«مایکل توماسکی» در مطلبی در نیو ریپالیک در گزارشی نوشت: «جنگ علیه ایران همان جنگی که بدون هیچ هشدار قبلی در ۲۸ فوریه به مردم آمریکا و جهان تحمیل شد را دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده با همدستی اسرائیل به راه انداخته است. از طرف دیگر با اخراج دادستان کل، پم باندی روبرو هستیم آنهم فقط به این دلیل که به اندازه کافی چاپلوس نبود، نشان میدهد با فردی روبهرو هستیم که اساسا درکی از نحوه کار دموکراسی ندارد. اقتصادی که ترامپ از آن دم میزند در وضعیت بدی است و ممکن است بدتر هم بشود. بودجه پیشنهادیاش، بهویژه افزایش نیمتریلیون دلاری برای پنتاگون، اصلا با اولویتهای مردم همخوانی ندارد. اما علاوه بر همه اینها، ارتباط ترامپ با واقعیت، که همیشه هم سست بوده، حالا بهسرعت در حال از دست رفتن است.
تصور کنید «رهبر دنیای آزاد» صبح عید پاک از خواب بیدار شود (روزی که مسیحیان رستاخیز عیسی مسیح را گرامی میدارند) چنین پیام آشفته و تحریکآمیزی را در شبکههای اجتماعی منتشر کند:«سهشنبه روز نیروگاهها و روز پلها خواهد بود، همه در ایران. چیزی شبیهش ندیدهاید!!! تنگه لعنتی را باز کنید، وگرنه در جهنم زندگی خواهید کرد. فقط تماشا کنید!»
ترامپ تا این مدت در سیاست دوام آورده چون ستونهای حمایتیاش بهطرز غیرمعمولی مقاوم بودهاند. درصدی از مردم آمریکا که نهتنها با سیاستهای ناسیونالیستی و اقتدارگرا مشکلی ندارند بلکه از آن استقبال میکنند، از سال ۲۰۱۵ او را به صدر حزب جمهوریخواه رساندند و تا امروز هم تقریبا ثابت ماندهاند. میلیونها نفر هنوز باور دارند که ترامپ چیزی شبیه به مسیح است. شبکههای تبلیغاتی راستگرا که او را بیخطا میدانند همچنان فعالاند و البته جمهوریخواهان در کنگره، بهجز چند مورد استثنا، همچنان او را ستایش میکنند.
اینها چهار ستون اصلی ترامپ بوده و هستند. این ستونها بیش از یک دهه او را در قدرت و خارج از آن نگه داشتهاند و از دو عاملی که در تئوری میتوانستند او را سرنگون کنند قویتر بودهاند یعنی اپوزیسیون سیاسی و واقعیت عینی.
اما اگر همین حالا کمی با دقت به فضای کلی جامعه آمریکا نگاه کنید، بوی تغییر را حس میکنید. اپوزیسیون قویتر شده است و این اپوزیسیون صرفا دموکراتهای کنگره نیست. همه میدانیم برخی از آنها موثرند و برخی نه، اما حتی اثرگذارترینشان هم قدرت نهادی زیادی برای اقدام ندارند.
باید به این نکته اشاره کرد این مخالفت از واشنگتن برنخاسته، بلکه از شیکاگو و مینیاپولیس و هزاران راهپیمایی «روز بدون پادشاه» که هشت میلیون آمریکایی را به خیابانها کشاند، شکل گرفته است و چون ترامپ یک سیاستمدار معمولی نیست، این هم یک اپوزیسیون معمولی نیست. میلیونها آمریکایی فقط با سیاستهای او مخالف نیستند، بلکه با نفرت، بیقانونی، فساد و انحطاط اخلاقیای که او گسترش داده، مخالفت دارند.
نکته دوم اینکه شاید بالاخره به نقطهای رسیدهایم که حتی حامیان سرسخت ترامپ و شبکههای تبلیغاتی عظیم او هم نتوانند در برابر واقعیتها مقاومت کنند. این واقعیتها تقریبا همگی ناامیدکنندهاند. جمعه گذشته گزارش خوبی از بازار کار آمریکا منتشر شد، اما بهجز آن، اخبار عمدتا بد هستند و نشان میدهند او یک شارلاتان است.»
نویسنده این گزارش در بخش دیگری مینویسد: «من هیچوقت نفهمیدم در سال ۲۰۲۴ چگونه این همه آدم خودشان را قانع کردند که ترامپ میتواند قیمت بنزین و گوشت را پایین بیاورد. او با جنگش علیه ایران، قیمت بنزین را بالا برده است. قیمت گوشت به بالاترین حد تاریخ است.
همچنین هیچوقت نفهمیدم چراکسیکه باور داشت اگر شرایط از نظر خودش مناسب نباشد، وارد جنگهای احمقانه نمیشود اما این بار این اتفاق افتاد. یک حقیقت اساسی درباره ترامپ این است؛ او هر چه لازم باشد میگوید تا از ۱۰ دقیقه بعدی عبور کند.
ترامپ درباره جنگها هم هر چه گفت، برای پیروزی در انتخابات بود و دیگر هیچ. هر کسی غیر از این باور داشت، صادقانه بگویم، اشتباه میکرد و حالا اینجاییم، با ترامپی که به مقدسات اسلامی طعنه میزند و احتمالا در آستانه اقداماتی است که میتوان آنها را طبق کنوانسیون ژنو جنایت جنگی دانست.
یک ارتش وفادار از طرفداران، یک شبکه عظیم اطلاعات نادرست و یک حزب سیاسی که از ترس سکوت کرده، میتوانند برای مدتی طولانی واقعیت را پنهان کنند. اما در نهایت، واقعیت خودش را نشان میدهد. به نظر میرسد این روند حالا شروع شده است. شاید باید جشن بگیریم. اما حالا این سوال پیش میآید که او در برابر این فشار واقعیت چگونه واکنش نشان خواهد داد و میترسم که هنوز بدترینها را ندیده باشیم.»