از حدود یک ماه قبل تاکنون، دولت آمریکا با طرح دروغهایی همچون تمایل ایران برای مذاکره، مذاکرات پشت پرده، تهدیدهای زماندار برای حمله به نیروگاه و سایر موضوعات، در حال قلقگیری رفتار ایران است. اما رد «توافق به هر قیمتی» از سوی تیم ایرانی و پاسخ «تهدید با تهدید»، باعث شد آمریکا نتواند موضع ضعف از ایران دریافت کند.
محاسبات اولیه دشمن ازاینقرار بود که با ترور رهبر انقلاب، موساد میتواند شورش خیابانی به راه اندازد و ظرف حداکثر دو هفته، کار جمهوری اسلامی تمام شود. اما بعد از گذشت حدود 30 روز، هیچکدام از اهداف آمریکا و اسرائیل حاصل نشد. دشمن برای ادامه جنگ، قصد داشت بهنوعی، رفتار ایران را «قلق گیری» کند.
ازاینرو، ترامپ بهیکباره ادعای مذاکره با مقامات ایرانی در میانه جنگ را مطرح کرد. در این ادعای دروغ، سه نکته وجود داشت. اول آنکه، طرح چنین ادعایی در فضای عمومی، مقامات ایران را به سمت اجبار برای مذاکره سوق دهد. دوم، در فضای داخلی، بیاعتمادی و چنددستگی ایجاد کند و سوم، تمایل ایران به مذاکره و پایان جنگ «به هر قیمتی» را بسنجد.
در همین راستا، آمریکا طرحی 15 مادهای ارائه داد که عملا طرح تسلیم ایران بود. اگر جمهوری اسلامی با این طرح و ادعای اولیه مذاکره همراه میشد، به این معنا بود که آماده مذاکره «به هر قیمتی» است و همچنین، در بعد نظامی و تابآوری اجتماعی، در وضعیت بدی قرار دارد.
ایران حتی پاسخ درخواست کتبی آمریکا را نداد و جواب آن را با شلیک موشک به پایگاههای آمریکا و اسرائیل نشان داد. در گام اول قلق گیری، مشخص شد که ایران در جنگ، وضعیت مناسبی دارد و از موضع قدرت وارد میدان سیاسی میشود، نه ضعف.
در گام بعدی قلق گیری، ترامپ در فرصتی 48 ساعته، تهدید کرد که نیروگاههای ایران را هدف قرار میدهد. اگر ایران در پی این تهدید، شروط 15 گانه را میپذیرفت، یک تصویر ارائه میشد؛ اینکه ایران تهدید را با تهدید پاسخ داد، تصویری دیگر از قدرت ارائه داد.
درنهایت، ایستادگی باعث شد که آمریکا تهدید خود را ابتدا 5 و سپس 10 روز دیگر تمدید کند. در روز آخر، رئیسجمهور آمریکا هر ساعت اعلام میکرد که این بار به نیروگاهها حمله خواهد کرد. نتیجه این تهدیدات آن شد که مردم ایران، زنجیره انسانی در اطراف زیرساختها تشکیل دادند.
در همین حین، ایران نیز با ارائه طرحی 10 مادهای، هم تلاش کرد حقوق قانونی خود را کسب کند و هم رفتار دشمن را محاسبه نماید. درنهایت، تصویر ارائه شده از کشور در میدان نظامی و سیاسی، یک رفتار قدرتمدار بود و باعث شد رئیسجمهور آمریکا بهطور رسمی اعلام کند که شروط ایران را پذیرفته است.
در ادامه طرح قلقگیریها، دشمن با حمله به لبنان، به سراغ نقض آتشبس رفت. در این مرحله، جدیت ایران در پافشاری بر شروط خود و حمایت از جبهه مقاومت، وارد آزمون شد. از همان ابتدا، قالیباف و نیروهای مسلح اعلام کردند که توقف جنگ در همه جبههها، جزو شروط اصلی ایران بوده و ادامه جنگ در لبنان، نقض آتشبس است و ایران حملات خود را آغاز میکند.
اما موضعگیریها صرفا به اعلام رسمی محدود نشد. بلکه از همان ابتدای حملات، ایران دوباره تنگه هرمز را کاملا بست و بهصورت عملیاتی، برای حمله دوباره به اسرائیل، آماده شد. این رفتار، در کنار مقاومت خود حزبالله، نهایتاً نتانیاهو را که میگفت تحت هیچ شرایطی آتشبس را نمیپذیرد، مجبور کرد که آتشبس را قبول کند.
در دور اول مذاکرات، دشمن بازهم در حال قلق گیری رفتار ایران بود. ایران نیز بهطور رسمی اعلام کرد که به آمریکا بیاعتماد است. تیم مذاکرهکننده آمریکایی، برخلاف وعده اولیه، دوباره خواستههای حداکثری و غیرقانونی خود در خصوص منافع و ابزارهای قدرت ایران را مطرح کردند. آنها گمان میکردند که ایران شاید در مذاکرات حضوری، کوتاه بیاید. اما تیم مذاکرهکننده، تصور توافق به هر قیمتی را شکست و پاکستان را بدون نتیجه ترک کرد.
از زمان مذاکرات قبلی پاکستان تاکنون، آمریکا مدام این ادعا را مطرح میکند که مقامات ایران در پشت پرده مشغول مذاکره با آمریکا هستند. آنها برای توافق و امتیازدهی به آمریکا مشتاق بوده و به مردم خود دروغ میگویند.
این در حالی است که از ابتدای جنگ تاکنون، ایران فقط یک 24 ساعت با آمریکا، آنهم با میانجیگری پاکستان، مذاکره کرد. بهجز این مورد، هیچ مذاکره دیگری در جریان نبود و صرفاً تبادل پیام مکتوب از طریق واسطهها انجام میشد. هدف آمریکا از طرح چنین ادعایی، این بود که اولا مانند قبل، در فضای داخلی ایران بیاعتمادی و اختلاف ایجاد کند و ثانیا، تمایل ایران به مذاکره پشت پرده را بسنجد که نتیجه منفی گرفت.
در این میان، بعد از آتشبس در لبنان، ایران اعلام کرد که طبق تفاهم اولیه، عبور کشتیهای تجاری غیر متخاصم را تحت نظارت خود، آزاد خواهد کرد. اما در واکنش، آمریکا به محاصره دریایی ایران ادامه داد.
اگر جمهوری اسلامی در واکنش به ادامه محاصره، اقدام مناسبی انجام نمیداد، تصویر انفعال نشان داده بود. اما در واکنش، تنگه هرمز را مجدد بست و حتی به کشتیهایی که توجه نمیکردند، هشدار مسلحانه داد.
در این روزها، آمریکا مدعی شده که برای مذاکرات دوباره آماده است و ایران نیز شرکت خواهد کرد. اما با توجه به آنکه دشمن در حال تدارک حمله مجدد است، ایران هنوز تصمیم نگرفته که در مذاکرات شرکت کند یا نه.
قالیباف اعلام کرد که مذاکره زیر فشار تهدید را نمیپذیرد. بنابراین، ایران در حاضر تصمیمی برای شرکت ندارد اما اگر رفتار آمریکاییها در لحظات باقیمانده «تغییر عملی» کند، شاید ایران در تصمیمگیری تجدیدنظر داشته باشد.
بههرحال، آمریکا حدود یک ماه است که با پالسهای مختلف، در حال قلق گیری رفتار ایران است و مسئولان بهویژه شخص قالیباف با اطلاع از این موضوع، تصویری که از کشور ارائه دادند، رفتاری قدرتمدار و منسجم بود؛ نه رفتاری منفعل و همراه با اختلاف داخلی.
در این روزها، ایران احتمال جنگ دوباره را بهمراتب بیشتر از احتمال توافق میداند و به اظهار رسمی مقامات، کاملاً برای این سناریو آماده است.