این روزها در رسانهها و جراید منطقه و جهان، بازار تحلیل و تفسیر سیاسی گرم است. نویسندگان و تحلیلگران، از ابعاد و جوانب مختلف، به موضوع جنگ ایران در برابر آمریکا و رژیم اسرائیل میپردازند و تلاش میکنند به زوایایی اشاره کنند که کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
در یک ارزیابی کلی میتوان گفت مخرج مشترک اغلب تحلیلهایی که توسط مفسرین سیاسی در منطقه و فرامنطقه نوشته شده، اشاره به شکست سنگین آمریکا و خطای راهبردی ترامپ در برابر واکنش دفاعی هوشمندانه و قاطعانه ایران است.
علاوه بر نویسندگان منطقه، اغلب تحلیلگران اروپایی و آمریکایی نیز به شکلی آشکار به این موضوع اشاره میکنند که دو ماه پیش، خلل و مشکلی در فعالیت تنگه هرمز و جریان بازار انرژی در خلیج فارس و دریای عمان وجود نداشت و این ترامپ بود که با یک جنگ نامشروع و یک حمله مملو از بلاهت و ابهام، بازار انرژی و دیگر بازارهای دنیا را با مشکلات بزرگی روبرو کرد.
اما در این میان، تحلیلگرانی هم پیدا میشوند که با توجه به روابطِ نهادی، شیوه تامین معیشت و مزدِ قلم، به جای واقعیتهای میدان، از موضوعات و سرفصلهایی مینویسند که به میتوان به راحتی، ردّپای سفارش دهنده را در آن دنبال کرد.
روزنامه ایندیپندنت ترکی استانبولی، یکی از جرایدی است که در این مدت، به جای آن که نوک پیکان حملات خود را به سوی آمریکا و رژیم اسرائیل بگیرد، مداوماً به سوی ایران شلیک کرده است.
این روزنامه مورد حمایت سعودیها، درست مانند دو ورژن انگلیسی و عربی، جرات حمله به آمریکا و رژیم اسرائیل را ندارد و در تفسیرهای سیاسی خود، به شیوهای عمل میکند که گویی کل جهان و کل منطقه خاورمیانه در ثبات و آرامش به سر میبرد اما ناگهان، جمهوری اسلامی ایران با موشکهای خود، به مدارس ابتدایی دخترانه آمریکا و سرزمینهای اشغالی حمله کرد و آتش جنگ را برافروخت!

ایندیپندنت، جنگ را چگونه دید؟
برای آن که با استدلال و منطقه حاکم بر تفسیرهای سیاسی نسخه ترکی استانبولی ایندیپندنت آشنا شویم، کافیست نگاهی بیاندازیم به مقاله انور الانسی نویسنده یمنی که ترجمه ترکی آن در چندین رسانه ترکیه بازنشر شد و نسخه عربی و انگلیسی آن نیز با آب و تاب از سوی عربستان سعودی، آمریکا و امارات متحده عربی در محافل سیاسی و رسانهای، مورد توجه قرار گرفت.
الانسی میگوید: «ممکن است بپرسید: آینده روابط بین دو سوی خلیج فارس در آینده چگونه خواهد بود؟ ولی سوال مهمتر این است: آیا ایران میتوانست از جنگ جلوگیری کند؟ اگرچه جنگ در خاورمیانه هنوز تمام نشده، اما مطمئناً روزی پایان خواهد یافت و شاهد صحنههای مرگ، خونریزی، ویرانی و نمایشهای قدرت نخواهیم بود».
الانسی در ادامه میگوید: «مکانهای ویرانشده در جنگ را میتوان بازسازی کرد. اما یک موضوع مهم برای دهههای آینده نیز بدون تغییر باقی خواهد ماند: کشورهای عربی خلیج فارس از جمله عراق، حملات همسایهشان ایران را فراموش نخواهند کرد».
نویسنده ایندیپندنت در همان آغاز یادداشت خود دو خشت مهم را کج نهاده است. اول این که این تردید را مطرح کرده که ایران به استقبال جنگ رفته و میتوانست از آن جلوگیری کند و دوم این که مشخص نیست چگونه به خودش اجازه داده که به نمایندگی از طرف کشورهای عربی خلیج فارس و همچنین عراق، به این مساله اشاره کند که آنان فردای جنگ، به چه چیزی فکر خواهند کرد.
از این مهمتر، به این مساله ساده نیز اشاره نکرده که ایران، مراکز نظامی مرتبط با آمریکا را مورد هدف قرار داده و نه شهرها و مراکز ثروت و دارایی کشورهای عربی را.
نویسنده ایندیپندنت در ادامه مدعی شده که در فردای جنگ، «ایران دیگر آن ایران قبل از جنگ نیست و نفوذ آن در منطقه به ویژه در لبنان، در سطح قابل توجهی نخواهد بود و محور مقاومت به زودی به یادگارهای گذشته تبدیل خواهد شد. به همین ترتیب، موقعیت آمریکا و اسرائیل نیز مانند گذشته نخواهند بود. چرا که واشنگتن، برخلاف توافقنامههای امضا شده با کشورهای عربی، از ارائه حمایت دفاعی به آنها خودداری کرد».
نکته جالب توجه در استدلال بیپایه و ضعیف نویسنده ایندیپندنت ترکی این است که اولاً خصومت خود را با ایران و محور مقاومت به خوبی به نمایش گذاشته و سپس به این اشاره میکند که آمریکا بر اساس توافقهای قبلی، حاضر نشده از کشورهای عربی دفاع کند.
او سپس در ادامه ایده مضحکی، حسادت ایران را مطرح کرده و میگوید: «ایران بارها هشدار داد که اگر جنگی در بگیرد، گسترده خواهد بود. با این حال، ایران صرفاً خشم خود را متوجه همسایگان عرب خود در آن سوی خلیج فارس کرد. این حملات احتمالاً ماهها یا حتی سالها قبل از وقوع این درگیری از پیش و با دقت برنامهریزی شده بودند. البته خصومت مجدد ایران نسبت به همسایگان عرب خود و هدف قرار دادن سرزمینهای آنها را نمیتوان صرفاً به روابط خوب آنها با غرب و به ویژه آمریکا متحده، نسبت داد. دلیل اصلی، حسادت تهران به همسایگان عرب است که با بهرهگیری از درآمدهای نفتی، اقتصادهای بهتر و ارتشهای مسلحتری ایجاد کردهاند و توانایی خود را در رهگیری تقریباً 99٪ از موشکها و پهپادهایی که از سرزمینهای همسایگان ایران و برخی از نایبان عرب به کشورهایشان پرتاب میشود، ثابت کردهاند!»
مفسر ایندیپندنت ترکی در شرایطی مدعی حسادت ایران به کشورهای عربی است و ادعای پیشرفت و توسعه همه جانبه را مطرح میکند که خود او تنها دو پاراگراف بالاتر، از آمریکا گلایه کرده بود که چرا از این کشورها دفاع نکرده است!
این مفسر در ادامه، تلاش میکند تا با همین استدلالهای سست و غیرقبال قبول، پای ترکها را نیز به میان بیاورد و میگوید: «ایران مسئولیت موشکهای شلیک شده به آذربایجان، ترکیه و قبرس را بر عهده نگرفت».
ایندیپندنت در شرایطی این ادعا را مطرح کرده که اولاً بسیاری از استراتژیستها و تحلیلگران برجسته ترکیه به این اشاره کردند که پرتاب موشک به سوی ترکیه و نخجوان ربطی به نیروهای مسلح ایران نداشته و از اقدامات موذیانه رژیم صهیونیستی بوده و دوم این که اصابت پهپاد به پیست فرودگاه پایگاه نظامی انگلیس در جزیره قبرس، حتی به شکل غیرمستقیم، ارتباطی با کشورهای خلیج فارس و ترکیه و جمهوری آذربایجان ندارد و مشخص نیست او با چه هدفی این موضوع را مطرح کرده است.
تحلیلگر ایندیپندنت ترکی در پایان، به شکلی ناشیانه ردّپای سفارش دهنده اطلاعاتی – امنیتی خود را عیان کرده و میگوید: «درباره موازنات سیاسی پس از جنگ، میتوان از سخنان انور قرقاش مشاور دیپلماتیک رئیس امارات مثال زد که گفته است: امارات نقشه روابط منطقهای و بینالمللی را با دقت بازبینی میکند و تعیین خواهد کرد که به چه کسی اعتماد کند. این بیانیه نشاندهنده ارزیابی جامعتری از اتحادهای پس از جنگ است».
در پایان باید گفت: در شرایطی که بسیاری از تحلیلگران ترک در شبکههای تلویزیونی این کشور و خبرنگاران میدانی این شبکهها در تهران، بیروت و سرزمینهای اشغالی، با نگرشی واقعبینانه و منصفانه جنگ را تحلیل و روایت میکنند، جریدهای مانند ایندیپندنت ترکی نیز پیدا میشود که در بیان استدلالهای خود برای مقصر جلوه دادن ایران، مرغ پخته را به خنده وادار میکند.