کاهش فروش نفت ایران به چین

 کاهش صادرات نفت ایران به چین در روزهایی اخیر مورد توجه قرار گرفته است. مجموعه داده‌های ارائه‌شده از رویترز، بلومبرگ و آمارهای اوپک و آژانس بین‌المللی انرژی نشان می‌دهد که برای توضیح این کاهش، باید به متغیرهای متعددی در بازار نفت توجه کرد. آنچه رخ داده، هم‌زمانی کاهش عرضه ایران، اختلال در مسیرهای صادراتی و کاهش قابل توجه واردات نفت خام چین پس از آغاز جنگ است.

بر اساس آمار ارائه‌شده از سوی آژانس بین‌المللی، تولید نفت ایران از حدود ۳.۴ میلیون بشکه در روز در ژانویه به ۲.۷۲ میلیون بشکه در ژوئیه و حدود ۲.۱۶ میلیون بشکه در اوت رسیده است. بنابراین پیش از آنکه درباره صادرات صحبت شود، باید توجه داشت که حجم نفت تولیدشده در داخل نیز به شکل محسوسی کاهش یافته است. با توجه به نیاز پالایشی داخل کشور، طبیعی است که یکی از دلایل کاهش تولید نفت، کاهش صادرات و پر شدن مخازن در پی محاصره دریایی می‌تواند باشد.

اما از سوی دیگر مساله کاهش صادرات نفت ایران به چین در روزهایی اخیر به موضوعی برای گمانه‌زنی درباره قراردادهای نفتی و عملکرد وزارت نفت نیز تبدیل شده است.

آن‌طور که تسنیم گزارش داده، ولی‌الله بیاتی، سخنگوی کمیسیون امور داخلی کشور و شوراهای مجلس شورای اسلامی با اعلام خبر طراحی سوال از وزیر نفت در مجلس درباره وضعیت قراردادهای نفتی ایران و چین گفت: «در چارچوب برنامه 25 ساله راهبردی همکاری‌های مشترک ایران و چین، قرارداد فروش نفت میان شرکت بازرگانی نفت ایران و هفت پالایشگاه چینی منعقد می‌شود.مدت اجرای این قراردادها دو سال بوده که در چارچوب برنامه راهبردی همکاری‌های مشترک دو کشور، به مدت دو سال بازاری مطمئن و تضمین‌شده برای فروش نفت ایران فراهم می‌شد.»

او با بیان اینکه قرارداد منعقد شده میان شرکت نفت ایران و هفت پالایشگاه چینی پس از گذشت 6 ماه از طرف وزارت نفت لغو شده است، عنوان کرد: «وزیر نفت به‌عنوان مسئول فروش نفت کشور می‌بایست پاسخگوی علت یا علل لغو این قرارداد راهبردی باشد و هدف از طرح پرسش از وی در مجلس نیز شفاف‌سازی در این خصوص است.»

ادعای مطرح‌شده نیازمند شفاف‌سازی است. با این حال، به نظر می‌رسد مساله کاهش فروش نفت ایران را نمی‌توان تنها به احتمال لغو قراردادها مرتبط دانست و کلان‌روندهایی در این اتفاق نقش دارند.

چین در پی وقوع جنگ در ایران، خرید نفت خود را کاهش داد

آن‌طور که رویترز گزارش داده، کاهش واردات چین تنها مربوط به نفت ایران نیست. بر اساس داده‌های کپلر، واردات دریایی نفت خام چین در اوت به حدود ۷.۱۴ میلیون بشکه در روز رسید. این رقم گرچه نسبت به ۶.۹۳ میلیون بشکه در روز ژوئیه اندکی افزایش داشت، اما حدود ۴.۲۷ میلیون بشکه در روز پایین‌تر از میانگین سه ماه پیش از آغاز جنگ بود.

به عبارت دیگر، چین پس از جنگ به‌طور کلی واردات نفت خام دریایی خود را کاهش داده است. بنابراین وقتی واردات کل چین پایین آمده، کاهش صادرات نفت ایران به این کشور را نمی‌توان بدون بررسی این متغیر، مستقیماً به تغییر قراردادهای ایران و چین نسبت داد.

این موضوع در داده‌های بلومبرگ نیز قابل مشاهده است.

نمودار ارائه‌شده از داده‌های کپلر نشان می‌دهد صادرات نفت ایران پس از آغاز جنگ افت شدیدی داشته و هم‌زمان واردات چین نیز کاهش یافته است. بر اساس این داده‌ها صادرات نفت ایران که در ژوئیه 2025 حدود 2.1 میلیون بشکه در روز بود، در ژانویه به حدود 2.6 میلیون بشکه رسید، اما پس از جنگ به شدت افت کرد و در ژوئیه و اوت 2026 به حدود نیم میلیون بشکه در روز کاهش یافت.

در نمودار، میله‌های نارنجی صادرات نفت ایران و خط سفید واردات نفت ایران توسط چین را نشان می‌دهد. اختلاف میان دو شاخص نیز لزوماً به معنای اختلاف در فروش نیست، زیرا محموله‌های نفتی ممکن است روی آب ذخیره شوند و داده‌های واردات چین نیز معمولاً با تأخیر نسبت به صادرات ثبت می‌شوند.

افزایش ذخیره‌سازی نفت ایران روی آب

نمودار دوم ارائه‌شده از بلومبرگ، تصویر دیگری از وضعیت بازار ارائه می‌کند.

حجم نفت ایران در ذخیره‌سازی شناور از پاییز ۲۰۲۵ افزایش قابل توجهی داشته است. ذخیره نفت روی آب ایران از حدود 20 میلیون بشکه در پاییز 2025 به بیش از 60 میلیون بشکه در ژانویه 2026 رسید. اما در ماه‌های بعد عمدتا در محدود 40 میلیون تا 50 میلیون بشکه باقی ماند.

این داده اهمیت زیادی دارد. زیرا نشان می‌دهد بخشی از مشکل، نه نبود نفت، بلکه دشواری انتقال و تحویل آن است. وقتی نفتکش‌ها به‌عنوان مخزن شناور مورد استفاده قرار می‌گیرند، فاصله میان تولید، صادرات، تحویل به مشتری و مصرف نهایی افزایش پیدا می‌کند. بنابراین آمار صادرات یک ماه نمی‌تواند به‌تنهایی وضعیت قراردادها یا میزان تقاضای مشتری را توضیح دهد.

چین به دنبال منابع جایگزین رفته است

در همین دوره، ترکیب واردات چین نیز تغییر کرده است. طبق گزارش رویترز، واردات دریایی نفت روسیه به چین در اوت به حدود ۱.۶۸ میلیون بشکه در روز رسید که نسبت به ۱.۴ میلیون بشکه در روز ژوئیه افزایش داشت. چین همچنین حدود یک میلیون بشکه در روز نفت روسیه را از طریق خط لوله دریافت می‌کند.

هم‌زمان سهم نفت ایران و روسیه در سبد وارداتی چین کاهش یافته و منابع غیرتحریمی سهم بیشتری پیدا کرده‌اند. این تغییر الزاماً به معنای بی‌میلی چین به نفت ایران نیست. در شرایطی که دسترسی به نفت تحریمی دشوارتر شده، بخشی از نیاز چین به سمت منابع دیگری منتقل شده است.

البته چین برای نفت روسیه نیز با هند رقابت می‌کند و به همین دلیل جایگزینی کامل نفت ایران و سایر عرضه‌های خاورمیانه با نفت روسیه امکان ساده‌ای نیست.

قیمت نفت نیز رفتار چین را تغییر داده است. قیمت برنت پس از آغاز جنگ تا ۱۲۶.۴۱ دلار در هر بشکه افزایش یافت. در چنین سطحی، پالایشگاه‌های چینی انگیزه کمتری برای افزایش خرید دارند و بخشی از نیاز خود را از ذخایر موجود تأمین می‌کنند. کما اینکه این اتفاق از افزایش شدید قیمت نفت جلوگیری کرد و چین را به بازیگری مهم در بازار نفت تبدیل کرد.

گلدمن ساکس نیز بر اساس دو مدل تحلیلی، انتظار بازگشت سریع واردات چین به سطوح قبل از جنگ را ندارد. برآورد این مؤسسه نشان می‌دهد واردات نفت خام چین در سه‌ماهه چهارم نسبت به سه‌ماهه سوم تنها حدود ۶۰۰ هزار بشکه در روز افزایش خواهد یافت و مدل آماری آن نیز احتمال می‌دهد واردات اکتبر دوباره به سطح اوت نزدیک شود.

در عین حال، ذخایر فرآورده‌های نفتی چین کاهش یافته و صادرات فرآورده‌هایی مانند بنزین و گازوئیل افزایش پیدا کرده است. اگر این روند ادامه پیدا کند، پالایشگاه‌های چینی در مقطعی برای حفظ تولید فرآورده ناچار به افزایش خرید نفت خام خواهند شد.

مساله را نباید فقط در بر هم زدن قراردادها توسط وزارت نفت جست‌وجو کرد

برآیند این داده‌ها نشان می‌دهد کاهش صادرات نفت ایران به چین واقعیت دارد، اما از این واقعیت به‌تنهایی نمی‌توان نتیجه گرفت که علت اصلی، به‌هم‌خوردن قراردادهای نفتی از سوی وزارت نفت بوده است.

به بیان دیگر، حتی اگر چنین اتفاقی رخ داده باشد و قراردادها زودهنگام لغو شده باشند، شرایط کلی بازار نیز اجازه افزایش صادرات نفت ایران به چین را نمی‌داد و این نتیجه به طور منطقی حاصل می‌شد.

آنچه داده‌های موجود به‌روشنی نشان می‌دهند، تغییر شرایط کل بازار است. تولید نفت ایران کاهش یافته، مسیرهای صادراتی تحت فشار قرار گرفته، نفت بیشتری روی آب ذخیره شده، جریان عبوری از هرمز کاهش یافته و خود چین نیز پس از آغاز جنگ واردات نفت خام را به میزان قابل توجهی پایین آورده است.

بنابراین کاهش صادرات نفت ایران به چین را باید در درجه نخست در چارچوب اختلال عرضه و حمل‌ونقل منطقه‌ای و کاهش واردات نفت خام چین تحلیل کرد. مساله قراردادها می‌تواند بخشی از ماجرا باشد و قطعا نیاز است که شفاف‌سازی لازم در صورت بروز تخلف احتمالی در این مورد صورت گیرد. اما نباید نادیده گرفت که داده‌های موجود نشان می‌دهند که نمی‌توان کل افت صادرات را به آن نسبت داد.