جاستین شرمن، کارشناس مسائل امنیتی در مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS)، در یادداشت تحلیلی خود، ابعاد همکاری روسیه و ایران را بررسی کرده و نسبت به روند رو به گسترش همکاری و پیامدهای آن برای آمریکا و متحدانش هشدار داده است. به ادعای شرمن، تعاملات مسکو و تهران در حوزههایی مانند اطلاعات ماهوارهای، اطلاعات سیگنالی، فناوری پهپادی، نظارت مخابراتی و احتمالاً عملیات سایبری در حال افزایش است و پیامدهای آن برای آمریکا بسیار فراتر از حوزه نظری است.این کارشناس امنیتی صراحتاً پیشنهاد میکند آمریکا باید ابتدا یک تصویر کامل از عمق و گستردگی این تعاملات و همکاری داشته باشد و بر اساس این تصویر در جهت ایجاد اخلال در این همکاریها گام برداشته و مانع توسعه گرفتن روابط میان این دو کشور شود. البته او اعتراف میکند که برهم زدن روابط میان تهران و مسکو، بسیار دشوارتر از آنچیزی است که به نظر میرسد و سفر اخیر راتکلیف به مسکو، گواه خوبی بر این ادعاست.شرمن در یادداشت خود به گزارشهای سیانان درباره عبور ماهوارههای جاسوسی روسیه از فراز یک پایگاه نظامی آمریکا در عربستان سعودی دو روز پیش از حمله ایران اشاره میکند. به ادعای این گزارش، ماهوارههای روسی احتمالاً دادههای لازم برای هدفگیری حمله ایران را فراهم کردهاند. او این موضوع را تازهترین نمونه از تعاملات امنیتی و فناوری میان تهران و مسکو میداند؛ تعاملاتی که به گفته او، انتقال پهپاد و گزارشهای مربوط به همکاریهای سایبری را نیز دربرمیگیرد.البته تهران و مسکو، ادعاهای مطرح شده شرمن را تایید نکردهاند و به عقیده کارشناسان، چنین روایتهایی مبتنی بر واقعیت نبوده و باهدف تخریب روابط و توانمندی داخلی، طرح میشود.
همکاری روسیه و ایران؛ از پهپاد تا اطلاعات نظامی
شرمن مدعی است همکاری دو کشور در حوزه فناوری از زمان آغاز جنگ روسیه در اوکراین وارد مرحلهای مهم شده است. ایران پس از آغاز عملیات ویژه روسیه در اوکراین، پهپادهای رزمی خود را در اختیار مسکو قرار داد و ارتش روسیه نیز هزاران پهپاد تهاجمی شاهد را علیه اهداف مختلف در اوکراین به کار گرفت.بنابر ادعای شرمن، این رابطه صرفاً انتقال یکطرفه فناوری نبوده است. روسیه پس از کسب تجربه عملیاتی در جنگ اوکراین، این تجربیات را به ایران بازگردانده و ایران نیز با استفاده از این تجربیات، قابلیتهای ناوبری پهپادهای خود را بهبود بخشیده است. به نوشته او، تجربههای بهدستآمده در میدان جنگ اوکراین که در قالب سختافزار، میانافزار و نرمافزار منتقل شدهاند، میتوانند توانایی ایران برای انجام عملیات نظامی و دیگر عملیاتها را ارتقا دهند. همچنین گزارشهایی درباره کمک روسیه به توسعه موشکهای کروز مافوق صوت ایران و کمک یک شرکت روسی به تهران برای ارتقای قابلیتهای شنود مخابراتی منتشر شده است.در حوزه اطلاعات نیز شرمن به گزارشهایی اشاره میکند که بر اساس آنها، روسیه اطلاعات مربوط به اهداف و استقرار نیروها و تجهیزات نظامی آمریکا در خاورمیانه، از جمله موقعیت کشتیهای جنگی و هواپیماها، و همچنین اطلاعات ماهوارهای و سیگنالی را در اختیار ایران قرار داده است. او در عین حال تأکید میکند که برخی ادعاها، از جمله ادعای انتقال فهرستی از زیرساختهای حیاتی منطقه، در منابع دیگر تأیید نشدهاند. همچنین به گفته او، شواهد موجود برای اثبات همکاری مستقیم روسیه و ایران در عملیات تهاجمی سایبری هنوز کافی نیست.
شرمن با استناد به ارزیابی جامعه اطلاعاتی آمریکا میگوید حمایت فنی روسیه به ارتقای قابلیتهای اطلاعاتی ایران کمک کرده است؛ موضوعی که از نظر او اهمیت بلندمدت دارد، زیرا دستاوردهای اطلاعاتی و فناوری حاصل از این همکاری میتواند فراتر از جنگ کنونی نیز باقی بماند.این دعاوی در حالی مطرح میشود که برخی از کارشناسان معتقدند که عمده اطلاعات لازم برای طراحی و اجرای عملیاتهای دقیق موشکی ایران، توسط نهادهای ذیربط داخلی تأمین میشوند و به نظر میرسد شرمن به منظور کمرنگ جلوه دادن دقت و گستردگی اشراف اطلاعاتی ایران نسبت به تحرک و اقدامات قوای دشمن در سراسر منطقه، این پیروزیها را به کمک متحدین ایران نسبت میدهد.
استفاده از الگوی «محور شرارت» نتیجه عکس خواهد داشت
شرمن به شدت نگران آن است که دولت آمریکا با رجوع به تجربیات پیشین، روابط روسیه و ایران را ذیل یک اتحاد کاملاً هماهنگ، تصور کرده و ادعاهایی درباره شکلگیری یک «محور شرارت» جدید مطرح کند که این کار میتواند سیاستگذاری دقیق آمریکا را دشوارتر کند. این کارشناس درواقع میکوشد از تکرار یک اشتباه محاسباتی جلوگیری کند. او براین باور است که در گذشته قرار دادن کشورهایی همچون ایران، عراق و کره شمالی ذیل یک اتحاد هماهنگ، سبب شد تا همکاری میان این کشورها تعمیق شده و روابط میان ایشان، در حوزههای مختلف توسعه پیدا کند. بنابراین او میگوید آمریکا با درس گرفتن از تجربه گذشته، اکنون همکاری میان رقبای خود را الزاماً به معنای همسویی راهبردی کامل ایشان تصور نکند و مدعیست که بسیاری از این تعاملات و این جنس همکاریها، میتواند ماهیتی معاملهای داشته باشد.
به اعتقاد شرمن، روسیه و ایران در برخی حوزهها برای دستیابی به منافع نظامی، امنیتی و اطلاعاتی مشخص با یکدیگر همکاری میکنند، در حالی که اختلافات و محدودیتهای دیگر روابط خود را کنار میگذارند. در عین حال، او معتقد است حوزههای اطلاعاتی و فناوری همکاری تهران و مسکو از نظر تاکتیکی معنادار و تعداد آنها رو به افزایش است.باید توجه داشت که بخشی از کارشناسان تأکید دارند که همکاری ایران و روسیه، به پیوندی راهبردی و بر اساس منافعی درازمدت تبدیل شده است و در این مسیر هر دو کشور، اهداف خود را در سطوح عالی دنبال کرده و از این همکاری منتفع میشوند. بنابراین به نظر میرسد آنچه که شرمن در قالب معامله از آن یاد میکند، در واقع نوعی انحراف معاندانه در تحلیل است که به بیطرفی و انصاف در کار کارشناسی، آسیب میزند.
بسته پیشنهادی برای برای سیاستگذاران آمریکایی
شرمن در بخش اصلی یادداشت خود، به جای ارائه یک راهکار کلی برای مقابله با روسیه و ایران، بر شناسایی دقیق سازوکارهای همکاری میان دو کشور تأکید میکند تا از این طریق بتوان به شکل مؤثری این همکاریها را مختل و تخریب کرد. مهمترین پیشنهادهای او از قرار زیر هستند.
1) تفکیک همکاریهای دولتی از فعالیتهای بخش خصوصیبه اعتقاد شرمن، نخستین گام باید مشخص کردن این موضوع باشد که هر یک از تعاملات اطلاعاتی و فناوری روسیه و ایران توسط کدام بازیگران هدایت میشود. از دید او باید مشخص شود که آیا یک همکاری مستقیماً میان سازمانهای اطلاعاتی دو کشور صورت میگیرد یا میان شرکتهای دولتی، شرکتهای خصوصی، نهادهای نظامی یا ترکیبی از این بازیگران شکل گرفته است.
شرمن اذعان دارد که این تفکیک، بهویژه در روسیه و ایران، دشوار است؛ اما آن را برای تشخیص تفاوت میان همکاری رسمی مورد حمایت دولت و تعاملاتی که بدون هدایت مستقیم دولتها شکل گرفتهاند، ضروری میداند.
2) ترسیم دقیق مرزهای همکاریپیشنهاد دوم شرمن، شناسایی محدودیتها و حوزههایی است که روسیه و ایران تاکنون در آنها با یکدیگر همکاری نکردهاند. او عملیات سایبری را نمونهای برای این مسئله میداند و هشدار میدهد که حمله دو گروه هکری به یک هدف واحد الزاماً به معنای هماهنگی آنها نیست.به گفته او، استفاده از زیرساخت مشترک، داشتن اهداف مشابه یا برخورداری از قابلیتهای فنی مشابه نمیتواند بهتنهایی اثباتکننده همکاری میان دو گروه باشد. بنابراین تحلیلگران باید مشخص کنند که همکاری واقعی در کجا وجود دارد و در کجا صرفاً شباهت رفتاری یا منافع مشترک مشاهده میشود.
۳) بررسی دقیق فناوری منتقلشده میان دو کشورشرمن پیشنهاد میکند در مورد پهپادهای ارتقایافته روسی که به ایران منتقل شدهاند، بررسی شود که دقیقاً چه فناوریهایی در اختیار تهران قرار گرفته است. این بررسی، از دید او، نباید صرفاً به قابلیتهای ناوبری محدود شود و باید موضوعاتی مانند نرمافزار، دادههای آموزشی و احتمال انتقال دادههای جمعآوریشده از میدان نبرد اوکراین برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی مرتبط با پهپاد را نیز دربرگیرد.همچنین باید مشخص شود چه فناوریهایی میان دو کشور مبادله نشده و چه قابلیتهایی ممکن است هر یک از طرفین از انتقال آنها خودداری کند.
۴) شناسایی شکافها و نقاط ضعف در رابطه تهران و مسکوبه اعتقاد شرمن، بررسی محدودیتهای همکاری میتواند نقاطی را آشکار کند که در آنها دو کشور به یکدیگر اعتماد ندارند، توانایی تولید یا تأمین برخی اجزای مورد نیاز را ندارند یا با کمبود دانش، منابع و نیروی انسانی متخصص مواجهاند.او این شکافها را از جمله حوزههایی میداند که میتواند برای سیاست آمریکا اهمیت داشته باشد؛ زیرا شناخت دقیق آنها به واشنگتن امکان میدهد گزینههای مشخصتری برای کاهش یا مختل کردن همکاری روسیه و ایران شناسایی کند.
اعتراف به دشوار بودن ایجاد شکاف میان تهران و مسکو
شرمن در نهایت درباره تلاش مستقیم برای ایجاد شکاف میان روسیه و ایران ابراز تردید میکند. به نوشته او، چنین اقدامی بسیار دشوار است و مشخص نیست اساساً بتوان آن را عملی کرد. او همچنین میگوید دولت آمریکا ظاهراً حاضر به توقف جنگ خود علیه ایران نیست و تهران نیز در موضوعات مرتبط با روسیه به توصیههای واشنگتن توجه نخواهد کرد.شرمن به سفر اخیر جان رتکلیف، مدیر سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، به مسکو نیز اشاره میکند و مینویسد که بنا بر گزارشها، رتکلیف تلاش کرده بود روسیه را به قطع ارتباط با ایران ترغیب کند، اما این تلاش به نتیجه نرسید.بر این اساس، او گزینه دیگری را مطرح میکند: به جای تلاش مستقیم برای ایجاد شکاف میان دو کشور، سازوکارهایی که همکاری آنها را ممکن میکند هدف قرار گیرد. با این حال، شرمن تأکید میکند که پیششرط هرگونه اقدام مؤثر، دستیابی به تصویری کامل، دقیق و چندلایه از ماهیت، بازیگران، ظرفیتها، محدودیتها و نقاط ضعف همکاری اطلاعاتی و فناوری روسیه و ایران است.