به گزارش خبرنگار سرويس ورزشي افكار هر انسانی حق دارد که به فکر منافع خود باشد ولی به راستی آنها که سبب شدند دایی مربی تیم ملی شود، لحظهای بابت ضررهای مادی و معنوی وارد شده به فدراسیون و فوتبال مملک عذاب وجدان گرفتهاند؟! فراموش نکنیم که تنها نباید مسائل مادی را در نظر بگیریم. طی یک سال و چند روزی که دایی مربی تیم ملی بود، اتفاقاتی در حاشیه این فوتبال رخ داد که تا آن روز بیسابقه بود. دایی حتی در یکی از مفاد قرارداد خود آورده بود که پیراهن تیم ملی باید توسط تولیدی دایی تهیه شود. آن هم در ایامی که شایعه شده بود کمپانی NHL حاضر است مبلغ گزافی به فدراسیون فوتبال ایران بدهد با این شرط که تولید کننده پیراهنهای تیم ملی باشد. بدین ترتیب فدراسیون منبع درآمد بزرگی را از دست داد. شایعاتی بعدی زمانی رخ داد که بازی ایران و ازبکستان لغو شد. شایعهپردازان میگفتند: لغو بازی به دلیل سفر مربی تیم ملی به آمرکیا بود تا ویزایش باطل نشود! کسی برای مشخص شدن صحت و سقم این شایعه تحقیق نکرد. در حقیقت امکان آن وجود نداشت(!) مدتی بعد تیم ملی عازم اسپانیا شد تا با منتخب گالیسیا مسابقه دهد. باز هم شایعهپردازان گفتند که قرار بود تیم با منتخب باسک مسابقه دهد اما پس از لغو این بازی هم دستور داده شد که این سفر حتماً انجام شود. ظاهراً سرمربی تیم ملی در اسپانیا کار داشت! باز هم صحت و سقم این شایعه مشخص نشد... اما مشخص بود که هزینه فراوانی برای این گونه سفرها به سطل آشغال انداخته شد. چندی بعد تیم ملی دست به دیداری عجیب زد. دیداری تدارکاتی با رقیبی آفریقایی که هیچ نقطه مثبتی نداشت، اما تولیدی دایی لباس آن را تهیه کرده بود(!) آن هم در ایامی که فدراسیون و کمیته انضباطی با ارعاب چهار باشگاه ایرانی حاضر در جام قهرمانان آسیا را مجبور کردند که بازیکنان خود را به تیم ملی بدهند و از قضا همه چهار باشگاه پس از آغازی درخشان در بازیها، پس از این بازی تدارکاتی و به واسطه استفاده از ملیپوشان خسته، سقوط خود را آغاز کردند. ضرری هنگفت به تیمها وارد شد و کسی هم توان مخالفت نداشت! خوشبختانه تنها چیزی که کاملاً عیان گشت قرارداد عجیب دایی و ماجرای پاداش هنگفتی بود که او از فدراسیون گرفت. مشخص نیست که از چه زمانی فوتبال ایران تا این حد ذلیل شده است که درگروهی چهار تیمی متشکل از ایران، سوریه، کویت و امارات، قرار گرفتن در بین دو تیم اول (دقت داشته باشید که دو تیم به دور دوم صعود میکردند!) پاداش 200 میلیون تومانی برای سرمربی به همراه خواهد داشت(!) حالا هم اصل مسأله فراموش شده است. همه به دنبال این هستند که آیا فدراسیون 750 میلیون تومان به عنوان پاداش دایی در نظر گرفته است یا 200 میلیون تومان؟! اما آیا صورت مسأله تلخ با این اعداد و ارقام پاک میشود؟ آیا غیر از آن است که قدر امامزاده را باید متولی آن بداند. وقتی مسئولین ورزش ما تا این حد فوتبال ما را خوار و ذلیل میپندارند، آیا این روحیه به بدنه این فوتبال سرایت نمیکند؟ چرا باید از ملی پوشان انتظار پیروزی داشته باشیم. وقتی مسئولین بردن از کویت و امارات و سوریه را شقالقمر دانسته و برای مربی تیم ملی پاداش آنچنانی در نظر میگیرند؟