جامعه امروزی را مطرح می کنیم و بهانه ما موجود پاک و معصومی است که در این فیلم به او نزدیک می شویم تا انسانیت را بهتر درک کنیم.

 

موضوع قصه دیگری که پیشنهاد شده اجتماعی است و بعد از عید نوروز به دنبال ساخت آن هستم. کارگردانی فیلم بر عهده من است، اما کارگردان دیگری نیز پیدا شده که می خواهد این بخش را بر عهده بگیرد و فیلم را کارگردانی کند و از من می خواهد تا به عنوان بازیگر مقابل دوربین حضور پیدا کنم. در این فیلم حادثه ای روی می دهد که زندگی یک خانواده را دچار تنش می کند و اعضای خانواده با اتفاقات زیادی روبرو می شوند. البته آثاری با چنین موضوعی زیاد ساخته شده و معمولا ساخته می شود؛ اما خودم دوست دارم یک کار خارق العاده و تخیلی که فیلمساز براساس نگاه و دیدگاه خودش پیش می برد، بسازم و امیدوارم عمری باقی بماند تا این کار را انجام دهم. 

در این فیلم ها به دنبال کدام بازیگران برای ایفای نقش هستید و هدفتان در انتخاب بازیگران تفکر گیشه ای است یا هنری؟

در اثری که با موضوع انسانیت تولید خواهیم کرد، قطعا از بازیگران چهره و شناخته شده این روزها استفاده نمی کنم. به دنبال چهره هایی هستم که شناخته شده نباشند و آن لطافت انسانی در ظاهر و قلب را که دنبال آن هستم، داشته باشند امیدوارم این اتصال برقرار باشد تا شفافیت قلب‌مان به تیرگی نرود و بتوانیم با آثاری در این قالب مخاطب را با فیلم همراه کنیم.

شما سابقه فیلمسازی با "سگ های پوشالی" را در کارنامه دارید. اثری در ژانر وحشت که شاید در سینمای ایران کمتر وجود دارد، از تجربه خود در چنین ژانری بگویید. فکر نمی کنید فیلمسازی در این ژانر  به ویژه به عنوان اولین کارگردانی ریسک محسوب می شود و ممکن بود مسیر هنری شما را با تزلزل روبرو کند؟

کار اول من "سگ های پوشالی" در ژانر معمایی-پلیسی بود، بسیاری از همکاران به من گفتند که در ایران کمتر کسی پیدا می شود که در این ژانر فیلم تولید کند. چون در این ژانر هر پلان باید مفهوم خاص خود را داشته باشد و در عین حال مخاطب را پای اثر نگه دارد تا وقتی به انتهای قصه می رسد بتواند پیام خود را به مخاطب منتقل کند. کشمکش های موجود در فیلم های ژانر وحشت به شکلی است که کمتر کارگردانی اقدام به تولید قصه های دلهره آور و حتی ژانر وحشت می کند و ترجیحا سعی می کند که تولید راحتی داشته باشد و وارد فضاها و کارهای سخت و مشکل نشود.

در "سگ های پوشالی" نقش دوربین من، طراحی های صحنه و بازیگران به خوبی دیده می شود، نخواستم به ژانر وحشت نزدیک شوم اما کارگردانی من و نشانه هایی که در این فیلم به کار بردم بهانه ای برای رسیدن به این ژانر بود و نشانه هایی از نگاه آلفرد هیچکاک در "سگ های پوشالی" وجود داشت. همکاران اعتقاد دارند که در آثار بعدی از ژانر دلهره آور فاصله گرفته و در ژانر وحشت فیلم بسازم اما متاسفانه سینمای ما در تولید آثار به چنین ژانرهایی اهمیت نمی دهد و به سمت و سوی دیگری رفته است.

در سینمای ایران فیلم ژانر وحشت در تعداد محدود و در مقاطع زمانی مختلف تولید شد اما ادامه پیدا نکرد. فیلم هایی که در زمان خود کم مخاطب هم نبودند و حتی صاحب ویژگی های خوبی شدند. چرا با وجود آثاری مقطعی که موفق نیز بوده اند به تواید آثاری در این ژانر اهمیت داده نمی شود؟

جای بنده و امثال بنده با چنین نگاهی در تولید آثار کمتر است همچنین اقتصاد سینما موضوعی است که تهیه کنندگان با توجه به بررسی آن کمتر سرمایه گزاری می کنند. دلیل اجتناب سرمایه گذار از صرف هزینه در سینما و به جای آن سرمایه گزاری در تجارت و کاسبی این است که بستری فراهم نشده که فرد سرمایه گذار از سرمایه گذاری لذت ببرد و چنین کاری برایش شیرین باشد. ما هنرمندان و دست اندرکاران در برابر تماشاگری که باید قدرت انتخاب داشته باشد مسئول هستیم. از نظر من تنها 30 درصد از تماشگران آثار ما قدرت انتخاب دارند چون همه فیلم ها و بازیگران شبیه هم شده اند چراکه هنرمندان تنها کار می کنند که بیکار نباشند، کار نمی کنند که آثاری در شان مردم، فرهنگ، تمدن و ادبیات ایران خلق شود.

مسیر تولیدات ما و نگاه های موجود در آن رو به جاده خاکی است و نمی دانم سرانجام این روند به کجا می رسد اما من به شخصه براساس رسالتم وظیفه خود می دانم آثاری را خلق کنم که موضوع آن انسان و انسانیت است، "سگ های پوشالی" هم برای این ساخته شد که خودم را به عنوان هنرمند و نگاه و ظیفه ای که در قبال مخاطب دارد بسنجم.

به فراهم نبودن بستر سرمایه گزاری در تولیدات اشاره کردید. به عنوان هنرمند، بازیگر و فیلمساز که شرایط موجود را نقد می کند ، پیشنهادتان چیست؟

باید سرمایه گذار را علاقمند کرد، در کارشناسی ها درباره سینما کسانی صحبت می کنند که زوایای آنچنانی سینما اعم از مسائل فنی، میزانسن ها و سیستم سخت افزاری را نمی شناسند. ما در بررسی های خود در عرصه تولیدات سینمایی به این موضوع که سرمایه گزار چرا در سینما ورود نمی کند نمی پردازیم. واقعیت این است وقتی بستر برای سرمایه گزار فراهم شود و طوری با او برخورد شود که دل سرمایه‌گزار حتی برای روابط فرهنگی و انسانی فرزندش بسوزد سرمایه گزاری می کند چون یک عشق پشت ماجرا به وجود می آید.

امیدوارم در ضوابط سینمای ما اتفاقات سازنده و شیرین بیفتد، بچه هایی که فیلمساز و دلسوز هستند وارد عرصه شوند و سازمانی مثل فارابی برای فرهنگ آینده بچه های این کشور که این آب و خاک متعلق به آن ها است کار کند. باید جوانان را جذب کرد و موضوعاتی که در شان فرهنگ ما است در تولیدات استفاده شود. فرهنگ غنی و قدرتمندی داریم که می شود نگاه جهانی و بین المللی به سوژه ها و موارد سینمایی داشته باشیم. وقتی نگاه جهانی به سوژه ها داشته باشیم آثاری تولید می شود که شان ملت شریف و بزرگوار ما را به جهانیان معرفی می کند و بیشتر و بیشتر شناخته شویم.

آیا رابطه برای دریافت یک نقش می تواند به موفقیت یک بازیگر کمک کند یا ابعاد بازیگری و مهارت است که می تواند به ماندگاری یک بازیگر کمک کند؟

باید بررسی کنیم بازیگری اولویت چندم سینما است. عالم بازیگری ما چه اولویت هایی را باید رعایت کند، آیا خط و مشی به فیلمسازان بابت استفاده از بازیگری خاص داده شده است، بازیگران در کجا قرار دارند، بازیگری که شاخص است و در جامعه فرهیخته و خاص است به چه شکل باید در جامعه زندگی کند. واقعیت این است که چون در فیلمسازی و بازیگری معیار و تعریف بومی نداشته ایم و هنوز هم نداریم، سمت و سوی فیلمسازی به جاده خاکی رفته است، در نتیجه مخاطب هنرپیشه یک فیلم را در 4 اثر و با بازی یکسان می بیند بنابراین اعتقاد من به این است که گروه های کارشناسی به معنای جامعه شناسی و آدم های فرهیخته این عرصه گروهی تشکیل دهند که براساس تمدن و فرهنگ رفتاری ما الگوهایی به عنوان نمونه ارائه دهند.

باید آدم هایی در خانه سینما انتخاب شوند که هیچ نگاه شخصی به روابطشان نداشته باشند و فداکارانه برای جامعه بازیگری تلاش کنند. جامعه بازیگری به سمتی رفته است که هر کسی به راحتی وارد این عرصه شده، تا حدی که این عرصه دیگر جوابگوی این حجم از بازیگر نیست. افراد بسیاری که صرفا بعد از بازی در یک فیلم و دیده شدن از سینما و تلویزیون خود را بازیگر می دانند و مدعی هستند که بازیگر سینمای ایران هستیم، کارت خانه سینما، حقوق، بیمه و مسکن می خواهیم.

 مردم علاقمند به هنرمندان خود هستند و اگر هنرمند نتواند ظرفیت خود را با نگاه مردم تنظیم کند خطرناک است به همین دلیل فرزندان بزرگان هنری ما در هنر بازیگری حضور ندارند و به فعالیت های دیگر مشغول هستند. امیدوارم کسی بتواند جواب دهد که بازی و بازیگری اولویت چندم جامعه فرهنگی ما است؟

 به عنوان بازیگر کدام اثر و بازی برای شما با موفقیت همراه بود، ابعاد جدیدی برای شما در بازی داشت و اتفاقات متفاوتی برای شما رقم زد؟

سریال "او یک فرشته بود" و بازی در نقش روحانی در این سریال برایم اتفاقات عجیب و غریب و پر از فراز و نشیب به همراه داشت و مدتی کار نکردم تا این که یک روز عزت الله ضرغامی را دیدم و گفتم من نمی توانم این نقش را ادامه دهم.

من نقش یک روحانی را در سریال او یک فرشته بود بازی کردم اما آیا قدر این نقش دانسته شد؟ یعنی تاثیر آن نقش و سریال "او یک فرشته بود" در جامعه فهمیده شد؟ چگونه باید قدردانی شود؟ بازی در این نقش باعث شد مخاطبان درباره مرگ تفکر کنند مسئله ای که شاید با سختی در لغت درک شود، اما با یک بازی مختصر که عظمتی در آن وجود داشت ، همه به تفکر دعوت شدند. چگونه می شود که یک روحانی در قاب تلویزیون قرار می گیرد، تمام روزنامه ها عکسش را می اندازند و تیتر می زنند که ویژگی یک روحانی در قاب تلویزیون. در آن سوی دنیا مرا احاطه کردند و گفتند چگونه بازی کردی که نگاه جامعه به بسیاری از مسائل تغییر کرد.

هر هنرمندی که در آثاری چون "مختارنامه"، "مردان آنجلس" و "مریم مقدس" ایفای چنین نقش هایی می کند فرهیختگی و هنر و انسانیت و هنرمندی را در آن رقم می زند. این آثار تاثیرگزار هستند و این تاثیر پذیری ها و تاثیر گذاشتن ها هزینه دارد. یک بازیگر 4 اثر مقدس بزرگ قرآنی را انجام می دهد و بعد از آن این قدر بیکار می شود که مجبور است یک کار درجه پایین را برای امورات زندگی اش بازی کند.

فکر می کنید چه کسی یا کسانی می توانند به عرصه هنر به ویژه بازیگری کمک کنند و چگونه باید مسیر درست در تولیدات را رقم بزنند؟

از همین امروز اساسنامه ای برای ورود و خروج بازیگر به عرصه بازیگری و سازماندهی این سیستم تنظیم و طراحی شود در عین حال باید در نظر گرفته شود که اگر پول نباشد بازیگر در خرج اولیه خود چه کند. در اینجا متولی عرصه فرهنگ یعنی وزارت فرهنگ و ارشاد و نهادهای مربوطه فرهنگ بازی و بازیگری را سازماندهی کنند یعنی در ابتدا از خانه سینما شروع کنیم. در خانه سینما هر کس در دوره ای می آمد، تغییر می کرد و هیچ اتفاقی نمی افتاد بنابراین کسانی بیایند که فداکاری بلد باشند، فرهیختگی را بشناسند، منطق و انسانیت را بشناسند و در رشته هنر هم هیچ سهمی نداشته باشند. باید چنین گروهی بنشینند و اساسنامه ای تنظیم کنند بر این مبنا که چه میزان بازیگر از دانشگاه وارد شوند، چه میزان آثار تولیدی وجود دارد، حقوق هایی در نظر گرفته شود، بازیگری که بیکار می شود چه کند و مشخص شود که اولویت بازی و بازیگری کجاست.

وضعیت فعلی هنرمندان که در این عرصه در کنار هم در تولیدات حضور دارند به چه شکل است؟ آیا هنرمندان جدید و قدیم از همکاری در کنار هم رضایت دارند؟

کارگردانان جوان بازیگران قدیمی را نمی شناسند، دستیارانی که در حال حاضر کار می کنند بازیگران را نمی شناسند، من در یک کار حضور یافتم که آنها هنوز سابقه من را نمی دانستند و فکر می کردند تازه دیروز وارد بازیگری شده ام. متولیان فرهنگی باید این اطلاعات را به شکلی برنامه ریزی کنند که سینمای ما از این همه بازیگر قدرتمند استفاده های مطلوب ببرد. اگر وضعیت بازیگران در اولویت بود به آنها می پرداختند و در بین این همه هنرمند که محبوب مردم هستند محبوب ها دراولویت قرار می گرفتند، بدون این که پارتی بازی شود، پول گرفته شود و نقش داده شود وضعیت این گونه نبود.

شما تا به حال به بازیگرانی که پول می دهند تا وارد این عرصه شوند برخورد کرده اید؟

من کارگردانی دعوتم کرد برای فیلم جدیدم مذاکره کنیم، همزمان شخصی در اتاق بغل نشسته بود که چک بکشد و هزینه کل فیلم را به او بدهد تا نقش اول را بازی کند اما کارگردان نپذیرفت چون معتقد بود این کار درست نیست بلکه ذلت است. کارگردان واقعی ایده ها و دیدگاه هایی را که در فیلم مورد نظر خود سال ها روی آن کار کرده با چک عوض نمی کند.

امیدوارم از پیشکسوتان و بزرگترهای هنر این مملکت چه در عرصه بازیگری و چه در عرصه فیلمسازی در مراکز دانشگاهی استفاده شود، پیشکسوتان آیینه جوانان ما هستند، هنرمندانی که در حال حاضر کار می کنند روزی به سن پیشکسوتان می رسند بنابراین حرمت پیشکسوتان باید حفظ شود.