به گزارش افکارنیوز،

بیراهه نیست اگر بگوییم داشتن شغل شاه کلید حل تمام مشکلات است. چرا که وقتی پای حرف مردم بنشینی، دغدغه‌هایی را می‌شنوی که ارتباط مستقیم با زندگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آنها دارد.

»درس بخوان تا بتوانی برای خودت کسی شوی».این دیالوگ آشنای چند دهه اخیر است که سیلی از جوان‌ها را راهی دانشگاه‌ها کرد و بعد از فارغ التحصیلی، آنها را در انتظار «کسی شدن« خانه نشین کرد. حالا بیش از نیمی از جمعیت بیکار در کشور دانشجوهای فارغ التحصیل شده هستند.

از آنجایی که شهرستان رودبارجنوب کارخانه ها و کارگاه های صنعتی ندارد از نظر میزان بیکاری آمار آن شاید بالاتر از میانگین کشوری باشد و با وجود آنکه جوانان تحصیلکرده فراوانی دارد بیشتر آنها اگر هم کاری پیدا کنند با رشته تحصیلی و زحمتی که طی چند سال در دانشگاه کشیده اند مرتبط نیست .

خانواده برآهویی از جمله خانواده رودباری است که بیشتر ین آمار فارغ التحصیل در این شهرستان را دارد اما هیچکدام از آنها شاغل نیستند.

۷نفر از فرزندان این خانواده ۱۰نفره سالهای شیرین جوانی شان را به درس خواندن و سر و کله زدن با انواع فرمول ها و حل مسئله هایی از جنس اعداد و ارقام گذراندند که به امید آینده ای بهتر وارد دانشگاه های کشور شوند اما حالا قطاری از فارغ التحصیلان این خانواده به ایستگاهی رسید که انتظار می رفت میزبانانش مشاغلی باشند که برای دست یافتن به آنها سالها دود چراغ خوردند.

زهرا برآهویی یکی از فارغ التحصیلان بیکار این خانواده در گفتگو با خبرنگار رودبار ما گفت:  نمیدانم از کجا شروع کنم.از تولد؟، سیر رشد؟، تحصیل؟، قبولی در دانشگاه؟ و یا بیکاری و به بن بست رسیدن ؟ ولی از هر جا شروع کنم همه اش درد است  و آرزو… اما در همه ی این دوران ها و مراحل، فقر پای ثابت زندگیمان بوده است، چه در لحظه ی تولدم که در یک خانواده ی پرجمعیت و فقیر بدنیا آمدم و پدرم  کشاورز است و متاسفانه هنوزهم با اینکه سن و سالی ازش گذشته همون کشاورزباقیمانده است.و اما هیچ از این تنگدستی ها و مشکلات دلیلی نبود برای اینکه ما تسلیم شرایط ناعادلانه زندگی در جهان به طور عام و در ایران به طور خاص شویم.

IMG_6296

وی ادامه داد: ما خانواده ۱۰نفره هستیم که ۷نفر از ما فارغ التحصیل شده است و دریغ از اینکه یکی از اعضای خانواده جای شاغل شود همه لیسانس وبیکار هستیم با توجه به اینکه ما در روستا زندگی می کنیم و شغل پدرمان کشاورزی است خواستیم بعد از فارغ التحصیلی مرهمی باشیم بر درد های پدر مان گویا قرار است ما همچنان سر با پدر باشیم.

این جوان رودباری بیان داشت: بیش از سه سال است که فارغ التحصیل رشته حسابداری و جویای کار هستم، اما هنوز نتوانستم شغلی پایدار و ثابت  پیدا کنم ،آیا مسئولان از تعداد بیکاران شهرستان رودبارخبر دارند از زندگی سخت و مشقت بار جوانانی همچون من اطلاع دارند؟ تا کی می خواهند شعار دهند, آیا به فکر عمل به وعده هاشون هستند؟ به نظر خوشون شعار و حرف دیگه کافی نیست؟

وی ابراز داشت: بعد از فارغ التحصیلی کارم شده دنبال آهو گشتن. اولش فکر می کردم ارگانهای دولتی می شه کاری پیدا کرد، ولی هر چی دویدیم و دویدیم به خونمون نرسیدیم که نرسیدیم، فهمیدم که کار تو ارگانهای دولتی واقعا مال از ما بهترونه…ما هم که از ما بدترون !!! پس بی خیالش شدم…

این جوان رودباری اظهار داشت: اگر در یک دهه قبل داشتن مدرک تحصیلی در یک رشته خوب در یک دانشگاه معتبر بهترین بستر برای یافتن شغل بود، اما امروز داشتن مدرک هم بی فایده است و دلیلی برای داشتن شغل مناسب نیست. بهتر بگوییم چرخ گردون در یافتن شغل به نفع دانشگاهیان هم نمی‌چرخد.

وی عنوان کرد: متاسفانه امروز به گونه ای شده که جوانان تحصیلکرده هیچ جایگاهی ندارند به عنوان یک جوان از مسئولان می خواهم که آینده شغلی من و برادر و خواهرهایم را تضمین کنند چرا که وقت و انرژی جوانی ام را برای تحصیل هزینه کرده ام و این درست نیست که بعد از این همه تحصیل به جمع بیکاران این کشور اضافه شوم.

پدر این خانواده  در حالیکه اشک در چشمانش حلقه زده بود گفت: هیچ چیز سخت تر از دیدن ناراحتی فرزندانم نیست کاش دست و بالم باز بود و می توانستم کاری برایشان انجام دهم ولی می دانم پارتی ما بالاترین پارتی هاست که رودست ندارد حکمی را که آن امضا کند دیگر تمام است.