دونالد ترامپ در رقابتهای انتخاباتی خود همواره بر سه محور اصلی تمرکز داشت:۱. کاهش تورم۲. رونق بازارهای مالی۳. جذب سرمایهگذاری از کشورهای خلیج فارساما جنگ با ایران و تشدید تنشهای منطقهای، هر سه وعده انتخاباتی او را تحت تأثیر قرار داد و عملاً محقق نشد.
فروپاشی وعده «کاهش هزینههای زندگی»وعده اصلی ترامپ برای بازگشت به قدرت، مهار تورم و کاهش قیمتها بود که قرار بود نرخ تورم به ۲.۴ درصد برسد. اما جنگ با ایران معادله را بهطور کامل معکوس کرد.قیمت نفت که پیش از جنگ در محدوده ۶۰ تا ۷۰ دلار قرار داشت، اکنون بین ۱۰۰ تا ۱۳۰ دلار معامله میشود. این جهش قیمتی مستقیماً بر تورم آمریکا اثر گذاشته و نرخ آن از پیشبینی ۲.۴ درصد به ۶ تا ۹ درصد رسیده است. در نتیجه، قیمت بنزین نیز از ۳.۵ دلار به محدوده ۴.۵ تا ۵.۵ دلار افزایش یافته است.ناامنی در تنگه هرمز منجر به اختلال در صادرات نفت خلیج فارس شده و باعث کاهش چشمگیر صادرات از این مسیر و افزایش بیسابقه قیمتها گردیده است. این وضعیت جهش قیمت بنزین در ایالتهای کلیدی مانند تگزاس و فلوریدا را به دنبال داشته است.این درحالی است که این ایالتها نقش تعیینکنندهای در انتخابات میاندورهای سال آینده کنگره برای جمهوریخواهان ایفا خواهند کرد و مصرفکننده آمریکایی که با قیمت سوخت مواجه است، پیامدهای جنگ را مستقیماً در رأی خود اعمال میکند.
شوک بازارهای مالی و بحران وام مسکنحمله به ایران، بازارهای سهام جهانی را وارد فاز ترس و بیثباتی کرده است. بازدهی اوراق قرضه ۱۰ ساله آمریکا که شاخصی برای نرخ بهره است، از ۳.۷۵٪ به ۵.۲٪ افزایش یافته است. افزایش نرخ بهره در یک معادله مستقیم با افزایش نرخ وام مسکن به این معناست که امروز وام مسکن ۳۰ ساله با نرخ سود ۶.۵٪ به خریداران ارائه میشود، اما پس از جنگ، نرخ سود همین وام به ۸.۵٪-۹٪ خواهد رسید.طبق گزارشهای بلومبرگ، این افزایش نرخ بهره، بخش مسکن آمریکا را با رکود جدی مواجه میکند. طبقه متوسط آمریکایی که بزرگترین پایگاه رأی ترامپ است، نمیتواند وامهای سنگینتر را پرداخت کند. این موضوع نه تنها بازار مسکن را فلج میکند، بلکه اعتماد سرمایهگذاران خارجی به اقتصاد آمریکا را نیز زیر سوال میبرد.نقدینگی در بازار سهام آمریکا بر اساس تحلیلهای گلدمن ساکس، با کاهش قابل توجهی مواجه شده است. این وضعیت تحت تأثیر تنشهای منطقهای و اثرات آن بر بازارهای جهانی رخ داده و نقدینگی قراردادهای آتی S&P 500 را به پایینترین سطح خود از آوریل ۲۰۲۵ رسانده است.طبق گزارش گلدمن ساکس، عمق سفارشها (Order Depth) در قراردادهای آتی S&P 500 با کاهش چشمگیری مواجه شده است. اگرچه ارقام دقیق در دسترس نیست، اما کاهش عمق سفارشها نشاندهنده کاهش مشارکت و کاهش توان بازار در جذب فشارهای خرید و فروش است.این سقوط در حالی رخ میدهد که والاستریت پس از شوک نفتی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز و افزایش قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار، بدترین هفته خود از زمان بحران بانکی مارس ۲۰۲۳ را پشت سر گذاشت. بانک آمریکا هشدار داده، نشانهها در بازارها بهطور نگرانکنندهای شبیه به دوران پیش از بحران مالی ۲۰۰۸ شده است.
شکست پروژه ۳ تریلیون دلاری خلیج فارسیکی از بزرگترین دستاوردهای اقتصادی ترامپ، امضای تفاهمنامه جذب ۱.۸ تا ۳ هزار میلیارد دلار سرمایه از عربستان، امارات و قطر بود که قرار بود در حوزههای هوش مصنوعی، زیرساخت و انرژی سرمایهگذاری شود. اما جنگ با ایران این پروژه را به شدت متوقف کرده است. کشورهای خلیج فارس که اکنون در وضعیت دفاع از خود قرار گرفتهاند، اولویت خود را از سرمایهگذاری در آمریکا به امنیت داخلی تغییر دادهاند. کاهش درآمد نفتی بین ۳۰ تا ۴۰ درصد، افزایش مخارج نظامی و ریسک ژئوپلیتیک باعث شده این کشورها تمایلی به انتقال سرمایه نداشته باشند و این موضوع یکی از بزرگترین پروژههای جذب سرمایه ترامپ را به شکست منجر کرده است.در همین حال، بانک سرمایهگذاری گلدمن ساکس نسبت به وقوع بدترین رکود اقتصادی در منطقه خلیج فارس از دهه ۱۹۹۰ هشدار داده است. بر اساس پیشبینیها، تولید ناخالص داخلی قطر و کویت در سال جاری میلادی با افت ۱۴ درصدی مواجه خواهد شد که این میزان کاهش شدیدتر از تأثیرات رکود اقتصادی ناشی از جنگ خلیج فارس در سالهای ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۱ ارزیابی شده است. تحلیلگران گلدمن ساکس همچنین اشاره کردهاند که صندوقهای سرمایهگذاری این دو کشور برای تأمین هزینههای واردات به فروش ذخایر خود از جمله اوراق خزانه، سهام و طلا روی خواهند آورد؛ کویت ۷۹ تن و قطر ۱۱۵ تن طلا ذخیره دارد. در چنین شرایطی، پروژههای ۳ هزار میلیارد دلاری ترامپ برای این کشورها واقعا بیمعنا خواهد بود.
نتیجهگیری: تضاد راهبردی «اول آمریکا» با واقعیتهای جنگهم اکنون ترامپ با ورود به جنگ با ایران خود را در یک بنبست راهبردی گرفتار میبیند:۱. اعتبار سیاسی: برای حفظ اعتبار خود در برابر ایران، ناچار به ادامه جنگ است، اگرچه این جنگ هزینههایی بیش از حد انتظار بر دوش ترامپ گذاشته است.۲. پایگاه رأی: هزینههای جنگ، با تخریب اقتصاد داخلی، پایگاه رأی خود را از بین میبرد.۳. ثبات جهانی: جنگ با ایران، امنیت انرژی جهانی را هدف میگیرد که منجر به فروپاشی زنجیره تأمین میشود.با توجه به اینکه حیاتیترین زیرساختهای اقتصادی آمریکا به ثبات قیمت انرژی وابسته است، اقدام نظامی در برابر ایران نه تنها یک پیروزی استراتژیک یا یک شکست اقتصادی، بلکه یک فاجعه جهانی در تمام ابعاد واقعی آن خواهد بود. در عمل، پس از گذشت تنها دو هفته، ایران توانسته است سه دستاورد اقتصادی ترامپ را بر باد دهد.