عقيل در دوران خلافت اميرالمومنين (ع) به عنوان مهمان به خانه آن حضرت وارد شد. حضرت علي (ع) به فرزندش امام حسن (ع) اشاره كرد كه جامهاي به عمويت هديه كن و امام حسن (ع) نيز يك پيراهن و يك رداء از مال شخصي خود به عمويش اهداء كرد.
هوا گرم بود، علی(ع) و عقیل روی بام دارالاماره نشسته و مشغول گفتگو بودند. موقع شام خوردن رسید، عقیل خود را مهمان دربار خلافت میدید و طبعا انتظار سفره رنگینی داشت ولی بر خلاف انتظار وی، سفره بسیار فقیرانهای آورده شد که فقط نان و نمک در آن بود.
عقیل با کمال تعجب پرسید آیا غذا هرچه هست همین است؟ و علی(ع) فرمود: مگر این نعمت خدا نیست؟ من که خدا را بر این نعمتها بسیار شکر میکنم و سپاس میگویم.
عقیل گفت: پس باید حاجت خویش را زود بگویم و مرخص شوم. من مقروضم و زیربار قرض ماندهام؛ دستور فرما هرچه زودتر قرض مرا ادا کنند و هر مقدار میخواهی به برادرت کمک کن تا زحمت را کم کرده و به خانه خویش بازگردم.
امیرالمومنین(ع) از میزان بدهی او پرسید وعقیل میزان آن را صد هزار درهم اعلام کرد.
علی(ع) فرمود: چقدر زیاد، متاسفم برادر جان که این مقدار ندارم تا قرض های تو را بدهم ولی صبر کن تا هنگام پرداخت حقوق از سهم شخصی خودم بردارم و به تو بدهم که شرط مساوات و برادری را به جا خواهم آورد، و اگر نبود که عائله خودم خرج دارد، تمام سهم خودم را به تو میدادم و چیزی برای خود نمیگذاشتم.
عقیل گفت: آیا صبر کنم تا وقت پرداخت حقوق برسد؟ بیت المال و خزانه کشور در دست توست و به من میگویی صبر کن تا موقع پرداخت سهمیهها برسد و از سهم خودم به تو بدهم؟ درحالی که تو هر اندازه بخواهی میتوانی از خزانه بیتالمال برداری.
عقیل در ادامه گفت: چرا مرا به رسیدن موقع پرداخت حقوق حواله میدهی؟ مگر تمام حقوق تو از بیت المال چقدر است؟ فرضا تمام حقوق را هم به من بدهی؛ چه دردی از من دوا میکند؟
علی(ع) فرمود: من از پیشنهاد تو تعجب میکنم، این که خزانه دولت پول دارد یا ندارد، چه ربطی به من و تو دارد؟ من و تو هر کدام فردی هستیم مثل سایر افراد. درست است که برادر من هستی و من باید تا حدود امکان از مال خودم به تو کمک کنم اما از مال خودم، نه از مال مسلمین.
این مباحثه ادامه یافت و عقیل به زبانهای مختلف دست بردار نبود و میگفت: اجازه بده از بیت المال پول کافی به من بدهند تا دنبال کار خودم بروم.
محلی که آنها نشسته بودند، مشرف بر بازار کوفه بود و صندوقهای تجار و بازاریها از آنجا دیده میشد. در این بین که عقیل اصرار و سماجت میکرد، علی(ع) به عقیل فرمود: اگر باز هم اصرار داری و سخن مرا نمیپذیری، پس پیشنهادی به تو میکنم. اگر عمل کنی؛ میتوانی تمام دین خویش را بپردازی و بیش از آن هم داشته باشی.
عقیل گفت چه کار کنم؟ و علی(ع) فرمود: در پایین ساختمان، در بازار، صندوقهایی است و زمانی که بازار خلوت شد و همه رفتند تو از اینجا پائین برو و قفل بعضی از صندوقها را بشکن و هرچه دلت میخواهد از آن بردار.
عقیل پرسید: آنچه در صندوقهاست مال کیست؟
حضرت علی(ع) فرمود: مال مردم شهر است.
عقیل گفت: عجب!! به من پیشنهاد میکنی صندوقهای مردم را بشکنم و مال مردم بیچارهای که به هزار زحمت بدست آورده و در این صندوقها ریختهاند و به خدا توکل کرده و رفته اند را بردارم؟
علی(ع) فرمود: پس چطور به من پیشنهاد میکنی که صندوق بیت المال مسلمین را برای تو باز کنم؟ مگر این مال متعلق به کیست؟ این اموال مال همه مومنین است که راحت و بیخیال در خانههای خویش خفتهاند.
آن حضرت برای اینکه عقیل را بیشتر آگاه کند، فرمود: پیشنهاد دیگری میکنم اگر میل داری این پیشنهاد را بپذیر.
عقیل گفت: دیگر چه پیشنهادی؟
امیرالمومنین(ع) فرمود: اگر حاضری شمشیر خویش را بردار و من هم شمشیر خود را برمیدارم، در این نزدیکی انبار قدیمی حیره است و در آنجا بازرگانان عمده و ثروتمندان بزرگی هستند، شبانه میرویم و بر یکی از آنها شبیخون میزنیم و ثروت کلانی بلند کرده و میآوریم.
عقیل گفت: برادر جان من برای دزدی نیامدهام که تو این حرفها را میزنی، من میگویم از بیت المال و خزانه کشور که در اختیار توست اجازه بدهید پولی از آن به من بدهند تا من دیون خود را از آن بپردازم.
حضرت علی(ع) فرمود: اتفاقا اگر مال یک نفر را بدزدی بهتر است از اینکه مال صدها هزار نفر مسلمان یعنی مال همه مسلمین را بدزدی. ربودن مال چند نفر با شمشیر، دزدی است ولی ربودن مال عموم مردم دزدی نیست؟ تو خیال کردهای که دزدی فقط منحصر به این است که کسی حمله کند و با زور مال او را از چنگالش بیرون بیاورد. بدترین اقسام دزدی همین است که الان به من پیشنهاد میکنی؟
برگرفته از كتاب: الگوهاي رفتاري جلد سوم 'امام علي (ع) و اقتصاد' نوشته مرحوم 'محمد دشتي'
شناسه خبر:
۳۴۸۳۶
بدترین نوع دزدی از دیدگاه امیرالمومنین(ع)
حضرت علی(ع) در دوران خلافت خود طی یک مناظره ای با برادر خود عقیل، خیانت در بیت المال مسلمین را به عنوان بدترین نوع دزدی معرفی کرد.
۰