تحلیل چگونگی اجرای نقش محسن تنابنده در فیلم تازه‌اش را در یادداشت زیر بخوانید:

محسن تنابنده مردِ نقش‌های سخت است.  نقش‌هایی درونی که در سکوت اجرا می‌شوند، متکی به نگاه‌اند و بازیگر تنها چند لحظه برای اثبات حقانیتِ شخصیت‌ها فرصت دارد. اما به دلیل بازی در سریال‌های نظیرِ « پایتخت » و «شاهگوش»، بیشتر به عنوان بازیگری که نقش‌های تیپیکال را به زیبایی اجرا می‌کند شناخته می‌شود. تسلطِ تنابنده بر لهجه‌های مختلف، چهره‌ی انعطاف پذیر و بدن آماده‌اش این امکان را فراهم کرده که تنابنده مناسبِ بازی در هر نقشی و با هر قومیتی باشد. 

تنابنده در « روزی روزگاری آبادان » نقش مُصیب را بازی می‌کند. کارگر شرکت نفتی پا به سن گذاشته که به مرور متوجه می‌شویم اعتیاد دارد و خانواده‌اش در آستانه‌ی فروپاشی قرار دارند. تنابنده پیش از این نیز در فیلم‌هایِ «لامپ 100» و «سه کام حبس» نقش شخصیت‌های معتاد را بازی کرده بود؛ تفاوت مصیبِ با معتادهای پیشین این است که می‌کوشد هر طور شده اعتیادش را از خانواده‌اش پنهان نگه دارد. پس یکی از وجوه شخصیتیِ مصیب پنهان کاری و دروغ گویی‌ست. ویژگی‌ای که تنابنده با دزدیدن همیشگی چشمانش به زیبایی به اجرا در آورده. مصیب، آبادانی‌ست و لهجه‌ی غلیظی دارد. اما لهجه‌ای که تنابنده با آن صحبت می کند شباهتی با لهجه‌ی ساختگیِ آبادانی در فیلم‌ها و سریال‌های رایج سینما و تلویزیون ایران ندارد. حتی شبیه به آبادانی حرف زدنِ حمید فرخ نژاد در فیلم‌های‌اش هم نیست. آبادانیِ فرخ نژاد مختصری لهجه عربی خوزستانی به‌ همراه دارد اما آبادنی‌ای که تنابنده ادا می‌کند از جنس آبادانی‌های قدیمی شهر آبادان است. نکته‌ی مهمی که در باور پذیر کردن گذشته‌ی خانواده‌ی مصیب نقش بسزایی ایفا می‌کند.

محسن تنابنده

تنانبده حدوداً 45 ساله است اما نقش مردی را بازی می‌کند که سن و سالی به مراتب بیشتری از او دارد. علاوه بر اینکه سختی کار و شرایط دشوار زندگی در زمان جنگ و پس از آن موجب فرسودگی مصیب گشته است. با این‌حال بیننده به راحتی تنابنده را به عنوان مردی پا به سن گذاشته و سختی کشیده که سه بچه دارد و نقش همسرش را فاطمه معتمد آریا( در شصت سال سن) بازی کرده قبول می‌کند. علت را باید در نوع بازی تنابنده و کاری که با اندامش انجام می‌دهد جستجو کرد. مصیب درشت هیکل است و به دلیل خماری( و احتمالاً بدن درد) دست و پای خشکی دارد. به خصوص اگر مصیب را با نقیِ «پایتخت» مقایسه کنید متوجه‌ی سنگینی رفتار و خشکی عضلاتش می‌شوید. همین خشکی و سنگینی بعلاوه‌ی صدای خش‌دار، اجرای درست لهجه و بازی با چشم‌ها به بیننده کمک می‌کند تنابنده را به عنوان مردی آبادنی که از زندگی خسته شده بپذیرد و درک کند.

«روزی روزگاری آبادان» داستان رستگاریِ خانواده‌ی مصیب است و تنابنده نقش مصیب را جوری بازی می‌کند که با وجود تمام ویژگی‌های منفی‌اش همچنان دوست داشتنی باقی می‌ماند تا دوباره ثابت کند یکی از بهترین بازیگران حال حاضر سینمای ایران است.