جهان تاوان جنگ آمریکا را می‌دهد

 نشریه فارین پالیسی در گزارشی تحلیلی، با لحنی انتقادی، به بررسی پیامد‌های اقتصادی و اجتماعی تقابل آمریکا و ایران می‌پردازد و تأکید می‌کند که این بحران، بیش از آنکه نتیجه یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر باشد، حاصل مجموعه‌ای از محاسبات پرهزینه و بعضاً نادرست در واشنگتن به‌ویژه در دوره دونالد ترامپ است؛ محاسباتی که اکنون آثار آن به‌صورت گسترده در اقتصاد جهانی قابل مشاهده است.

این گزارش توضیح می‌دهد که هرچند شهروندان آمریکایی افزایش قیمت سوخت و فشار‌های تورمی را تجربه کرده‌اند، اما هنوز واکنش اجتماعی گسترده‌ای شکل نگرفته است. بخشی از این وضعیت به آگاهی محدود افکار عمومی از جزئیات بحران بازمی‌گردد و بخشی دیگر به مزیت‌های ساختاری اقتصاد آمریکا—از جمله تولید بالای انرژی، دلار قوی و بازار‌های مالی پویا—مرتبط است. با این حال، فارن‌پالیسی هشدار می‌دهد که این مزیت‌ها موقتی است و پیامد‌های واقعی این بحران، دیر یا زود به داخل آمریکا نیز بازخواهد گشت.

در مقابل، این نشریه با تمرکز ویژه بر کشور‌های جنوب جهانی نشان می‌دهد که بار اصلی این بحران بر دوش اقتصاد‌های آسیب‌پذیرتر قرار گرفته است. کشور‌هایی مانند پاکستان که بخش عمده انرژی خود را وارد می‌کنند، با افزایش بی‌سابقه قیمت سوخت مواجه شده و ناچار به اجرای سیاست‌های اضطراری همچون هفته کاری کوتاه‌تر، دورکاری گسترده و حتی درخواست کمک مالی از عربستان سعودی شده‌اند. در بنگلادش نیز وابستگی شدید به واردات انرژی، به محدودیت فروش سوخت، تعطیلی مراکز آموزشی و افزایش چشمگیر هزینه‌های زندگی انجامیده است؛ به‌طوری که افزایش قیمت گاز مایع برای اقشار کم‌درآمد به یک بحران معیشتی روزمره تبدیل شده است.

این وضعیت در دیگر کشور‌های منطقه نیز تکرار شده است؛ سریلانکا و نپال با کاهش فعالیت‌های اقتصادی و افزایش قیمت مواد غذایی مواجه شده‌اند و حتی بوتان نیز از این موج بی‌ثباتی در امان نمانده است. در هندوستان به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین واردکنندگان انرژی دولت برای مهار تبعات بحران ناچار به کاهش مالیات سوخت شده، اما همچنان با کاهش رشد اقتصادی، فشار بر بازار‌ها و اختلال در تأمین انرژی روبه‌رو است.

فارن‌پالیسی در ادامه به ابعاد گسترده‌تر این بحران در آسیا اشاره می‌کند؛ جایی که کشور‌هایی مانند فیلیپین وضعیت اضطراری انرژی اعلام کرده‌اند، تایلند به سیاست‌های صرفه‌جویی روی آورده و ویتنام حتی مسیر‌های هوایی خود را کاهش داده است. افزایش قیمت نهاده‌هایی مانند کود شیمیایی نیز، هم‌زمان با آغاز فصل کشت، خطرات جدی برای امنیت غذایی در این مناطق ایجاد کرده است. به‌طور کلی، این نشریه تأکید می‌کند که وابستگی بالای این کشور‌ها به انرژی وارداتی به‌ویژه از مسیر تنگه هرمز آنها را در برابر چنین بحران‌هایی به‌شدت آسیب‌پذیر کرده است.

در همین حال، اروپا نیز از پیامد‌های این وضعیت بی‌نصیب نمانده است. افزایش قیمت انرژی، کاهش رشد اقتصادی و فشار بر بازار‌ها نشان می‌دهد که دامنه بحران بسیار فراتر از خاورمیانه گسترش یافته است. هشدار‌های International Monetary Fund  درباره کاهش رشد اقتصادی جهانی نیز بر این نگرانی‌ها افزوده است.

در جمع‌بندی، فارن‌پالیسی تأکید می‌کند که تصور مصون‌بودن آمریکا از تبعات این بحران، چندان واقع‌بینانه نیست. اختلال در زنجیره‌های تأمین، افزایش هزینه تولید و فشار بر مصرف‌کنندگان، در نهایت به اقتصاد آمریکا نیز بازخواهد گشت. از این منظر، آنچه امروز به‌عنوان یک بحران منطقه‌ای دیده می‌شود، در واقع بازتاب یک خطای راهبردی گسترده‌تر است؛ خطایی که ریشه در رویکرد‌های تقابلی و کوتاه‌مدت سیاست خارجی واشنگتن دارد و اکنون، با برجسته‌تر شدن نقش بازیگرانی مانند تهران در معادلات انرژی، آثار آن بیش از پیش آشکار شده است.