سیدرضا صدرالحسینی، کارشناس مسائل منطقه در تشریح دلایل خروج نظامیان آمریکا از پایگاه التنف سوریه در عنوان کرد: دلایل خروج آمریکاییها از التنف و بهطور کلی بخشی از خاک سوریه، حاوی نکتهای مهم و قابل تأمل است. واقعیت این است که ایالات متحده عملاً از منطقه خارج نشده، بلکه شرایطی را ایجاد کرده که دولت مرکزی دمشق بتواند نقش پررنگتری در آن ایفا کند و منطقهای را که مدتها در اختیار نیروهای آمریکایی بود، تحویل بگیرد. این واگذاری در چارچوب تفاهمات و تعهداتی صورت گرفته که طی هفتههای اخیر میان طرفهای ذیربط شکل گرفته و بر اساس آن، دولت مرکزی متعهد شده از منافع آمریکا در منطقه، چه در حوزه امنیتی و چه در عرصه ژئوپلیتیک، حمایت کند. بنابراین، خروج آمریکا از التنف به معنای ترک سرزمین سوریه نیست. این اقدام بیش از آنکه نشانه عقبنشینی راهبردی باشد، تلاشی برای کاهش هزینهها و سبکتر کردن بار میدانی نیروهای نظامی آمریکا ارزیابی میشود. منطقه التنف از نظر جغرافیایی دشتی وسیع، رملی و بسیار گرم در مرز سوریه و عراق است که استقرار و تداوم حضور نظامی در آن مستلزم صرف هزینههای قابل توجه لجستیکی و انسانی بوده است.
وی ادامه داد: شرایط اقلیمی سخت، گرمای شدید و ماهیت بیابانی منطقه، هزینههای نگهداری پایگاه و پشتیبانی نیروها را برای آمریکا افزایش داده بود. از این رو، واشنگتن با هدف کاهش هزینهها و سپردن مسئولیتهای میدانی پرزحمت به نیروهای نیابتی خود، الگوی حضورش را تغییر داده است. در این چارچوب، بخشی از نیروهای آمریکایی به پایگاههای مستقر در اردن منتقل شدهاند و باید دانست که فاصله التنف تا خاک اردن چندان زیاد نیست و همین امر امکان تداوم کنترل و اشراف اطلاعاتی و عملیاتی آمریکا بر منطقه را فراهم میکند. به این ترتیب، ایالات متحده بدون حضور مستقیم و پرهزینه در میدان، همچنان میتواند تحولات را مدیریت کند، اما اجرای اقدامات میدانی را به نیروهای نیابتی واگذار کرده است. در عین حال، این خروج به معنای ایجاد خلأ امنیتی فوری نیست؛ زیرا نیروهای همسو با آمریکا همچنان در منطقه حضور دارند. با این حال، باید توجه داشت که از منظر این تحلیل، شکلگیری و استمرار حضور داعش در سوریه و عراق نیز در چارچوب سیاستهای آمریکا ارزیابی میشود و ادعا میشود که واشنگتن همچنان از این گروه حمایت میکند.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: بر اساس این دیدگاه، بخشی از عملیاتهایی که آمریکا تحت عنوان مقابله با داعش انجام میدهد، نه علیه هسته اصلی این گروه، بلکه علیه شاخههای غیرقابلکنترل یا گریز از مرکز آن صورت میگیرد. از این منظر، خروج رسمی آمریکا از منطقه میتواند مسئولیت حقوقی، رسانهای و بینالمللی این کشور را در قبال تحولات بعدی کاهش دهد؛ زیرا در صورت بروز ناامنی یا تقویت دوباره داعش، واشنگتن میتواند اعلام کند که دیگر حضور مستقیم در منطقه نداشته است. نکته مهم دیگر آن است که آمریکا پس از اعلام خروج، بهطور شفاف مشخص نکرده که کنترل کامل منطقه به چه طرفی واگذار خواهد شد و سوال این است که آیا این مسئولیت به نیروهای نیابتی دیگری سپرده میشود یا دولت مرکزی دمشق عهدهدار آن خواهد بود؟ با توجه به محدودیتهای دولت مرکزی در اداره پیرامون خود، این ابهام همچنان باقی است. بر این اساس، تحلیل حاضر معتقد است که آمریکا با برنامهریزی مشخص، هزینههای خود را به شکل قابل توجهی کاهش داده و در عین حال، از طریق حمایت غیرمستقیم از جریانهایی چون داعش و برخی گروههای فعال در منطقه، نقش خود را حفظ کرده است؛ بیآنکه مسئولیت مستقیم حقوقی و رسانهای متوجه آن باشد.
وی افزود: در چنین شرایطی، این احتمال مطرح میشود که خلأ امنیتی نه به شکل آشکار، بلکه از طریق تقویت نیروهای نیابتی و گروههای مسلح وابسته یا همسو با آمریکا افزایش یابد. افزون بر گروههای شناختهشده، امکان ظهور جریانهای مسلح خودسر و غیرقابلکنترل نیز وجود دارد؛ جریانهایی که میتوانند برای سوریه و عراق چالشهای امنیتی و حتی معیشتی علیه ساکنان مناطق مرزی ایجاد کنند. از سوی دیگر، نباید از نقش ترکیه در این معادله غافل شد. با توجه به روابط پنهان و پیچیده میان آمریکا و ترکیه، برخی تحلیلها این تحول را بالقوه به نفع آنکارا ارزیابی میکنند. در صورت کاهش کنترل مستقیم بر چاههای نفت و منابع منطقه، ترکیه میتواند از فضای ایجادشده برای گسترش نفوذ خود بهره ببرد. همچنین، این دیدگاه مطرح است که آنکارا ممکن است ارتباطات گذشته خود با برخی گروههای فعال در منطقه، از جمله داعش، را تقویت کند. تفاهم میان نیروهای محلی و دولت مرکزی دمشق در این مقطع، که احتمالاً چندان پایدار نیز نخواهد بود، میتواند پیامدهای متفاوتی برای ترکیه داشته باشد.
صدرالحسینی گفت: اگر در التنف، نیروهای وابسته به دولت مرکزی تقویت شوند، این امر الزاماً به سود ترکیه نخواهد بود؛ اما اگر مدیریت منطقه در چارچوب تفاهم میان نیروهای محلی و دمشق پیش برود و مأموریت حفاظت به گروههایی واگذار شود که با آنکارا اصطکاک کمتری دارند، میتواند منافع ترکیه را تأمین کند. در عین حال، تقویت داعش (چه به شکل رسمی و چه غیررسمی) نیز سناریویی است که پیامدهای پیچیدهای خواهد داشت. از یک سو، افزایش قدرت این گروه میتواند زمینه بهرهبرداری تاکتیکی برخی بازیگران را فراهم کند؛ اما از سوی دیگر، تقویت بیش از حد آن به زیان دولت مرکزی دمشق و حتی بهطور بالقوه به زیان ترکیه خواهد بود؛ زیرا بیثباتی امنیتی گسترده میتواند کنترل اوضاع را از دست همه بازیگران خارج کند. از منظر سرزمینی نیز، هرگونه تقویت حضور ترکیه در مناطق مجاور التنف، بهویژه در نواحی هممرز، میتواند دولت مرکزی دمشق را تحت فشار قرار دهد. هرچند خود التنف ممکن است مستقیماً هدف ادعاهای ارضی نباشد، اما مناطق پیرامونی آن میتوانند محل رقابت و تنش باشند. در چنین وضعیتی، دمشق با چالش مضاعفی مواجه خواهد شد و از یک سو مدیریت امنیتی منطقه و از سوی دیگر مهار نفوذ ترکیه پدیدار میشود.
وی در پایان خاطرنشان کرد: در مجموع، وضعیت کنونی بیش از آنکه تصویر روشنی از آینده ارائه دهد، بیانگر مرحلهای از گذار و مبهم است. خروج آمریکا اعلام شده، اما سازوکار واگذاری و تثبیت قدرت در منطقه هنوز بهطور کامل مشخص نیست. ترکیه در این میان در موقعیتی نظارهگر و در عین حال مترصد قرار دارد و منتظر است ببیند کدام جریان، گروه یا نهاد دولتی کنترل عملی منطقه را در دست خواهد گرفت تا بر اساس آن، راهبرد خود را تنظیم کند. از این رو، در شرایط فعلی نمیتوان با قطعیت از سود یا زیان ترکیه سخن گفت. آنچه مسلم خواهد بود، این است که آنکارا تلاش خواهد کرد از هرگونه خلأ قدرت برای پیشبرد منافع خود در شمال و شرق سوریه بهره ببرد. با این حال، تا زمانی که تکلیف واگذاری نهایی منطقه التنف و نحوه مدیریت آن روشن نشود، ارزیابی دقیق پیامدهای این تحول برای بازیگران منطقهای، بهویژه ترکیه، با ابهام همراه خواهد بود.