افکار گروه ورزشی:

حسین زارعی / پیش از هر چیز، باید به فرنگی کاران عزیز کشورمان بابت زحمتی که در مسابقات تهران کشیدند، تبریک گفت. هیچیک از نفراتی که روی تشک حاضر شدند، کم کاری نکردند و به عنوان یک کشتی دوست دست همه ملی پوشان کشتی فرنگی کشورمان رو می فشارم. شکست یا پیروزی در جام جهانی به هیچ عنوان مهم نیست؛ اما به شرطی که برداشت اشتباه از این رقابتها نداشته باشیم، به یکدیگر… دروغ نگوییم و از همه مهمتر اینکه برنامه از پیش تعیین شده داشته باشیم.

بارها گفته شده است که تیم ایران، یک تیم جوان بوده است. در حالیکه میانگین سنی تیم حاضر در جام جهانی به مراتب بالاتر از تیم حاضر در المپیک بود! کدام جوانگرایی در تیم انجام شده که از آن صحبت به میان می آید؟ این تیم، تمام بضاعت کشتی فرنگی ایران در غیاب المپیکی ها بود. اگر قرار بر جوانگرایی بود، آیا نباید چهره آینده داری چون مهدی زیدوند بجای علی محمدی به میدان می رفت تا به کسب تجربه بپردازد؟ یا پیام بویری شایسته قبول حتی یک شکست مقابل تیم مجارستان نبود تا کشتی گرفتن پیش چشم ۱۲ هزار تماشاگر را تجربه کند؟ آیا تیمی که میانگین سنی ۲۵ سال دارد، جوان محسوب می شود؟

متاسفانه در مصاحبه ها می خوانیم که از قرعه سخت تیم ایران یاد شده است! سوالی در این باره دارم: آیا در این جام، بجز تیم روسیه که مثل ما تنها یک المپیکی خود را به همراه داشت، کدام تیم چیزی در چنته داشت که بتوانیم در خصوص قرعه و سخت بودن رقبا صحبت کنیم؟!

تنها چهره های انفرادی شاخص که قبل از دیدار نهایی مقابل ما کشتی گرفتند، کبسبائف قزاق، سلجوق جبی ترک جنگ ایلدم ترک و رضا کایالب ترک بودند که همگی به پیروزی دست یافتند. نورماخان تینالیف هم که طی دوسال اخیر در مسابقات جهانی و المپیک حذف شده، مغلوب بشیر باباجانزاده شد. کدامیک از کشتی گیرهایی که مقابل ایران کشتی گرفتند(بجز نفراتی که از آنها یاد کردیم) همچون فرشاد علیزاده و بشیر مدال جهانی داشتند؟ کدامیک مثل محمدی، علیزاده، بیابانگرد، باباجانزاده سابقه حضور در مسابقات جهانی یا المپیک رو داشتند و ملی پوش کشورشون بودند؟ در غیاب نفراتی چون روشن بایراموف، حسن علی اف، ویتالی رحیم اف، امین اف، سامان طهماسبی، پیتر مودوش، تاماش لورینژ، پیتر باشکی، کیس بالاژ، دیک باردوس، گاژ ی اف، آست مامبدوف و …از کدام قدرت صحبت می شود؟!! اگر قرار است با مطرح کردن این صحبتها، عده ای عوام را گمراه کنیم، آیا نباید به این فکر کرد که عده ای از افراد آگاه هم این مصاحبه ها را می خوانند؟

این یک واقعیت است که کشتی فرنگی طی سال های اخیر با ستاره های انگشت شمار خودش در هر میدانی موفق ظاهر شده و حتی در جام های جهانی سال های قبل هم این سوریان، نوروزی، عبدولی، قربانی، علی اکبری و …بودند که قهرمانی های ایران را تضمین می کردند و وقتی برای اولین بار این نفرات به میدان نرفتند، باخت را به چشم دیدیم. در حالیکه مثلا روس ها همیشه و همیشه با نفرات ذخیره خود در جام های جهانی به مصاف ستاره های ما می رفتند؛ چرا که برنامه داشتند و می دانستند که همیشه نمی شود روی ستاره ها حساب باز کرد. چهره هایی چون آلن خوگائف، آدام کوراک و …در همین جام های جهانی وقتی به الکسی میشین، آمباکو واچادزه و …ترجیح داده شدند، به خودباوری رسیدند.

بی پشتوانه بودن کشتی فرنگی ما در غیاب ستاره های المپیکی نکته ای بود که در فینال دیدیم و پشتوانه غنی کشتی فرنگی روس ها و کلاس فنی بالای پشتوانه های آنها را هم متعاقبا تماشا کردیم!

قطعا اگر محمد بنا هم امروز در سالن حضور داشت، کاری از پیش نمی رفت؛ چرا که ستاره های همیشه کارساز امروز به میدان نرفتند. وگرنه طالب نعمت پور با بنا و بی بنا الکسی میشین را برد. بشیر باباجانزاده با بنا و بی بنا شاهوردی ایوب اف را برد و…

در روزهایی که سوریان، نوروزی، عبدولی، اخلاقی، علی اکبری و …در هیچ مسابقه انتخابی حضور نداشتند و در همه مسابقات مهم به میدان می رفتند، آیا به این اندیشیده بودیم که روزی باید در غیاب آنها هم مقابل رقبا صف آرایی کنیم؟