محمد بحرانی با انتشار این عکس نوشت:

محمد بحرانی

برابر همه ی لهجه ها، تمام بیان ها
به گفته ی همه ی شعرها، تمام رمان ها

میان تور و خزه ، یک پری یخ زده بودی
تو را از آب گرفتند نیمه شب ملوان ها...

تمام ساحل کِل می کشید، تا که رسیدی
به افتخار تو ساز و دهل زدند جوان ها

کنار دریا پنهان شدند و آه کشیدند
به انتظار شنا کردن تو ، چشم چران ها

بلندتر بپر از دشتها کبوتر وحشی
دراشتیاق شکار تو اند تیر و کمان ها !

هزار نامه ی غمگین به خانه ی تو رساندند
و دست آخر عاشق شدند نامه رسان ها

تو ماندگار شدی... هیچ کس درست نفهمید
که واقعیت تلخی ست پشت این جَرَیانها

برای داشتنت روی هم تفنگ کشیدند
میان خون و لجن دفن شد جنازه ی آنها

تو را پریچه صدا میزدند مردم ساحل
اگرچه نام تو" مرگ " است در تمام زبان ها...

.
شعر : حامد ابراهیم پور
عکس : مریم سعیدپور