بنابر برخی از روایات، سلمان ، ایرانی و زرتشتی بوده و ابتدا روزبه نام داشته است. در نوجوانی پیرو مسیحیت می‌شود، و پس از شنیدن پیشگویی مسیحیان درباره ظهور پیامبری در سرزمین عرب‌ها، به حجاز می‌رود. سلمان ابتدا به دست قبیله بنی کلب، اسیر و به بردگی گرفته و به مردی از بنی قریظه فروخته می‌شود و همراه او به مدینه می‌رود. در مدینه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را دیده و به او ایمان می‌آورد. پیامبر او را خریده، آزاد می‌کند و نام سلمان را بر او می‌گذارد.

از جمله اقدامات مهم سلمان در زمان حکومت پیامبر، مشاوره های نظامی بود.او در جنگ‌های صدر اسلام شرکت داشت و طرحِ کندن خندق دور شهر مدینه در غزوه خندق پیشنهاد او بود. برخی از منابع در نبرد طائف نیز سلمان طرح استفاده از منجنیق را مطرح کرد و پیامبر صلی الله علیه و اله دستور داد از این وسیله استفاده شود، یا در فتح ایران، عُمَر او و حذیفه را پیشگام و راهنمای سپاه اسلام قرار داد. در فتح مداین نیز سلمان نقش مذاکره کننده از سوی لشکر مسلمانان با سران نیروهای ایرانی را بر عهده داشت.

چگونه مِنّای اهل بیت علیهم السلام شویم ؟

از دیگر اقدامات مهم او مخالفت با جریان سقیفه است. سلمان گفته بود اگر با علی بیعت می‌کردند برکت از آسمان و زمین بر آنان روی می آورد. معروف است که او در سرزنش بیعت برخی از صحابه با ابوبکر گفت «کردید و نکردید». معنی این جمله این است که خلیفه ای را انتخاب کردید اما فرمان رسول خدا را اجرا نکردید!

سلمان فارسی ، در زمان عمر بن خطاب از جانب خلیفه استاندار مدائن شد. سلمان برای قبول این کار از امیرالمومنین(علیه السلام) اجازه گرفت و سپس آن را قبول کرد. او تا لحظه مرگ والی آن شهر بود. سهم سلمان از بیت المال در سِمَت استانداری مدائن، پنج هزار درهم بوده است که آن را صدقه می‌داده و با زنبیل بافی از دسترنج خودش ارتزاق می‌کرده است.

مشهورترین روایتی که از پیامبر درباره سلمان نقل شده، روایت «سلمان مِنّا اهل البیت» است. شیخ مفید نوشته روزی سلمان وارد مسجد شد و حاضرین به احترامش او را در صدر مجلس جای دادند ولی عمر بن خطاب به بهانه عجمیتِ (عرب نبودن) او بر این کار حاضرین خرده گرفت. پیامبر با دیدن این صحنه بر منبر رفت و خطبه‌ای خواند و ضمن اشاره به اینکه انسان‌ها از نظر نژاد و رنگ پوست بر هم برتری ندارند فرمود: «سلمان از ما اهل بیت است».

همین گفتار پیامبر در روایت دیگری نیز نقل شده است. بر اساس این روایت در روزهایی که مردم مدینه در حال کندن خندق برای مقابله با سپاه احزاب بودند، سلمان فارسی که مردی تنومند بود سهم زیادی در پیشبرد کار داشت و هر یک از گروه مهاجران و انصار او را از خود می‌خواندند و پیامبر فرمودند سلمان از ما اهل بیت است.

در منابع شیعی روایاتی در ستایش سلمان از زبان امامان شیعه نیز نقل شده است. وی در کلام ائمه معمولا در زمره شیعیان نخستین و استواران در دین شناخته شده است. از جمله این روایات سخنی از امام علی علیه السلام است که سلمان فارسی و برخی از یاران از جمله ابوذر و عمار و مقداد را از افرادی دانسته است که خداوند به برکت وجود آنان به مردم روزی می‌دهد. آن حضرت همچنین سلمان را دارای علم اول و آخر دانسته است. در روایتی از امام باقر و امام صادق علیهم السلام نقل شده که یک بار در مجلسی در حضور امام از سلمان فارسی سخن به میان آمد و امام فرمودند نگویید "سلمان فارسی" بگویید "سلمان محمدی" چرا که وی یکی از خاندان ما اهل بیت است.

على بن ابی‌طالب علیه السلام او را لقب "لقمان حکیم" داده بود. بعد از مرگش از حضرت درباره او سؤال کردند فرمود: او مردى بود از ما و دوستدار ما اهل بیت، شما چگونه می‌‌توانید مردى مثل لقمان حکیم پیدا کنید؟ او مراتب علم را دارا بود و کتب پیامبران گذشته را خوانده بود، به راستى او دریاى علم و دانش بود.

وسعت و عمق آگاهیهای سلمان به حدی بود که برای هر کس قابل هضم نیست. امام صادق(علیه السلام) فرمود: رسول خدا و علی(علیه السلام) اسراری را که دیگران قدرت تحمل آن را نداشتند به سلمان می‌گفتند و او را لایق نگهداری علم مخزون و اسرار می‌دانستند، از اینرو یکی از القاب سلمان،«محدث‌» است.

سلمان دارای علم بلایا و مَنایا (حوادث آینده) بود و همچنین از متولمان (قیافه‌ شناسان) و محدثان به شمار می‌رفت. جایگاه علمی سلمان چنان بود که امام صادق علیه السلام درباره‌اش فرمود: «در اسلام، مردی که فقیه‌ تر از همه مردم باشد، همچون سلمان، آفریده نشده است.»

آنچه در زندگی سلمان، بسیار چشمگیر و جالب است عدم بی‌ تفاوتی اوست. او با هوشیاری و جدیت کامل در صحنه‌های مختلف حضور داشت و در پیروی از امام‌ حق لحظه‌ ای تردید نکرد. او همواره، از هر فرصتی، برای گفتن حق بهره می‌ برد.

بعد از رحلت جانسوز رسول خدا، غصب خلافت و مظلومیت ‌حضرت علی علیه السلام ، سلمان در خطبه‌ ای بسیار فصیح، که می‌توان آن را «کوبنده و افشاگرانه‌» خواند، چنین گفت: «ای مردم! هر گاه فتنه‌ ها و آشوبها را همچون پاره ظلمانی شب دیدید که برجستگان در آن به هلاکت می‌رسند، بر شما باد به آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) چرا که آنها راهنمایان به سوی بهشتند، و بر شما باد به علی(علیه السلام). ای مردم! ولایت را در میان خود همانند سر قرار دهید.» یعنی اگر ولایت اهل بیت (علیهم السلام) را نداشته باشید، مسلمان حقیقی نیستید و دین شما سودی ندارد.

از سلمان فارسی ، با عناوین محدِّث، فقیه در سخنان معصومان علیهم السلام فرا گیرنده علم اوّل و علم آخر، افقه النّاس، محدَّث و حواری پیامبر صلی الله علیه و آله یاد شده است. او یکی از هفت نفر تشییع کننده پیکر مطهّر فاطمه زهرا سلام الله علیه است. این نکته میزان ارتباط و اتصال او به خاندان وحی را مشخص می کند. ابن عبّاس، ابو طفیل، اَنَس و ابو قرّه کِنْدی از جمله صحابیانی هستند که از وی، نقل روایت دارند. حدیث معروف «سلمانُ منّا أهل البیت» در شأن اوست. اهل سنّت او را به «سلمانُ الخیر» توصیف کرده اند. بر فزونی روایات در مدح او ادّعای تواتر شده است و صحاح ستّه نیز بر او اعتماد کرده اند.

سلمان فارسی سرانجام در سال ۳۵ هجرى قمرى در آخر خلافت عثمان و به قولى در اول سال ۳۶ هجرى قمرى، در مدائن وفات یافت. مرقد شریف حضرت سلمان در مدائن، در پنج فرسخی بغداد، نزدیک طاق کسری قرار دارد.

در روایتی از اصبغ بن نباته آمده است که پس از وفات سلمان، امام علی علیه السلام با طی الارض از مدینه به مدائن آمد و او را غسل و کفن کرد و بر جنازه اش نماز خواند و در همان جا دفن نمود.

اگرچه رسیدن به چنین مقام والایی که سلمان را لایق دریافت چنین لقب و مقامی از سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله کرده خود به خوبی از جامعیت فضائل و ابعاد وجودی آن بزرگوار حکایت می کند، ولی بی شک علم و عبادت و زهد و تقوا و دفاع او از حریم ولایت و نقش بارزی که در تقویت تشیع خصوصا در بین ایرانیان داشته است نیز در این گزینش، بی تاثیر نبوده است و باید از سوی ما مورد توجه قرار گیرد.

گردآوری شده توسط : صفورا ترقی