موضوع قطع همکاری در سیستم سازمانی، یک امر کاملا طبیعی است که در راستای بهبودی وضعیت، پیشرفت امور و تغییرات لازم صورت می گیرد. آنچه این موضوع را کمی غیرمعمول نشان می دهد، همانا برداشت آدمها از نوع همکاری و نحوه پایان بخشی به آن است که هر سیستم اداری و خود افراد دخیل، در این باره اظهار نظر می کنند.
گاهی وقتها آدم ها آنچه را که نشان می دهند نیستند. گاهی هم فراتر از آن چیزی هستند که ما فکر می کنیم. همین موضوع اثبات می کند که برخی از آدمها؛ یا شخصیت دوگانه ای دارند و قصد بازشناسی یک وجه از آن را به غیر ندارند تا بتوانند اهدافشان را پیش ببرند و یا طوری وانمود می کنند که قبل از بروز هویتی، چهره واقعی شان عیان نشود تا مورد توجه قرار گیرند.
در این صورت و با آغاز همکاری همان شخص با افراد و یا سازمانها و نهادها، پس از برملا شدن ماهیت قضیه، نحوه ارتباطی ماجرا دچار چالش می شود و احتمال ایجاد خسارت بر سیستم سازمانی و اعتبار تشکیلاتی می رود. لذا در این شرایط برای تصمیم گیرندگان همان سازمان ضرورت دارد تا آنجاییکه ممکن است، مانع بروز خسارت شوند و در این وضعیت، عقل و منطق هم حکم می کند تا منافع کلی سیستم تحت امر خود را به موارد جزئی ارجحیت دهند و آنچه به حفظ اعتبار سازمانی کمک می کند را لحاظ کنند.
چهار ماه پیش با سفارش یکی از مدیران اسبق باشگاه استقلال، عباس ترابیان با حکم دکتر تاجرنیا، رئیس هیئت مدیره و سرپرست مدیرعاملی باشگاه به عنوان رئیس سازمان فوتبال این باشگاه منصوب شد و همکاری اش را برای بار دوم با این باشگاه آغاز کرد.
همزمان با شروع همکاری وی با استقلال شرایط اجتماعی به نوعی رقم خورد که مسابقات فوتبال و خیلی از رشته های ورزشی تعلیق و تعطیل شد و برنامه های درنظر گرفته شده برای توسعه و ادامه فعالیت ها مسکوت ماند.
اما این تعطیلی مانع فعالیت کلی باشگاه نشد و همه مسئولان، معاونان و مدیران بخش ها و رشته های مختلف، همچنان به پیگیری امور پرداختند و موفقیت های بدست آمده در همین زمان محدود نیز در رشته های گوناگون، نشانه جدیت و اهتمام تمام ارکان باشگاه است.
آنچه اما در این زمینه باید مورد تاکید و اشاره قرار گیرد، عدم دسترسی به گزارش کار از سوی رئیس سازمان فوتبال بود که اساسا می باید به سرپرست مدیرعاملی باشگاه ارائه می شد و نوع پیشرفت امور در این مسئولیت برای همگان معلوم می گشت. تنها برگزاری جلسات و گفتگو با مربیان و سرپرستان رشته های مختلف باشگاه و سرکشی به تمرینات، بخشی از این وظیفه خطیر رئیس سازمان فوتبال بود که با تعطیلی تمرینات و مسابقات، می توانست با مدیریت بحران، اتفاقات مناسب و درخوری برای باشگاه رقم بزند که متاسفانه در عمل دیده نشد!اگر هم شده، ملموس و محسوس نبود!
عباس ترابیان نامی آشنا در فوتبال و فوتسال است و تاکنون خدمات زیادی در این عرصه داشته است. او فرد قابل احترامی است و حفظ شان و جایگاهش نیز بر همگان واجب است. به گفته خودش ۲۸ سال در ورزش بوده و در همه مسئولیت ها به طور رایگان کار کرده و دریافتی نداشته است. هر چند معلوم نکرده که آیا در این مدت چهار ماه حضور در باشگاه استقلال هم رایگان کار کرده و دریافتی نداشته است؟
اگر اینگونه باشد، این ادعا تعجب مخاطب را هم نسبت به تجارب و دانش مدیریتی وی برمی انگیزد و ارزش کار وی را تقلیل می دهد. چرا که سیستم اداری هر ارگان و سازمانی با بکارگیری نیرویی تازه در هر مسئولیتی، می بایست وضعیت شغلی و مالی وی را به صورت مکتوب و مشخصا در سیستم اداری ثبت و به نهادهای ذی ربط اعلام نماید.
باشگاه استقلال هم از این قاعده مستثنی نیست و بر اساس آیین نامه اداری و اساسنامه اش ملزم به رعایت قوانین بوده و می بایست طبق قرارداد تنظیمی دوطرفه، نسبت به اجرای تعهد مالی اقدام نماید. مگر اینکه توافقی صورت بگیرد که بر اساس آن مبلغ توافق شده در امر کمک های خیریه ای مصرف گردد که البته این کار نیز بایستی خارج از سیستم اداری صورت گیرد و یک امر شخصی محسوب می شود. البته طبق اعلام باشگاه استقلال ایشان دریافتی کامل داشته اند که در این مطلب مورد قضاوت ما نیست.
آنچه در این مطلب مدنظر است؛ بحث رفتار حرفه ای در نظام اداری است که موجب پایداری سیستم و از همه مهم تر؛ باعث اطمینان آفرینی سایر ارگانها برای بکارگیری افراد می شود.
اصول اولیه رفتار حرفه ای هم، تبعیت از قوانین و اساسنامه همان اداره و رعایت تمام موارد مندرج در آن است. اگر این اتفاق افتاد، شخص مورد نظر می تواند فعالیت و همکاری اش را با آن سیستم پی بگیرد و در مسئولیت اعطایی به فعالیت بپردازد. هر چند علاوه بر تبعیت از اساسنامه مورد اشاره، نیاز به تطبیق دهی با شرایط محیطی و حرکت در راستای سیاستهای کلان مدیریت و تصمیم گیرندگان آن سازمان است که باید رعایت گردد.
آنچه در نوع قطع همکاری رئیس سازمان فوتبال باشگاه استقلال مشاهده شد، یک امر طبیعی و بدیهی بوده و نیاز به اینهمه بزرگنمایی و زیرسوال بردن مسئولان باشگاه و مطرح نمودن برخی مسائل خارج از عرف و اخلاق نبود که برخی هم برداشت های ناصواب کنند و آب را در این روزهای پرالتهاب جامعه گل آلود سازند.
جناب ترابیان نباید آینده را فدای یک لحظه خشم و غضب خود می کرد و با کمی سعه صدر و بردباری، هم شان و جایگاه والای خود را حفظ می کرد، هم پنجره های امید فعالیت و همکاری دوباره را در این باشگاه یا سایر سازمانها نمی بست. اگر کمی حس مسئولیت پذیری در این مورد وجود داشت، نباید موضوع به این سادگی به رسانه ها می کشید و اجازه سوءاستفاده به بداندیشان باشگاه استقلال می داد! به طور حتم، این قطع همکاری یک تصمیم سخت برای مدیریت باشگاه بود اما طبیعی است که در راستای سیاستهای کلی باشگاه صورت گرفته است.
افراد در شرایط عادی، آنگونه که باید شناخته نمی شوند. این وضعیت بحرانی و شرایط سخت است که ظرفیت آنها را عیان می کند و اندازه تاب آوری آنان را نشان می دهد. حداقل ترین کار و وظیفه آقای ترابیان، احترام به شخصی بود که وی را به دکتر تاجرنیا معرفی کرد و می بایست رعایت اقدام دوستانه دو مدیر عامل( یکی قدیمی و یکی جدید) را می کرد.