ابتکار عمل میدان جنگ دست ایران است

 استاد دانشگاه شیکاگو توضیح می‌دهد که ایران، برخلاف آمریکا و اسرائیل، نقشه راه بسیار دقیق و حساب شده‌ای را برای این جنگ پیش می‌برد و به نظر می‌رسد از سال‌ها پیش برای چنین روزهایی آماده شده است. او تأکید می‌کند که تمرکز بالای ایران در زیر ضرب بردن اهدافی مشخص، آمریکا را در موضعی قرار داده که هرگز نتواند به شکلی آبرومندانه از این وضعیت خارج شود. ایران با راهبردی مشخص، آمریکا را در جنگی پرهزینه به دام انداخته استدکتر مرشایمر نقطه قوت اصلی ایران را در این جنگ، منطق راهبردی مشخص و فرسایشی آن توصیف می‌کند. این فرسایش از طریق هدف قرار دادن پایگاه‌های نظامی آمریکا، زیرساخت‌های انرژی، تأسیسات حیاتی و نیز ایجاد ناامنی در محیط راهبردی خلیج فارس دنبال می‌شود. مرشایمر تأکید می‌کند که ایران با اتکا به زرادخانه موشکی و پهپادی خود، هزینه تداوم جنگ را برای واشنگتن، تل‌آویو و متحدان عرب آنان به‌طور مداوم بالا می‌برد. در این چارچوب، می‌خواهد نظم امنیتی و اقتصادیِ متکی بر حمایت آمریکا را متزلزل کرده و طرف مقابل را در یک جنگ طولانی، پرهزینه و فرساینده گرفتار سازد.

ایران ابزار کارآمد نظامی مطابق نیاز خود در اختیار داردداشته‌های موشکی و پهپادی ایران به زعم مرشایمر، دقیقاً مطابق با نیازمندی‌های آن برای اجرای راهبرد مذکور، طراحی و تولید شده‌اند. این استاد دانشگاه شیکاگو معتقد است که ترکیب موشک‌های بالستیک و پهپادها به تهران این امکان را می‌دهد که با هزینه نسبتاً پایین، فشار مداومی بر محیط جغرافیایی خلیج فارس وارد کند که «سرشار از اهداف متنوع» است و از این طریق ایران می‌تواند امنیت راهبردی کشورهای میزبان نیروهای آمریکایی را به چالش بکشد.مرشایمر همچنین بر این نکته تأکید می‌کند که ایران علاوه بر این توان منطقه‌ای، دارای موشک‌های دوربرد و پهپادهایی است که قادرند اهدافی در اسرائیل را نیز مورد تهدید قرار دهند. به اعتقاد او، مشکل اصلی برای آمریکا و اسرائیل آن است که ظرفیت دفاع موشکی آن‌ها بسیار محدود است. از این رو در یک جنگ طولانی، هرچه زمان بگذرد ذخایر دفاعی آن‌ها کاهش می‌یابد، در حالی که ایران همچنان می‌تواند با استفاده از این زرادخانه موشکی و پهپادی فشار نظامی را ادامه دهد. به همین دلیل مرشایمر این قابلیت را یکی از مهم‌ترین «اهرم‌های راهبردی» ایران در جنگ فرسایشی می‌داند؛ ابزاری که به تهران امکان می‌دهد حتی بدون برتری هوایی یا دریایی، دشمنان خود را برای مدت طولانی تحت فشار نگه دارد.

ایران ضمن حفظ ابتکارعمل، آمریکا و اسرائیل را در موضع انفعال قرار داده استمرشایمر معتقد است که ابتکارعمل در جنگ به صورت کامل در اختیار ایران است و به همین دلیل ادعای واشنگتن مبنی بر «برتری در نردبان تشدید» را زیر سؤال می‌برد. او با انتقاد از اظهارات «کذب» مقامات آمریکایی در مورد افزایش شدت حملات به ایران، تأکید می‌کند که این اظهارات با واقعیت‌های میدانی سازگار نیست، زیرا ایران در هر سطح از تشدید، ابزارهای مؤثری برای پاسخ در اختیار دارد؛ از حمله به پایگاه‌های آمریکا و زیرساخت‌های انرژی در خلیج فارس گرفته تا هدف قرار دادن اسرائیل با موشک‌های دوربرد. به بیان دیگر، هر گامی که آمریکا و اسرائیل در مسیر تشدید تنش بردارند، ایران نیز قادر است با استفاده از ظرفیت موشکی و پهپادی خود سطح پاسخ را بالا ببرد. در چنین شرایطی، نه‌تنها ادعای «سلطه بر تشدید» برای آمریکا قابل اثبات نیست، بلکه ساختار جنگ به‌گونه‌ای شکل گرفته که به ایران امکان می‌دهد ضمن حفظ ابتکار عمل، طرف مقابل را در موقعیت انفعال قرار دهد.

پایان این جنگ، به اراده ایران پیوند خورده و درگروی امتیاز دادن به آن استمرشایمر در این گفتگو بر این مهم اصرار دارد که آمریکا برخلاف اظهارات متوهمانه برخی مقامات رسمی آن، قادر نیست زمان و نحوه پایان درگیری را تعیین کند. او توضیح می‌دهد که این بار آمریکا و اسرائیل نمی‌توانند هر زمان که بخواهند جنگ را متوقف کرده و با اعلام پیروزی از آن خارج شوند و پایان واقعی جنگ را طرف مقابل، یعنی ایران، تعیین خواهد کرد. او هشدار می‌دهد که ایران همچنان توان ادامه فشار نظامی و اقتصادی را دارد و دلیلی ندارد که بدون گرفتن امتیازات دلخواه، به درگیری پایان دهد. از این رو واشنگتن برای متوقف کردن جنگ ناگزیر است برای پایان یافتن جنگ، مطالبات ایران را برآورده سازد.مرشایمر استدلال می‌کند که در چنین شرایطی، تهران از اهرم‌های قابل‌توجهی برای تحمیل شرایط خود برخوردار است؛ از جمله توان موشکی و پهپادی، امکان فشار بر زیرساخت‌های انرژی منطقه و تأثیرگذاری بر بازار جهانی نفت. این عوامل به ایران اجازه می‌دهد جنگ را تا زمانی ادامه دهد که به یک توافق مطلوب‌ دست یابد. به اعتقاد او، ایران احتمالاً در هر توافقی خواهان امتیازاتی مانند رفع تحریم‌ها، دریافت خسارت و تضمین‌هایی ملموس برای جلوگیری از هرگونه حمله در آینده خواهد بود. بنابراین خروج آمریکا از جنگ بدون چنین امتیازاتی دشوار است و اگر واشنگتن ناچار به پذیرش آن‌ها شود، این امر می‌تواند در عرصه سیاسی داخلی و بین‌المللی به‌عنوان شکست تلقی شود. از همین رو مرشایمر معتقد است یافتن یک مسیر خروج «آبرومندانه» برای آمریکا در چنین جنگی، تقریباً غیرممکن است.