سرویس مذهبی افکار- حضرت موسى بن جعفر عليه السلام به یکی از اصحابش فرمود: چرا تو را نزد عبد الرحمان بن يعقوب مى بينم؟ عرض كردم : او دائى من است. فرمود: او درباره خداوند مطالب بدى مى گويد، خدا را (به اجسام ) توصيف مى كند با اينكه خدا به چيزى از اجسام توصيف نشود. يا با او همنشين شو و ما را ترك كن ، يا با ما همنشين و او را ترك كن!

گفتم: او هر چه بگوید زیانى برایم ندارد! فرمود: آیا نمى ترسى عذابى به او رسد و تو را هم بگیرد مگر نمى دانى کسى از اصحاب موسى علیه السلام بود و پدرش از مریدان فرعون، پس ‍ آنوقت که لشگر فرعون(در دریا) به موسى(و لشگریانش) نزدیک شدند، آن صحابى موسى، از لشگر موسى جدا شد و رفت پدر را که در لشگر فرعون بود نصیحت کند، تا اینکه با هم کنار دریا رسیدند، چون فرعونیان غرق شدند آن دو هم غرق شدند.

خبر به حضرت موسى دادند فرمود: او در رحمت خداست ولى عذاب چون آید، آنکس که نزدیک گنهکار مستحق عذاب است از او عذاب دفع نشود.

اصول كافى جلد ۲ باب مجالسة اهل المعاصى