موسیقی، غذای روح هندی ها

به گزارش افکارنیوز، هندوستان کشوری در جنوب آسیا است که پایتخت آن دهلی نو است.

کشوری پناور که رشته کوه هیمالیا در شمال کشور قرار دارد و باعثشده که رطوبت و ابرهای باران زا به شما آسیا نفوذ نکند، در نتیجه هند کشوری پر باران و مرطوب و دارای خاک بسیار حاصلخیز است. این موضوع باعثشده که این کشور بتواند جمعیت بسیاری را در خود جای دهد. هند دومین کشور پرجمعیت دنیا پس از چین به شمار می آید. هند دارای تاریخ و فرهنگ بسیار کهن و پرباری است که به ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد می رسد و علاوه بر دو زبان هندی و انگلیسی که در قانون اساسی این کشور زبان رسمی اعلام شده است، ۲۲ زبان دیگر در این کشور رایج است.

گفتنی است، طی ۸۰۰ سال، تسلط فارسی زبانان یا ایرانان بر هند، این کشور از فرهنگ ایران و زبان فارسی تاثیر بسیاری پذیرفته است. زبان فارسی در دوره غزنویان به هند راه یافت. در حقیقت زبان فارسی، پیش از آنکه هند، مستعمره انگلیس شود، دومین زبان رسمی این کشور به شمار می رفت. اما پس از استعمار انگلیسی ها در سال ۱۸۳۲، زبان انگلیسی به تدریج جایگزین زبان فارسی شد. باید اشاره داشت که موسیقی هند نیز به شدت تحت تاثیر موسیقی ایران قرار گرفته است. در قرن چهاردهم و پانزدهم میلادی که مصادف با زمان سلاطین مغولی بر هند است، موسیقی ایران در هند نفوذ کرد. از طرفی در دوره حکومت انگلیسی ها موسیقی هند ارزش بسیار داشت، زیرا طبیعی است که خارجی ها مشوق هنر ملی نیستند ولی بعضی از انگلیسی ها که اهل فن بوده اند آن را قابل مطالعه دانسته و کتاب های بسیاری در مورد موسیقی هند نگاشته و به چاپ رسانده اند. در دوره آزادی، دولت هند، روی موسیقی سرمایه گذاری زیادی کرد، همین طور که روی فیلم های سینمایی چنین کرد و مردم را به موسیقی تشویق کرد. تا جایی که هم اکنون یک آکادمی دولتی موسیقی در دهلی دائر است که بر آموزشگاه ها نظارت دارد و فستیوال های موسیقی نیز در شهرهای مختلف تشکیل می شود که هنرمندان در آن هنرنمایی می کنند.

هندی های عشق موزیک
هنر موسیقی لااقل برای سه هزار سال در هندوستان رواج داشته است. تاریخ گواه آن است که موسیقی قبل از آغاز دوره مسیحیت، به صورت یک هنر در هندوستان رواج داشته است. اوج ترقی آن را شاید بتوان به قرن چهارم تا ششم میلادی نسبت داد. یک ترانه ممکن است در هر عصر و زمانی در هند سروده شده باشد ولی زمینه اهنگ آن، بطور شفاهی و سینه به سینه از استاد به شاگرد انتقال یافته است. هنر موسیقی در هندوستان فقط تحت حمایت و توجه دقیق و در جو و محیط خاص خود وجود دارد و با هر آنچه که در موسیقی اروپایی قدیمی تر و اصیل تر است برابری می کند. در هند، معاش شخص هنرمند متکی به استعداد و اراده برای سرگرم کردن توده مردم است، به عبارت دیگر موسیقیدان مورد توجه است و از او حمایت می شود. تربیت او در کودکی آغاز می شود و هنر او به صورت یک حرفه ادامه می یابد. در هند هرگز به شخص بی استعداد، فرصت و مجال بروز و جلوه نبوغ را که در اروپا و آمریکا برای آن اهمیت زیادی قائل هستند، نمی دهند. باید اشاره داشت که موسیقیدانان هندی از حیثفن هنر بسیار نکته سنج و نقاد هستند ولی نسبت به تولید صدا چندان اهمیتی نمی دهند. مستمع هندی بیشتر به خود آهنگ گوش می کند تا به نحوه خواندن آن آهنگ چرا که به طور کلی نه مردان شان و نه زنان شان خوش صدا نیستند… و هر ۱۰ سال یک بار شاید شما، به یک خواننده خوش صدا برخورد کنید.

اما آنچه که باید به آن توجه داشت این است که مردم هند، بسیار محافظه کارند و این خصلت خوشبختانه موجب حفظ و بقای موسیقی ملی آنها شده است. خواص موسیقی خود را خیلی خوب حفظ کرده اند چنان که سازهایی که نام فارسی دارد و بیشتر آنها ایرانیست، اما در کشور ما از بین رفته، در آنجا هنوز مورد استفاده قرار می گیرد.

سازهای هندی
با آنکه در هند آواز خواندن مهمترین شیوه اجرا موسیقی است. اما سازهای موسیقیایی در هند از تنوع خیره کننده ای برخوردار است. در موسیقی اصیل هند شمالی این تنوع در سازها کارایی بیشتری دارد. شمار فراوانی از سازها به خدایان و یا الهه های ویژه ای نسبت داده می شوند. برای نمونه، نوعی فلوت را به «کریشنا» مظهر هندوها و وینا(سازی زهی زخمه ای) را به ساراسواتی الاهه خرد هندوها، مرتبط می دانند.

«سیتار» محبوب ترین ساز در هند شمالی است. سازی با دسته کشیده که نوزده تا بیست و سه پرده بندی جابجا شونده دارد و هفت سیم اصلی دارد: پنج سیم برای نواختن ملودی و دو سیم برای تدارک جلوه های زمینه و ریتمیک. سیتار همچنین دارای نُه تا سیزده سیم است که همنوا با سیم های اصلی به نوسان در می آیند و به صدای آن کیفیتی ویژه می بخشند. این سیم ها در زیر پرده بندی و کم و بیش موازی سیم های اصلی قرار گرفته اند.

«ویتار»، کهن ترین ساز زهی زخمه ای جنوب هند، دارای چهار سیم برای نواختن ملودی است و سه سیم نیز در کناره جاانگشتی دارد که می توانند برای خلق جلوه های ریتمیک و صداهای زمینه به کار گرفته شوند.

«سارود» سازی زهی از شمال هند است که سیم های آن را با مضرابی از جنس عاج یا پوست نارگیل زخمه می زنند. این ساز شش سیم اصلی دارد، چهار سیم برای ملودی نوازی و دو سیم برای اجراء صداهای زمینه و ریتم، یازده تا شانزده سیم دیگر این ساز همنواز با سیم های اصلی به نوسان می آیند.

«مریدانگام»، طبلی دو رویه و خمره ای شکل است که در جنوب هند رواج دارد. این ساز با دست خالی و انگشت نواخته می شود. رویه راست با صدای تونیک کوک می شود و رویه چپ، به عنوان باس به کار می رود. همتای این ساز در هند شمالی، سازی است موسوم به «تابلا»؛ یک جفت طبل یک رویه که توسط یک نوازنده نواخته می شود. طبل راست اغلب کوک تونیک دارد و طبل چپ، باس است. این طبل ها که با انگشت نواخته می شوند می توانند گستره متنوعی از زیروبم و رنگ آمیزی ها را پدید آورند. «تابلا» در همنوازی های هند شمالی نقشی بسیار مهم دارد و به صورت تکنواز یا همراهی کننده سازهای دیگر به کار می رود.

موسیقی، غذای روح هندی ها
اجرا کنندگان هندی، موسیقی خود را برخوردار از سرشتی روحانی می دانند. راوی شانکار(متولد ۱۹۲۵)، ‌ یکی از مهمترین موسیقیدانان هندی است که می گفت: «موسیقی در نظر ما نوعی تربیت روحانی است که هستی درونی فرد را تا آرامش و سروری قدسی اعتلاء می بخشد. آشکار ساختن جوهر کائنات که موسیقی جلوه آن است، برترین مقصود موسیقی ما است». این تاکید معنوی در متون آوازهای هند جنوبی، که مضمون هایی مذهبی دارند، نیز بازتاب یافته است. سنت های موسیقیایی سینه به سینه از آموزگار به نوآموز که فقط با تقلید و نه با مطالعه کتاب یا نت، درس هایش را فرا می گیرد انتقال می یابد. برای نمونه، ‌ نوآموزان موسیقی هندی در درس هایشان عبارت به عبارت از آموزگار تقلید می کنند و در اجراء خود بر همان مبنا آواز می خوانند یا می نوازند. از سوی دیگر بداهه پردازی در آنها چنین پیشرفته و پیچیده باشد انگشت شمار هستند. موسیقیدانان جوان پیش از آنکه مجاز به بداهه پردازی شوند باید سال ها هنرآموزی کنند و برای احاطه بر قواعد و فنون اساسی روزانه ساعت ها به تمرین بپردازند. بداهه پردازی اغلب توسط یک تکنواز یا تک خوان و با همراهی یک طبّال انجام می شود. گفتنی است، این بداهه پردازی ها را در سراسر هند می توان دید و بسته به مناسبت و حال و هوای اجرا کنندگان و شنوندگان از چند دقیقه تا چندین ساعت به درازا می کشند. موسیقی شمال و جنوب هند از هم متمایز است ولی نباید آن را دو نوع موسیقی دانست. در حقیقت هند دارای یک موسیقی است که به دو سبک در شمال و جنوب جلوه گر شده است. مهمترین موجبی که سبب رونق موسیقی هند شده این است که موسیقی و زیر مجموعه آن هنریست که از لحاظ مذهبی اهمیت دارد چنانکه داستان موسیقی هند از میان تاریخ و افسانه های زیبای قدیمی به چشم می خورد.

موسیقی ایرانی هندی
همانطور که اساس موسیقی ایران بر دستگاه های هفتگانه است، مایه اصلی موسیقی هند بر «راگا» می باشد. موضوع بداهه سرایی و بداهه نوازی، هنر بزرگی برای خواننده و نوازنده به شمار می آید و این عمل که می توان آن را اختراع «آنی نغمات» نامید، تقریباً به همان کیفیتی است که در موسیقی ایران هم به کار می رود. موسیقی ملی هند به وسیله ساز یا آواز سولو جلوه می کند و ارکستری وجود نداشته است مگر وقتی که برای رادیو یا برای موسیقی فیلم های سینما از آن استفاده کنند.

وقتی موسیقی حرف اول را می زند
هند نیز از جمله کشورهایی است که سالانه به مناسبت های گوناگون مردم در شهرهای مختلف به جشن و شادی می پردازند و موسیقی و ساز و آواز در این جشن ها حرف اول را می زند. که به تعدادی از آنها اشاره خواهیم داشت.

جشن کریسمس: آداب و رسوم جشن کریسمس در شهرهای مختلف هند متفاوت و از دامنه گسترده ای برخوردار است. در شمال غرب هند، مسیحیان به مدت یک هفته در طول کریسمس به شادی می پردازند و تمام شب را آواز می خوانند و موسیقی های شاد می نوازند. در بمبئی سنت به تصویر کشیدن صحنه های ولادت و تزئین خانه با ستاره های بزرگ وجود دارد. در این شب با گذر از محله های مختلف شهر، ‌ می توانید صداهای موزیک و آواز را از اکثر خانه ها بشنوید. از طرفی هیجان انگیزترین جشن کریسمس را می توان در حالت سرور و نشاط در شهر «گوا» دید. تعداد زیادی از گردشگران داخلی و بین المللی به سواحل گوا می روند و در طول جشنواره کریسمس به تماشای ساحل زیبای گوا می پردازند. همچنین می توان در جشن مهمانی کریسمس که در آن موسیقی و ساز حرف اول را می زند شرکت کرد.

جشنواره رنگ ها:
یک جشنواره مذهبی بهاره است که توسط هندوان برگزار می شود. بزرگترین جشنواره رنگ ها در منطقه ای به نام «براج» برگزار می شود. به این صورت که در روز جشن مردم پودرها و آب های رنگی به هم پرتاب می کنند و در شب هنگام، آتش به پا می کنند. آنها پس از برپایی آتش در شب در کنار آن به اجرای آوازهای محلی با موسیقی های سنتی می پردازند به طوری که صدای موزیک تا پاسی از شب در این منطقه به گوش می رسد. بسیاری از گردشگران برای تماشای این مراسم و شرکت در این جشنواره، افراد محلی را همراهی می کنند. این جشنواره در حقیقت جشنی برای برداشت محصول خوب و زمین بارور برپا می شود. هندوان بر این اعتقادند که این فرصتی است برای لذت بردن و بهره گیری از رنگ های فراوان در بهار و واداع با زمستان.

جشن جمهوری:
روز جمهوری، تاریخی است که در آن قانون اساسی هند به اجرا در آمد، در واقع، در بیست و ششم ژانویه به افتخار اعلام استقلال سال ۱۹۳۰ انتخاب شد. این جشن یکی از سه روز تعطیل ملی در هند است که علیرغم مردم عادی، نظامیان نیز در آن شرکت می کنند. موسیقی در این جشنواره نیز حرف اول را برای مردم عادی می زند و از سوی دیگر نیز نظامیان هند نیز با مارش مخصوص نظامی رژه می روند که جذابیت خاصی را برای بینندگان به ارمغان می آورد.

داستان یک عشق ایرانی
پس از مطالبی که در مورد موسیقی هند مطرح کردیم لازم دیدیم که داستان یک عشق ایرانی در هند را برایتان بگوییم؛ داستانی که بنای امروز تاج محل را پایه ریزی کرد. «آگرا» یکی از شهرهای دیدنی و توریستی هند است که تاج محل در آنجا بناست. بسیاری از گردشگران برای تماشای این محل راهی «آگرا» می شوند و از تماشای آن لذت می برند. تاج محل در واقع از پر آوازه ترین بناهای جهان آرامگاه زیبا و با شکوهی است و یکی از عجایب هفتگانه جدید دنیا به شمار می رود. این بنا به دستور شاه جهان، پنجمین امپراطور گورکانی هند به منظور یادبود همسر ایرانی تبارش، به نام «ارجمندبانو بیگم» مشهور به «ممتاز محل» در سال ۱۶۳۱ میلادی در سفری جنگی به هنگام وضع حمل فوت کرد بنا شده است. خود شاه جهان نیز، بعدتر در همانجا به خاک سپرده شد. همانطور که مشخص است، نام این بنا، ایرانی است. داستان ساخته شدن تاج محل از این قرار است که شاه جهان و ممتاز محل در سال ۱۶۱۲ میلادی ازدواج کردند و ۱۸ سال با یکدیگر زندگی کردند و ثمره این ازدواج ۱۴ فرزند بود که هفت تن زنده ماندند و بزرگ شدند. «ممتازمحل» همسر دوم، شاه جهان بود که در سال ۱۶۳۱ میلادی در هنگام تولد چهاردهمین فرزندش جان باخت.
در یکی از حمله های جنگی، شاه جهان که ممتازمحل را بسیار دوست می داشت او را همراه برده بود. او باردار و در ماه های آخر بارداری بود. این نوزاد چهاردهمین فرزندی بود که ممتازمحل به دنیا آورد و دختر بود که نامش را «گوهره بیگم» گذاشتند. اما ممتازمحل در اثر وضع حمل جان باخت. هنگام درگذشت «ممتازمحل» ۳۹ سال بیشتر نداشت او از شوهرش درخواست کرد که پس از وی زنی نگیرد و برای او آرامگاهی بسازد که بدان نام جاوید بماند.

مرگ ناگهانی «ممتازمحل»، پادشاه را دچار غم و اندوه ساخت. شاه داغدیده پس از تفکر و تدبر بنا به وصیت او تصمیم گرفت، بنایی بر مزار محبوبش بسازد تا شاهدی بر عشقش باشد، از این رو طراحان، مهندسان و استادکاران را از گوشه و کنار دنیا گرد آورد تا آرامگاهی را بسازند که آخرین دستاورد معماری گورکانی شود…