به گزارش افکارنیوز، محمود گودرزی از نحوه حمایت رسانه‌ها از تیم ملی ناراحت است و آن را کافی نمی‌داند. او گلایه دارد که چرا رسانه‌ها از تیم ملی در آستانه مسابقات جام جهانی ۲۰۱۴ حمایت نمی‌کنند و گلایه‌هایش را اینگونه بر زبان می‌آورد: «حمایت رسانه‌ها از تیم ملی کافی نیست و لازم است آنها حمایت بیشتری از تیم ملی داشته باشند. درخواستم از رسانه‌ها و به ویژه رسانه ملی این است که در زمان باقی مانده تا جام جهانی تمرکزشان را روی تیم ملی بگذارند و از مطالبی که عموما باعثیاس و سرخوردگی می‌شود و اثرات منفی بر حُسن اجرای کارهای تیم ملی می‌گذارد پرهیز کنند و از حاشیه‌پردازی دور باشند.»

اینکه تعریف وزیر ورزش از حمایت رسانه‌ها چیست را نمی‌دانیم، به هر حال هم وزیر خودش رسانه‌ای و هم در اطرافش افراد رسانه‌ای زیادی هستند که می‌توانند تعریف دقیقی از این موضوع به او بدهند اما می‌دانیم که رسانه‌ها از تیم ملی در حد توانشان حمایت کرده‌اند.

اگر منظور وزیر ورزش از حمایت نکردن این است که چرا اظهار نظر بازیکنان و مربیان و مسئولان و اختلاف نظر آنها رسانه‌ای می‌شود که نمی‌توان این کار را انجام نداد، چرا که رسانه انعکاس دهنده حرف‌های مسئولان از جمله خود وزیر است. اگر وزیر ورزش نقدهای صورت گرفته را حمایت نکردن می‌نامد که این هم معنی خاصی ندارد. اگر منظور وزیر این است که رسانه‌هابه عنوان «یار دوازدهم» سکوت کنند و نقد نکنند که این هم نشدنی است. کاش وزیر ورزش واضح‌تر صحبت می‌کرد.

با این حال این سوال مطرح می‌شود که خودِ وزیر برای حمایت از تیم ملی چه کاری کرده و چه قدمی برداشته است؟ آیا گودرزی که نشان داده با فوتبال رابطه خیلی خوبی ندارد گامی برای حمایت از تیم ملی برداشته است؟ او حتی در اردوی تیم ملی هم حاضر نشد تا در آخرین روزهای حضور ملی پوشان در تهران با آنها صحبت کند.

آقای گودرزی! مطالبی که رسانه‌ها در باره تیم ملی نوشتند بیشتر روحیه بازیکنان را خراب کرد یا کارهایی که در زیرمجموعه شما - و البته قطعا با هماهنگی و مجوز شما - انجام شد؟ آیا انتشار لیست قرارداد بازیکنان آن هم در زمانی نامناسب به همراه جزییات آن از سوی مجموعه شما صورت نگرفت و واکنش بازیکنان را در پی نداشت؟ اگر قرار است تاثیر مطالب و کارهای رسانه‌ها را روی بازیکنان را بررسی کنیم باید تاثیر کارهای وزارت ورزش را هم مورد بررسی قرار دهیم.

در اینکه باید شفاف‌سازی شود هیچ شکی وجود ندارد و همه هم از این موضوع استقبال می‌کنند، در اینکه بازیکنان پول‌های میلیاردی می‌گیرند و بین آنها و ورزشکاران سایر رشته‌ها تبعیض وجود دارد هم شکی نیست، اما روشی که وزارت ورزش در مبارزه با دریافت پول‌های میلیاردی در فوتبال در پیش گرفته روش خوبی است؟ آیا این موضوع نوعی فوتبال‌زدگی و انزجار از فوتبال را در جامعه به وجود نیاورد و نمی‌آورد؟
قصد این نوشته دفاع از فوتبالیست‌ها و پول‌های میلیاردی آنها نیست که همه می‌دانند این موضوع جای دفاع ندارد. بحثاین است که اگر وزیر ورزش که همانند بیشتر مسئولان دیوار کوتاه رسانه را می‌بیند، نگاهی به خودش و مجموعه‌اش انداخته است؟ آیا وزیر ورزش به خودش این زحمت را داد که به تمرین یا اردوی تیم ملی برود و چند کلامی با بازیکنان هم صحبت شود؟ آیا این انتظار زیادی است که ملی‌پوشان پیش از سفر به اتریش و بلافاصله پس از آن برزیل دقایقی با شخص اول ورزش کشور هم‌صحبت شوند؟ اگر بنا به روحیه دادن باشد که وزیر ورزش بهتر از رسانه‌ها می‌تواند این کار را انجام دهد. او البته پس از فشارهای رسانه‌ها معاونش را به تمرین فرستاد و خودش ترجیح داد در مراسم دیگری شرکت کند چون لابد فوتبال است و برای مردم اهمیت ندارد؛ البته از نگاه شخص اول ورزش کشور.

تشکیل ستاد حمایت از تیم ملی و کمک مالی به فدراسیون را باید جزو وظایف ستادی این وزارتخانه دانست، آنچه در این میان مورد بحث است بیتوجهی شخص وزیر به تیم ملی فوتبال است، او میتوانست در این مسیر بیشترین نقش را ایفا کند اما ظاهرا چون پای فوتبال در میان بود، این اتفاق رخ داد. شاید اگر کشتی بود اوضاع فرق میکرد.