سقراط می گفت: " به هر وسیله ای كه می توانید ازدواج کنید زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یك همسر بد شوید فیلسوف بزرگی می شوید."

سقراط خود یکی از بزرگترین فیلسوف های دنیاست و منابع تاریخ فلسفه اشاره می کنند که فیلسوف بزرگ یونان باستان بسیار زشت بود و بدمنظره. ژان پل سارتر فیلسوف فرانسوی معاصر نیز مشهور به زشتی صورت بود. اما آیا می توان ارتباط قطعی و محکمی میان زیبایی صورت و کم بودن میزان هوش یافت؟ یعنی می توان گفت لزوما هر چه فرد زیباتر باشد امکان باهوض بودنش کمتر است؟ راستش را بخواهید با وجود این که می توان مدارکی در تاریخ و در میان آدم های دور و برمان پیدا کنیم اما هنوز آنقدر مدارک کافی در اختیار نداریم که یقینا مطمئن باشیم میان زیبایی صورت و هوش ارتباطی معکوس وجود دارد. با این همه این یکی از سئوالاتی است که معمولا در میان مرد و روانشناسان وجود دارد.




ژان پل سارتر و سقراط دو فیلسوفی که بارها به خاطر هوششان و وسعت اندیشه هایشان ستایش شده اند به هیچ وجه آدم های خوش چهره ای نبودند.

این ایده که آدم های زشت دارای هوشی ویژه و خاصی هستند سالیان سال در میان جوامع وجود داشته است. روانشناسان و دانشمندان بارها تلاش کرده اند تا بتوانند با ابداع روش هایی ارتباط میان اجزای صورت و هوش فرد را اندازه بگیرند. حدود صد سال پیش پزشکی اهل ایالت اوهایو چندین کودک که لباس های شیک و تمیزی به آنها پوشیده بودند را به صف کرد و از پزشکان و معلمان خواست با نگاه به چهره این کودکان بگویند کدامیک به نظر باهوش تر و کدامیک به نظرشان احمق تر جلوه می کند.

ده سال بعد پزشک دیگری از آمریکا همین آزمایش را با کارمندان یک مجتمع اداری انجام داد به این نحوه که به صورت اتفاقی تعدادی از آن ها برگزید و از برخی از پزشکان و روانشناسان خواست تنها با نکاه کردن به چهره این افراد حدس بزنند کدام احمق و کدامیک باهوشند.

نتایج تحقیقات این دو پزشک قطعا نشان نداد که ارتباط خاصی میان زیبایی اجزای صورت و کم هوشی وجود دارد اما هر کدام خاطر نشان کردند که افراد برای این که درک کنند میزان هوش انسان های دیگر چقدر است بیشتر روی نحوه لبخند زدن و نوع نگاه کردن و طرز قرار گرفتن چشمان تمرکز می کنند. عبارتی هست که می گوید فلانی هوش از چشمانش می بارد. شاید این عبارت به نوعی تصدیق کننده این نکته باشد که مردم به صورت ناخودآگاه می توانند بلاهت یا تیزهوشی فرد را از چشمانش یا نحوه خندیدنش بفهمند.

اما روانشناسی از دانشگاه کلمبیا برای بررسی ارتباط میان زیبایی و زشتی و ارتباط آن با هوش، تئوری ای ابداع کرد به نام " خطای هاله ای ". بر اساس این تئوری افراد بر اساس ذهنیت های قبلی ممکن است قضاوت های اشتباهی در مورد توانایی های دیگران بکنند. برای مثال وقتی معلمی از دانش آموزی ذهنیتی منفی به عنوان یک فرد " تنبل " دارد، در برخوردهای بعدی نیز ممکن است این پیش داوری بر قضاوت او تاثیر بگذارد. از اینرو است که به معلمان همیشه توصیه می شود در هنگام تصحیح ورقه های امتحانی به اسامی دانش آموزان نگاه نکنند تا ذهنیت های قبلی بر نحوه قضاوت آنها تاثیر نگذارد. این خطای هاله ای باعثمی شود که فردی که به نظر زیبا به نظر می رسد مردم تمایل دارند او را باهوش تر، اجتماعی تر و منطقی تر بدانند در حالیکه ممکن است فقط صورت زیبا و سیرت نازیبا وجود داشته باشد.

همچنین مشخص شد که بسیاری از افرادی که باهوش تر از دیگران هستند دچار مشکلات پیش و پا افتاده در برقراری روابط اجتماعی هستند و نمی توانند دوستان زیادی پیدا کنند و در زندگی زناشویی هم آدم های کسل کننده ای به نظر می رسند.

در هر صورت این تحقیقا ت ادامه دارد اما اگر شما دو راه فقط داشتید کدام را انتخاب می کردید: زشت بودید و باهوش یا زیبا بودید و کودن؟!