سرویس مذهبی افکارخبر-


ای خرم از فروغ رخت، لاله زار عمر
بازآ که ریخت بی گل رویت، بهار عمر
از دیده گر سر شک چو باران چکد، رواست
که اندر غمت، چون برق بشد روزگار عمر
این یک دو دم که مهلت دیدار ممکن است
دریاب کار ما، که نه پیداست کار عمر
دی در گذر بود و نظر سوی ما نکرد
بیچاره دل که هیچ ندید از گذار عمر
بی عمر، زنده ام من و این بس عجب مدار
روز فراق را که نهد در شمار عمر


شعر از: حافظ