بهاره رهنما
  • بهاره رهنما با انتشار این عکس نوشت: بچه که بودیم چقدر دنیا ساده بود یا شاید،ما ساده بودیم و دنیا را ساده میدیدیم،باورمان شده بود که گوش ماهی های بزرگ در خودشان صدای دریا را دارند، غافل از قوانین علم و فیزیک رویا میبافتیم و دریایی را در صدفی حمل میکردیم و به اشارتی چشم میبستیم و با چسباندن صدف به گوشمان، دریا را به اتاق کوچکمان می آوردیم ! اما من گمان میکنم هنوز هم میشود با قوانین کودکی گاهی چشمانمان را ببندیم و با فراموشی قوانین منطقی و علمی این جهان و بزرگسالان تصور کنیم که هنوز هم مهربانی هست، عشق هست،ایمان هست،بعد دوستی خیالی را از پشت پلک هایمان به اتاقمان دعوت کنیم با او جرعه ای چای خیالی بنوشیم و بگوییم: آری تا شقایق هست زندگی باید کرد... بله گاهی باید خودمان را تیاتر درمانی کنیم و بگذاریم خیالاتمان ما را ببرند به روزهای خوب رفاقت های ساده و بی آلایش قدیم و کودکی... پی نوشت: همیشه سعی کردم جوری رفتار و معاشرت کنم که آدم ها برای “بهاره” بودنم بخواهندم نه “بهاره رهنما” بودنم، و این روزها چقدر دلتنگ رفاقت های قبل “بهاره رهنما” شدنم هستم و چقدر چند تایی را که از آن جنس دارم قدر میدانم، کاش فراموش نکنیم که ما همه ابتدا انسانیم و بعد صاحب یک شغل و حرفه یا مهارت... با تشکر از دوست صادق و خوبم خانم دکتر “مهرنوش مکری والا “ و دوستی صادقانه و پاکشون

  • این‌که بعد از دو سه روز از گذشت واقعه ما بیاییم و یک مطلب سوخته را به اطلاع شما برسانیم قطعا کار درستی نیست. واقعیتش را بخواهید نه در شأن خودمان که در شأن مخاطبان فخیم صفحات فرهنگی هم نیست. با این همه اما اتفاقی که دارد در مورد رفتار عجیب بهاره رهنما می‌افتد آنقدر عجیب هست که پی قضیه را رها نکرده و کمی در موردش صحبت نکنیم.