ترامپ قربانی حماقت خود و خرد ایرانی شد

عبدالباری عطوان سردبیر روزنامه رأی الیوم در تازه‌ترین یادداشت خود به بررسی این موضوع پرداخت که چگونه رویای ترامپ و نتانیاهو و پیروزی آسان بر ایران بر باد رفت و چرا آنها طبق ادعاهایشان نتوانستند پس از گذشت چهار روز از تجاوز به ایران، جشن بگیرند.در مقدمه این یادداشت آمده است: «همزمان با ورود تجاوز اسرائیلی-آمریکایی علیه ایران به پنجمین روز خود، قرار بود معماران این جنگ، یعنی بنیامین نتانیاهو و پیرو او دونالد ترامپ، جشن‌های بزرگی را در ایالات متحده، دولت اشغالگر اسرائیل و قلب پایتخت ایران، تهران، به خاطر پیروزی در جنگ و دستیابی به تمام اهداف تجاوز در سرنگونی نظام و روی کار آوردن رژیمی جدید به جای آن، رهبری کنند».عطوان ادامه داد: اما، نتایج برعکس و حتی فاجعه‌بار برای متجاوزان بود. کسانی که برای برپایی چادرهای شادی آماده می‌شدند، می‌بینند که این رهبری موقت ایران و مردم آن هستند که با اراده‌ای آهنین، نبرد پایداری را مدیریت کردند و به حکومت خود ادامه دادند و دستاوردهای نیروهایشان در میدان‌های نبرد در بیش از یک جبهه را به نمایش گذاشتند. این یک پیروزی بزرگ از هر نظر است».

 
 
وی در توضیح بیشتر این امر نوشت که، ترامپ و نتانیاهو انتظار داشتند؛ این تجاوز، طبق برنامه تعیین شده، بیش از ۴ روز طول نکشد و رژیم ایران به محض ترور رهبر معظم آن و ۴۰ نفر از رهبران و نهادهای دولتی، به ویژه نهادهای نظامی، کاملاً فرو بپاشد. این موضوع، عجله ترامپ از روز اول تجاوز را برای طرح این «دروغ» که رهبری جدید ایران او را به بازگشت به مذاکرات، اما با شرایط خودش و پذیرش آنچه رهبری قدیمی رد کرده بود، یعنی برافراشتن پرچم‌های سیاه تسلیم سوق داد. امری که بلافاصله با انکار و به سخره گرفتن از سوی علی لاریجانی، مرد قدرتمند همراه شد.
 
در ادامه این یادداشت آمده است که اوهام «روزانه» ترامپ با شلیک نخستین موشک‌های مافوق صورت و نقطه زن ایران به بیش از ۳۰ پایگاه آمریکایی در منطقه خلیج فارس، اربیل در شمال عراق و حتی قبرس در کنار چندین سفارتخانه آمریکا، نقش بر آب شد. نتانیاهو نیز با پناه بردن به یکی از پناهگاه‌های سری و «امن» زیرزمینی، از انظار ناپدید شد، در حالی که موشک‌ها به دفتر و مقر فرماندهی او اصابت کرده و تعداد زیادی از برج‌ها و ساختمان‌های تل‌آویو بزرگ را ویران کردند. بر اساس اعلام رسمی، تاکنون بیش از ۶۰۰ اسرائیلی در پی اولین موج حملات موشکی کشته و زخمی شده‌اند.نکات متعددی وجود دارد که می‌تواند نشانه‌های ایستادگی و پیروزی را خلاصه کرده و پرتوی بر روند جنگ در روزهای آینده باشد. نخست: آنچه نظامیان اسرائیلی و آمریکایی را مبهوت کرد این بود که پاسخ ایران به این تجاوز، تنها دقایقی بعد و نه ساعتها بعد مانند آنچه در جریان تجاوز خرداد ماه گذشته (جنگ ۱۲ روزه) رخ داد، انجام شد.دوم: ورود «حزب‌الله» به میدان نبرد تنها دو روز پس از تجاوز، با شلیک ۷ موشک به سمت عمق اراضی اشغالی، در چارچوب نظریه وحدت میدان‌ها، پشتیبانی و وفای به عهد برای یاری رساندن به متحد ایرانی خود، رهبر محور مقاومت پای میدان آمد.
 
سوم: یورش نیروهای اسرائیلی به لبنان و عقب‌نشینی نیروهای ارتش لبنان از جنوب، که هدیه‌ای بسیار ارزشمند برای حزب‌الله و رهبری آن بود، چرا که ضعف ارتش لبنان و همدستی سران لبنان و مشروعیت مقاومت را آشکار ساخت. ارتش جنوب را رها کرد و حتی یک گلوله به سمت نیروهای مهاجم اسرائیلی شلیک نکرد، علیرغم اینکه این موشک‌ها از شمال رودخانه لیتانی شلیک شدند و در واکنش به بیش از ۷۵۰۰ مورد نقض آتش‌بس از سوی اسرائیل و شهادت صدها لبنانی در پی حملات هوایی اسرائیل که از زمان دستیابی به توافق متوقف نشده است، صورت گرفت.چهارم: اصابت موشک‌های ایرانی به تمامی پایگاه‌های آمریکایی در منطقه عربی خلیج فارس، وارد آمدن خسارات سنگین به نیروهای مستقر در آنها، سرنگونی چندین فروند جنگنده و شعله‌ور شدن آتش در سفارتخانه‌های آمریکا که نمونه‌ای از امنیت به حساب می‌آمدند. این اصابت‌ها موید آن است که حفاظت و تأمین امنیت این پایگاه‌های آمریکایی امری محال است و از این پس به باری سنگین بر دوش کشورهای میزبان تبدیل شده‌اند، چه رسد به حمایت این پایگاه‌ها از آن کشورها و اتباعشان، طبق دروغ‌های رایج.پنجم: بسته شدن تنگه هرمز به روی تمامی نفتکش‌ها به استثنای کشتی‌های چینی و غرق شدن دو فروند از آنها که تلاش کردند این محاصره را بشکنند، منجر به بحران اقتصادی جهانی، ضرر متحدان اروپایی که به نفت و گاز خلیج فارس وابسته هستند و از دست رفتن صدها میلیارد دلار به دلیل افزایش قیمت‌ها و سقوط بورس‌های جهانی خواهد شد و کشورهای تولیدکننده در جهان سوم و مردمشان اولین ذی‌نفعان خواهند بود.
 
ششم: دوگانهٔ آمریکا و اسرائیل، چه با هم و چه به تنهایی، نتوانسته‌اند جنبش «حماس»، حزب‌الله، انصارالله (یمن)، طالبان در افغانستان و مقاومت ملی در عراق را شکست دهند و اکنون ایران و مردم آن نیز به این فهرست افتخارآمیز می‌پیوندند.هفتم: ترامپ پس از شکست طرح‌های بسیج و ارعاب ناوهای هواپیمابر و کشتی‌های جنگی و بیش از ۳۰۰ فروند جنگنده و ده‌ها بمب‌افکن غول‌پیکر، به حمله زمینی به خاک ایران تهدید کرده است. بعید نیست که رهبران ایران دست‌های خود را از سر شادی به هم بمالند و برای انجام این گام دعا کنند، زیرا آمریکا را درگیر جنگی فرسایشی، طولانی و بسیار پرهزینه انسانی و مالی خواهد کرد که شاید حتی از هزینه جنگ‌های ویتنام، افغانستان و عراق نیز سنگین‌تر باشد و به شکست و خفت آمریکا بینجامد.
 
 
در ادامه این یادداشت طولانی آمده است که نتانیاهو از حماقت سیاسی و نظامی ترامپ سوءاستفاده کرد، همان‌طور که از ضعف و جرایم جنسی او برای کشاندنش به دام ایران استفاده کرد که شکست‌خورده از آن بیرون خواهد آمد و کشورش چنان زخمی می‌شود که دام‌های ویتنام و افغانستان در برابر آن حقیر به نظر می‌رسند.مردم آمریکا و نهادهایش به‌شدت تلاش دارند که اکنون به ترامپ ضربه بزنند و او را برای کاهش خسارات از قدرت کنار بگذارند. مهم‌تر از همه و شاخص‌ترین شعار این حرکت این است که ترامپ «اسرائیل را اولویت» قرار داد، نه آمریکا را، و تمام شعارهای دیگر کارزار انتخاباتی‌اش مانند «جنگ‌های خارجی نداشته باشیم»، «گسترش صلح در جهان» و «بازگرداندن عظمت آمریکا» را زیر پا گذاشت. نتایج نظرسنجی‌ها که تأیید می‌کند تنها ۲۲ درصد از جنگ علیه ایران حمایت می‌کنند، موید همین امر است.
 
نویسنده در ادامه تصریح می‌کند که ذهن‌های ایرانی در نهایت زیرکی بودند، با وجود تحریکات فراوان، مراقب بودند که آغازگر این جنگ نباشند و به‌خوبی برای ورود به آن آماده شدند؛ با پایبندی نخست به شرایط حاکمیتی خود، جبران و تقویت تسلیحات موشکی‌شان که برجسته‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین عامل برای دفاع و جنگ‌هاست، جذب شوک اولیه تجاوز، ساماندهی دوباره خانه داخلی خود و انتخاب «رهبری موقت» به‌منظور انتخاب مرجع و رهبری جدید. وی در خاتمه نوشت: «گفته می‌شود سه نامزد اصلی وجود دارد: اول مجتبی، فرزند شهید خامنه‌ای؛ حسن خمینی، نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی و حسن روحانی رئیس‌جمهور سابق.اما علی لاریجانی رئیس شورای عالی امنیت ملی و محمدباقر قالیباف رئیس مجلس، نیز از این فهرست دور نیستند. به هر حال ایران زایا و پر از شخصیت‌های رهبری است و فراتر از این‌ها، کشور نهادهاست... و پیروزی برای هر کسی که از حاکمیت، کرامت و عقیده خود دفاع کند، حتمی است... و روزها بین ماست».