مارک لینچ، تحلیلگر ارشد فارن پالیسی، در یادداشتی نوشته است که ناامیدی اسرائیلیها از جنگ بیپایان، فراتر از نتانیاهو است و نمایانگر شکست استراتژی جاهطلبانه کابینه برای دگرگونی منطقه از طریق مداخله نظامی پس از هفت اکتبر ۲۰۲۳ است. برخی محورهای این گزارش به این شرح است:
۱. تغییر دکترین امنیتی بعد از ۷ اکتبر
پیش از هفت اکتبر، استراتژی اسرائیل بر «علفزنی» استوار بود یعنی کارزارهای نظامی کوتاه و شدید گاهبهگاه که توانایی دشمنانی مانند حماس و حزبالله را تضعیف میکرد، بدون اینکه قصد ریشهکن کردن آنها را داشته باشد. اما حمله هفت اکتبر این طرح را در هم شکست. دکترین جدید اسرائیل قرار بود به تهدیدها پایان دهد، نه فقط آنها را مدیریت کند: نابودی کامل حماس، خلع سلاح حزبالله و تغییر حکومت در ایران. اما امروز این چشمانداز در ویرانهها نهفته است.
۲. پیروزی قاطع در هیچ جبههای به دست نیامد
اسرائیل به طور پیوسته دامنه اهداف خودش را گسترش داده و آن را به نابودی کامل حماس، خلع سلاح حزبالله و تغییر حکومت در ایران افزایش داده است. اما در هیچ یک از این جبههها، پیروزی قاطع به دست نیامده است. یک جنگ تمامعیار هوایی علیه ایران با مشارکت آمریکا، نتوانست جمهوری اسلامی را سرنگون کند.
۳. بازگشت به «علفزنی» با هزینههای بسیار بالاتر
اسرائیل اکنون مجبور است به استراتژی مدیریت درگیری بازگردد، اما با سطوح بینهایت بالاتری از مرگ و ویرانی. وحشت جنگ غزه افکار عمومی را در اروپا و آمریکا علیه اسرائیل چرخانده است و بسیاری از اعراب را متقاعد کرده که اسرائیل را تهدیدی ببینند، نه یک شریک امنیتی.
۴. نمایش قدرت، اسرائیل را تهدیدآمیز جلوه داد
اسرائیل فرض را بر این گذاشت که نشان دادن قدرت، آن را به متحدی جذابتر برای کشورهای خلیج فارس تبدیل میکند، بدون اینکه تشخیص دهد این قدرت چگونه آن را تهدیدآمیز جلوه میدهد. حملات به ایران و لبنان، ترس از هرجومرج و فروپاشی دولتی را در ریاض و سراسر منطقه برانگیخته است.
لینچ نتیجه میگیرد که استراتژی اسرائیل پس از هفت اکتبر شکست خورده است. با وجود تمام آسیبهایی که به دشمنانش وارد کرده، اسرائیل در حذف هیچکدام موفق نبوده است. منتقدان نتانیاهو در داخل اسرائیل حق دارند وقتی میگویند او کشور را به جنگهای بیپایان و بیهدف کشانده، بدون اینکه هیچ جایگزینی برای باتلاق منطقهای و انزوای بینالمللی ارائه دهد.