تارنمای کانورسیشن نوشت: اکنون که آتش بس ۱۴ روزه بین تهران و واشنگتن در جریان است، سران روسیه و چین هنوز هم فرصت دارند تا از آنچه که بزرگترین حماقت اخیر آمریکا در خاورمیانه بوده است، منفعت کسب کنند.
این رسانه نوشت: حمله آمریکا و اسرائیل به ایران به چهار شیوه زیر به جایگاه واشنگتن در بین رقبای ابرقدرت خود در قرن ۲۱ آسیب رسانده است.
از دست دادن نفوذ در خاورمیانه
این رسانه افزود: آمریکا مدتها تلاش کرده بین اهداف خود در خاورمیانه توازن ایجاد کند. در طول جنگ سرد این به معنای محدود کردن نفوذ شوروی سابق در منطقه بود و در عین حال با توسعه سلاح های هسته ای با دو متحد مشکل آفرین خود یعنی رژیم اسرائیل و پاکستان رقابت می کرد.
تا دهه ۲۰۲۰ میلادی، اولویت واشنگتن، محدود کردن نفوذ قدرت های رقیب مانند چین و تا حد کمتری روسیه در خاورمیانه بود.اما در دوران ریاست جمهوری شی جین پینگ و ولادیمیر پوتین، چین و روسیه به دنبال افزایش نفوذ خود در منطقه از طریق ائتلافات رسمی و اقدامات غیر رسمی بوده اند.
این اقدامات از سمت روسیه از طریق همسویی و مشارکت با تهران برای حمایت از حکومت پیشین سوریه صورت گرفت و در چین از طریق افزایش اقدامات دیپلماتیک در خاورمیانه به ویژه به عنوان میانجی در برقراری روابط دیپلماتیک عربستان و ایران در سال ۲۰۲۳ ایفای نقش کرد.
این رسانه افزود: شکست اسد در دسامبر ۲۰۲۴، روسیه را از یکی از معتمدترین متحدان خود در منطقه محروم کرد و سفر منطقه ای مه ۲۰۲۵ ترامپ به کشورهای خلیج فارس که طی آن به توافقات مهمی در حوزه های فناوری و اقتصادی با عربستان، امارات، قطر و بحرین دست یافت، مقابله با نفوذ فزاینده اقتصادی و دیپلماتیک چین در این کشورها را هدف قرار می داد. اکنون که واشنگتن به شکل فزاینده ای به حامی غیر قابل اعتمادی برای این کشورها تبدیل شده است ممکن است کشورهای خلیج فارس به دنبال همکاری های امنیتی و اقتصادی مهم تری در خارج از آمریکا باشند.
دور کردن آمریکا از سایر اهداف راهبردی اش
کانورسیشن نوشت: روسیه و چین در دو دهه گذشته روابط نظامی، دیپلماتیک و اقتصادی خود در خاورمیانه را با این توجیه که واشنگتن در پی جنگ های هزینه بر در عراق و افغانستان، به دنبال دور کردن دارایی ها و سلب توجه خود از منطقه خاورمیانه است، گسترش دادند. تصمیم دونالد ترامپ برای حمله به ایران به طور مستقیم در تضاد با راهبرد امنیت ملی دولت آمریکا است که در نوامبر ۲۰۲۵ منتشر شد. بر اساس این سند، دولت آمریکا نیم کره غربی و منطقه هند اقیانوس آرام را در اولویت قرار خواهد داد.
ترامپ در آغاز دوباره جنگ با تهران با مشارکت رژیم اسرائیل بدون هیچ مشورتی با متحدان واشنگتن نشان داد که به نگرانی های راهبردی و اقتصادی این کشورها کاملا بی توجه است. سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) که تاکنون بارها با تهدیدهای ترامپ مواجه شده نشانه های اختلافات داخلی را تاکنون بروز داده است.
به نوشته کانورسیشن، این امر به نفع روسیه و چین است که مدتها به دنبال ایجاد شکاف بین آمریکا و متحدانش بوده اند.
این رسانه به سرنگونی نیکلاس مادرو در ونزوئلا اشاره کرد و نوشت: نکته طنز قضیه در اینجا این است که حمله آمریکا به ایران در حالی آغاز شد که دیدگاه های ترامپ درباره نقش ابرقدرتی هژمونیک آمریکا در نیم کره غربی در حال پیشرفت بوده است.
تبعات اقتصادی نامتناسب جنگ
کانورسیشن نوشت: «اقدام ایران در تنگه هرمز که گذرگاه ۲۰ درصد از نفت جهان است قابل پیش بینی و به ضرر منافع آمریکا بود. این اتفاق برای روسیه، مفهوم قیمت های بالاتر نفت و کمک به اقتصاد این کشور در دوران جنگ را داشت. همچنین باعث لغو موقت تحریم های آمریکا علیه این کشور شد که بعد از سالها جنگ با اوکراین به اقتصاد روسیه کمک کرد.
در حالی که بی تردید طولانی شدن وضعیت فعلی تنگه هرمز و تاثیر گسترده آن بر زیرساخت های نفت و گاز طبیعی در ایران و خلیج فارس به امنیت انرژی و اقتصاد چین لطمه وارد خواهد کرد اما به نظر می رسد که این خطرات برای مدتی برای رئیس جمهوری چین قابل قبول خواهد بود.
چین با تقویت ذخایر نفتی داخلی و تنوع بخشی به منابع انرژی خود و استفاده از باتری های الکتریکی، خورشیدی و زغال سنگ در مقایسه با آمریکا، در جایگاه بهتری از نظر طولانی شدن بحران جهانی انرژی به عنوان منبع رشد اقتصادی قرار دارد. این امر باعث شده که چین در مقابل شوک های اقتصادی جهان که بواسطه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بروز کرده محافظت شود.
هر قدر آمریکا کنترل خود را بر رویدادهای مربوط به تنگه هرمز از دست دهد به همان اندازه نفوذ خود در منطقه را از دست خواهد داد به ویژه این که به نظر می رسد ایران محدودیت هایی را علیه عبور کشتی های کشورهای غیر دوست اعمال کرده است.
از دست دادن نقش رهبری جهان
تمایل ترامپ برای ترک مذاکرات و وارد شدن در جنگ و لفاظی های ضد و نقیض او در طول جنگ ایران، تصورات از آمریکا به عنوان یک طرف معامله صادق را تضعیف کرده است. این امر قدرت نرم گسترده ای در اختیار پکن قرار می دهد. در حقیقت، چین به آرامی جای آمریکا را درعرصه جهانی به عنوان «میانجی جهانی» گرفته است.
کانورسیشن نوشت: چین قبلا نیز با موفقیت نقش میانجی را در اختلافات بین ایران و عربستان ایفا کرده و در جنگ روسیه و اوکراین و جنگ رژیم اسرائیل بر علیه فلسطین نیز تلاش کرده همین نقش را ایفا کند. به طور کلی، جنگ آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران به نگاه جهانی پکن مبنی بر این که نظم بین المللی لیبرال به سرکردگی آمریکا پایان یافته است، اعتبار می بخشد. حتی اگر پکن تا حدی از ادامه جنگ سود برده اما تصمیم این کشور برای ایفای نقش میانجی در آتش بس نشان داده که چین به طور فزاینده ای نقش رهبری جهان را که تا پیش از این آمریکا آن را متعلق به خود می دانست برعهده گرفته است. برای روسیه، جنگ ایران و اختلافات بین ترامپ و متحدانش در ناتو به دلیل خودداری آنها از حمایت از این جنگ، باعث تغییر توجهات جهان به جنگ اوکراین و دخالت آمریکا در آن شد.
سازمان خبری کانورسیشن بنابر معرفی که در این تارنمای اینترنتی آمده است: حاصل همکاری بینظیری بین دانشگاهیان و روزنامهنگاران است که در طول یک دهه به ناشر پیشرو در جهان در زمینه اخبار و تحلیلهای مبتنی بر تحقیق تبدیل شده است.
مطالب این رسانه حاصل همکاری دانشگاهیان و روزنامهنگارانی است که با تیمی از متخصصان فناوری دیجیتال، پشتیبانی می شوند. این رسانه خود را یک گروه غیرانتفاعی با هدفی مشخص معرفی کرده است.
کانورسیشن ابتدا در مارس ۲۰۱۱ در ملبورن، استرالیا کار آغاز کرد در ماه مه ۲۰۱۳ نسخه ای از آن در انگلیس منتشر شد و پس از آن نسخههایی در ایالات متحده (۲۰۱۴)، آفریقای جنوبی و فرانسه (۲۰۱۵)، کانادا، اندونزی و نیوزیلند (۲۰۱۷)، اسپانیا (۲۰۱۸) و برزیل (۲۰۲۳) منتشر شدند.